تاريخ تحليلى پيشوايان - رفیعی، علی - الصفحة ٨٢
ندانست چه پاسخى بدهد جز آنكه گفته حسين عليه السلام را تصديق كرد و گفت: «صَدَقْتَ لَمْ يَكُنْ لِابى مِنْبَرٌ» شما درست مىگوييد؛ پدر من منبرى نداشت.
سپس با محبّت و نوازش او را در كنار خود نشانيد و با طرح اين سؤال كه چه كسى اين سخن را به تو آموخت؟ درصدد برآمد تا بفهمد محرك و باعث او در اين قضيّه چه كسى بوده است.
حسين بن على عليه السلام در پاسخ وى فرمود: «وَاللَّهِ ما عَلَّمَنى احَدٌ» سوگند به خدا، كسى به من نياموخته است. «١» حمايت از انقلابيون پرخاشگر عليه سياستهاى غارتگران بيتالمال و تشويق آنان به ادامه مبارزه در دوران خفقان از ديگر مواضع اهل بيت از جمله حسين بن على عليه السلام در اين دوره است.
ابوذر، صحابى بزرگوار و مجاهد خستگىناپذير، از سوى عثمان محكوم به تبعيد به «ربذه» شد. از سوى خليفه بدرقه وى از سوى هر كس ممنوع اعلام شده بود. امير مؤمنان همراه فرزندانش حسن و حسين عليهم السلام فرمان حكومت را ناديده گرفته ابوذر را بدرقه كرده و با سخنان خود موضع معترضانه او را در برابر دستگاه خلافت تأييد كرده او را به پايدارى در راه مبارزه تشويق نمودند.
امام عليه السلام خطاب به او فرمود:
عمو جان! خداوند قادر است وضع موجود را دگرگون سازد و او هر روزى دستاندركار چيزى است. اين گروه دنياى خود تاريخ تحليلى پيشوايان ٨٧ موضعگيرى عليه سلطه معاويه ص : ٨٦ را از تو دريغ داشتند و تو دين خود را از آنان. راستى كه تو چه بىنيازى از آنچه تو را محروم ساختند. و ايشان چقدر به آنچه كه تو آنها را محروم ساختى، نيازمندند. پس از خدا صبر و استقامت بخواه و از بىتابى به او پناه ببر كه صبر، از دين و كرم است. نه حرص، روزى را پيش مىاندازد و نه بىتابى اجل را به تأخير مىافكند.
حسين بن على عليه السلام در دوره پنج سال حكومت امير مؤمنان عليه السلام در راه پيشبرد اهداف