کلیات فقه اسلامی - علی نوری، علیرضا - الصفحة ٧٠ - مرجع تقلید و شرایط آن
ج- روايات
١- على بن مسيّب همدانى مىگويد: به امام رضا ٧ عرض كردم، راه من دور است و نمىتوانم هميشه خدمت شما برسم، پس احكام دينم را از چه كسى بگيرم؟ امام فرمود:
از زكريا بن آدم قمى كه امين دين و دنياست .... [١]
اين دستور، ارجاع فرد به تقليد از مجتهد و فقيه امين، در صورت دسترسى نداشتن به امام ٧ است.
٢- امام صادق ٧ در يك دستور كلى چنين فرموده است:
«فَامَّا مَنْ كانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائِناً لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدينِهِ مُخالِفاً عَلى هَواهُ مُطيعاً لِامْرِ مَوْلاهُ فَلِلعَوامِ انْ يُقَلِّدوُهُ» [٢]
اما آنكه از فقيهان، نفس خود را نگه دارد، حافظ و نگهبان دينش باشد، مخالف هواى نفس و مطيع امر مولايش (امام ٧) باشد، عوام بايد از او تقليد كنند.
مرجع تقليد و شرايط آن
فقيهى كه مردم در احكام دين به وى مراجعه و از او تقليد مىكنند، مرجع تقليد ناميده مىشود. مرجع تقليد، واسطه بين مردم و امام عصر (عج) است، احكام الهى را از سوى ايشان به مردم ابلاغ مىكند و مسئول هدايت مردم در امور دين و دنيا است.
شرايط مرجع تقليد عبارت است از: مرد بودن، بلوغ، عاقل بودن، شيعه دوازدهامامى بودن، حلالزادگى، اجتهاد، عدالت، زنده بودن و أعلميت يعنى در فهميدن حكم خدا از تمام مجتهدهاى زمان خود بهتر و داناتر باشد.
عدالت اقتضا مىكند كه مرجع تقليد حريص بر دنيا نبوده و در پى دستيابى به اموال دنيوى و رياست نباشد؛ [٣] در غير اين صورت پيروى از وى حرام بوده، بر مردم است كه
[١] - وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ١٠٦
[٢] - همان، ص ٩٥
[٣] - ر. ك. تحرير الوسيله، ج ١، ص ٧