عوام و خواص از ديدگاه امام خمينى(ره) - شیداییان، حسین - الصفحة ١١
كِتابُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ عَلى ارْبَعَةِ اشْياءَ، عَلَى الْعِبارَةِ، وَالْاشارَةِ، وَاللَّطائِفِ وَالْحَقايِقِ؛ فَالْعِبارَةُ لِلْعَوامِ، وَالْاشارَةُ لِلْخَواصِ وَاللَّطائِفُ لِلْاولِياءِ، وَالْحَقايِقُ لِلْانْبِياء «١» كتاب خداوند عزيز و جليل بر چهار چيز مستقر گشته است، بر عبارت و اشارت و لطائف و حقايق، پس عبارت قرآن براى توده مردم و اشارت آن براى خواص و لطايف آن براى اولياى خدا و حقايق آن براى انبياى الهى است.
امام خمينى درباره درك و فهم افراد در برداشت از آيات قرآن به نسبت و فراخور درك خويش مىفرمايد:
«قرآن يك سفرهاى است كه انداخته شده است براى همه طبقات؛ يعنى يك زبانى دارد كه اين زبان هم زبان عامه مردم است و هم زبان فلاسفه است و هم زبان عرفاى اصطلاحى و هم زبان اهل معرفت به حسب واقع ... عامه مردم خيلى ازش چيز مىفهمند اين كتاب را، و خواص هم مسائل بالاتر مىفهمند و اخص خواص هم مسائل فوق آن را مىفهمند.» «٢» ٣- عوام و خواص در قلمرو فقه اسلامى فقهِ غنى اسلام متكفل اداره امور زندگى انسان از گهواره تا گور است و به دانشمندانى كه سالها در شناخت و درك عميق احكام الهى و مباحث فقهى تلاش مىكنند تا پاسخگوى نيازهاى ضرورى دينى مردم باشند «فقيه» گويند. در مقابل، كسانى كه قدرت استنباط و درك مسائل و احكام فقهى