احکام حقوقی اسلام - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٤٥ - دیه حواس بدن
غير مسلمان، اعم از ذمّى و غير آن، جايز است و ديه ندارد [١].
در مواردى كه كالبد شكافى و تشريح ميت مسلمان جايز نيست، اگر كسى او را كالبد شكافى كند، در قطع سر او، به صد دينار ديه و در قطع اندامهاى او به حساب ديهاش حكم مىشود و در بقيه جنايات (در غير از قطع نيز) به اين نسبت، ديه بر او ثابت مىباشد؛ مثلًا، در قطع انگشت او، به ده دينار حكم مىشود.
اين ديه براى ورثه ميّت نيست، بلكه براى خود ميّت مىباشد و در راه خير مصرف مىگردد و در صورتى كه ميّت بدهى داشته باشد، ظاهر اين است كه مىتوان بدهى او را از اين ديه پرداخت [٢].
٣- ديه حواس بدن
برخى از جنايتها بر حواس بدن وارد مىشود؛ مانند جنايت بر حس بويايى، چشايى يا قواى ديگر بدن. در اين جا، به بررسى ديه اين گونه جنايتها مىپردازيم:
الف- حسّ شنوايى: حكم از بين رفتن شنوايى:
١- از هر دو گوش (و يأس از بهبود و بازگشت آن)، ديه كامل؛
٢- از يك گوش (و يأس از بهبود و بازگشت آن)، ١٢ ديه كامل؛
٣- با اظهار اميدوارى متخصصان به بهبودى و بازگشت آن، انتظار كشيدن تا مدتى كه متخصصان تعيين كردهاند.
تذكّر:
در صورت سوم، اگر شنوايى بر نگشت، ديه لازم مىشود. اگر پيش از گرفتن ديه، برگشت، ارش گرفته مىشود و اگر پس از گرفتن ديه، شنوايى بر گردد، ديه بر
[١] - تحريرالوسيله، ج ٢، ص ٦٢٤، مسأله ١-٤
[٢] - همان، ص ٥٥٩، مسألۀ ١١.