احکام حقوقی اسلام
(١)
پیشگفتار
٥ ص
(٢)
مقدمه
٩ ص
(٣)
قصاص و اهمیت آن
١٣ ص
(٤)
موجبات قصاص
١٣ ص
(٥)
قتل نفس
١٣ ص
(٦)
شرکت در قتل
١٧ ص
(٧)
شرایط قصاص نفس
١٨ ص
(٨)
نقص عضو و جراحت
١٩ ص
(٩)
موجب قصاص نقص عضو
٢١ ص
(١٠)
شرایط قصاص نقص عضو
٢٢ ص
(١١)
کیفیت اجرای قصاص نقص عضو و جراحت
٢٣ ص
(١٢)
دیه و پیشینه آن
٢٥ ص
(١٣)
موارد ثبوت دیه
٢٦ ص
(١٤)
دیه قتل
٢٦ ص
(١٥)
حکم اقسام قتل
٢٩ ص
(١٦)
بیمه حوادث
٢٩ ص
(١٧)
عاقله
٢٩ ص
(١٨)
دیه اعضای بدن
٣٣ ص
(١٩)
دیه حواس بدن
٤٥ ص
(٢٠)
دیه حیوانات
٤٧ ص
(٢١)
موجبات دیه قانون (ضمان)
٥٠ ص
(٢٢)
مباشرت
٥٠ ص
(٢٣)
سبب شدن
٥٣ ص
(٢٤)
تزاحم موجبات
٥٥ ص
(٢٥)
دفاع از جان
٦٢ ص
(٢٦)
دفاع از مال
٦٣ ص
(٢٧)
دفاع از حریم
٦٣ ص
(٢٨)
الف اعمال منافی عفت
٦٤ ص
(٢٩)
ب سرک کشیدن و اطلاع یابی حرام
٦٥ ص
(٣٠)
ج هتک حرمت
٦٦ ص
(٣١)
د مراحل دفاع
٦٧ ص
(٣٢)
مفهوم تزاحم
٧١ ص
(٣٣)
گونههای تزاحم حقوق
٧٢ ص
(٣٤)
تزاحم حقوق الله با یکدیگر
٧٢ ص
(٣٥)
تزاحم حقوق الله با حقوق الناس
٧٢ ص
(٣٦)
تزاحم حقوق الناس با یکدیگر
٧٣ ص
(٣٧)
مالکیت و سلطنت بر مال
٧٣ ص
(٣٨)
حقوق حکومتی
٧٥ ص
(٣٩)
اقلیتهای مذهبی و نظر اسلام در باره آنها
٨١ ص
(٤٠)
شرایط ذمّه
٨٢ ص
(٤١)
احکام جزیه
٨٣ ص
(٤٢)
احکام ساختمانها
٨٤ ص
(٤٣)
اقلیتهای مذهبی در قانون اساسی
٨٥ ص
(٤٤)
فهرست منابع
٨٧ ص

احکام حقوقی اسلام - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٦٦ - ج هتک حرمت

اگر جنايتى بر متجاوز وارد شود، خونش هدر است [١].

ج- هتك حرمت‌

تجاوز به حريم انسان معمولًا از طريق هتك حرمت و نسبت دادن اعمال منافى عفّت به شخص و ناموس او و لكّه دار كردن حيثيت فردى و خانوادگى او با قذف، افترا و تهمت‌هاى ناروا، فحش و ناسزا و ... همراه است. حق دفاع در اين گونه موارد، با امر به معروف و نهى از منكر، مراعات شرايط و مراتب آن و نيز با رساندن موضوع به محاكم قضايى و دادخواهى از آن طريق صورت مى‌گيرد.

برخى از احكام فقهى مربوط به اين بخش به قرار ذيل است:

١- اگر انسان بالغ و عاقل، كسى را قذف كند يعنى: به او نسبت زنا يا لواط دهد، [هشتاد تازيانه‌] حد بر او جارى مى‌شود [٢].

٢- هر فحشى مانند «اى ديّوث» يا هر تعريضى كه طرف مقابل از آن كراهت دارد و در نظر عرف و لغت [زبان‌] او مفيد قذف نيست، موجب ثبوت تعزير است؛ مثل اين كه بگويد: «تو حرام زاده‌اى» يا «اى حرام زاده» يا «اى ولد حيض» يا به همسر خود بگويد «من تو را با كره نيافتم» و يا بگويد: «اى فاسق»، «اى فاجر»، «اى شرابخوار»، كه موجب استخفاف طرف مقابل است چنانچه او مستحق اين گونه ناسزاها نباشد، [٣] ناسزاگو بايد تعزير شود، ولى اگر مستحق آن باشد چيزى بر فرد ناسزاگو نيست [٤].

٣- در صورتى كه دو نفر به يكديگر فحش ناموسى داده، يكديگر را قذف كنند، حدّ ساقط مى‌شود. ولى هر دو بايد تعزيز شوند [٥].


[١]- تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٤٩٢، مسأله ٣٨

[٢] - همان، ص ٤٧٢، مسألۀ ١.

[٣] - تشخيص استحقاق با عرف است؛ به اين معنا كه اگر كسى متجاهر به فسق و گناه باشد و به عنوان فاسق، فاجر، شراب خوار و مانند آن شناخته شده باشد، چنين شخصى در نظر عرف، مستحق اين گونه ناسزاهاست و تعريض او به الفاظى مانند «اى شرابخوار»، «اى فاسق» و امثال آن موجب استخفاف او نمى‌گردد.

[٤] - تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٤٧٣، مسألۀ ٨.

[٥] - همان، ص ٤٧٦، مسألۀ ٥