تاريخ تحليلى پيشوايان - رفیعی، علی - الصفحة ٨١
فرمود: حسن و حسين عليهما السلام را. «١» رسول گرامى اسلام بارها حسن و حسين عليهما السلام را به سينه مىفشرد، آنان را مىبوييد و مىبوسيد و مىفرمود:
«الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ سَيِّدا شَبابِ اهْلِ الْجَنَّةِ.» «٢» حسن و حسين [عليهما السلام] دو سرور و آقاى بهشتيان هستند.
عالىترين و صميمىترين رابطه معنوى و وراثتى ميان پيامبر صلى الله عليه و آله و حسين عليه السلام را مىتوان در اين جمله رسول خدا صلى الله عليه و آله يافت:
«حُسَيْنٌ مِنّى وَ انَا مِنْ حُسَيْنٍ» «٣» حسين از من است و من از حسينم.
با پدر و برادر پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله مدت سى سال از عمر با بركت امام حسين عليه السلام در محضر پدر گرامىاش سپرى شد. وى در تمام اين مدت با دل و جان مطيع اوامر و مجرى تدابير و سياستهاى پدر بزرگوارش بود. در طول ٢٥ سال انحراف نظام حكومتى جامعه اسلامى از مسير خود، همچون امام زمانش استخوان در گلو و خار در چشم براى حفظ مصالح اسلام صبر كرد و آنگاه كه لازم مىنمود فرياد بزند تا حكومتمداران از سكوت آنان سوء استفاده نكنند و مردم سكوت ايشان را بر بىتفاوتى نسبت به وضع موجود و تأييد حاكمان وقت، حمل نكنند، بىمحابا بر سر دولتمداران، خروش برمىآورد.
مورخان نوشتهاند:
عمر، بر منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله خطبه مىخواند، ناگاه حسين عليه السلام را در كنار خود بر فراز منبر ديد كه خطاب به او فرياد مىزند: «انْزِلْ عَنْ مِنْبَرِ ابى وَاذْهَبْ الى مِنْبَرِ ابيكَ» از منبر پدرم فرود بيا و برو بر منبر پدر خودت! عمر، بهتزده شد و خود را باخت و