کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ١٢٤ - امر به معروف و نهی از منکر
پيامبر اكرم ٦ در اين زمينه مىفرمايد:
يك انسان گنهكار در ميان مردم، همانند فرد ناآگاهى است كه با گروهى سوار كشتى شده و آنگاه كه كشتى در وسط دريا قرار مىگيرد، تبرى برداشته و به سوراخ نمودن جايگاه خود مىپردازد، هر كسى به او اعتراض مىكند او در پاسخ مىگويد: من در سهم خودم تصرف مىكنم؛ به يقين اين يك حرف احمقانه است. اگر ديگران او را از اين عمل خطرناك باز ندارند، طولى نمىكشد كه همگى غرق مىشوند. [١]
معروف و منكر كه دو مفهوم متقابلند، در لغت به معناى شناخته شده و ناشناخته مىباشند؛ [٢] و در اصطلاح كارهايى كه نيكى يا زشتى آنها توسط عقل يا شرع، شناخته شده باشند، به ترتيب معروف و منكر ناميده مىشوند. [٣]
به كارگيرى لفظ معروف و منكر در امور مربوط به بايدها و نبايدهاى دين، بدين لحاظ است كه فطرت پاك انسانى با كارهاى معروف آشنا و مأنوس و با زشتىها و امور ناپسند، بيگانه و نامأنوس است.
بنابراين معروف و منكر قلمرو وسيعى دارد و در محدوده عبادات يا يك سرى از گناهان كبيره نمىگنجند. معروف شامل امور اعتقادى، اخلاقى، عبادى، حقوقى، اقتصادى، نظامى (همانند مرزدارى و پيكار در راه خدا)، سياسى (مثل حضور در صحنههاى انقلاب اسلامى و حفظ دستاوردهاى آن) و امور فرهنگى مىشود و منكر نيز شامل منكرات اعتقادى، عبادى، اخلاقى، اقتصادى (مانند كمفروشى و احتكار)، سياسى (همانند جاسوسى و كمك به ضد انقلاب)، نظامى (نظير فرار از جبهه و جنگ، عدم رعايت سلسله مراتب فرماندهى) و ... مىشود در مجموع مىتوان از معروف و منكر، به ارزشها و ضد ارزشها تعبير نمود.
[١] - ر. ك. تفسير ابوالفتوح رازى، ج ٤-٣، ص ١٤٢
[٢] - ر. ك. مفردات راغب، ماده عرف
[٣] - ر. ك. تحرير الوسيله، ج ١، ص ٣٩٧