احکام حقوقی اسلام - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٦٦ - ج هتک حرمت
اگر جنايتى بر متجاوز وارد شود، خونش هدر است [١].
ج- هتك حرمت
تجاوز به حريم انسان معمولًا از طريق هتك حرمت و نسبت دادن اعمال منافى عفّت به شخص و ناموس او و لكّه دار كردن حيثيت فردى و خانوادگى او با قذف، افترا و تهمتهاى ناروا، فحش و ناسزا و ... همراه است. حق دفاع در اين گونه موارد، با امر به معروف و نهى از منكر، مراعات شرايط و مراتب آن و نيز با رساندن موضوع به محاكم قضايى و دادخواهى از آن طريق صورت مىگيرد.
برخى از احكام فقهى مربوط به اين بخش به قرار ذيل است:
١- اگر انسان بالغ و عاقل، كسى را قذف كند يعنى: به او نسبت زنا يا لواط دهد، [هشتاد تازيانه] حد بر او جارى مىشود [٢].
٢- هر فحشى مانند «اى ديّوث» يا هر تعريضى كه طرف مقابل از آن كراهت دارد و در نظر عرف و لغت [زبان] او مفيد قذف نيست، موجب ثبوت تعزير است؛ مثل اين كه بگويد: «تو حرام زادهاى» يا «اى حرام زاده» يا «اى ولد حيض» يا به همسر خود بگويد «من تو را با كره نيافتم» و يا بگويد: «اى فاسق»، «اى فاجر»، «اى شرابخوار»، كه موجب استخفاف طرف مقابل است چنانچه او مستحق اين گونه ناسزاها نباشد، [٣] ناسزاگو بايد تعزير شود، ولى اگر مستحق آن باشد چيزى بر فرد ناسزاگو نيست [٤].
٣- در صورتى كه دو نفر به يكديگر فحش ناموسى داده، يكديگر را قذف كنند، حدّ ساقط مىشود. ولى هر دو بايد تعزيز شوند [٥].
[١]- تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٤٩٢، مسأله ٣٨
[٢] - همان، ص ٤٧٢، مسألۀ ١.
[٣] - تشخيص استحقاق با عرف است؛ به اين معنا كه اگر كسى متجاهر به فسق و گناه باشد و به عنوان فاسق، فاجر، شراب خوار و مانند آن شناخته شده باشد، چنين شخصى در نظر عرف، مستحق اين گونه ناسزاهاست و تعريض او به الفاظى مانند «اى شرابخوار»، «اى فاسق» و امثال آن موجب استخفاف او نمىگردد.
[٤] - تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٤٧٣، مسألۀ ٨.
[٥] - همان، ص ٤٧٦، مسألۀ ٥