تاريخ تحليلى پيشوايان - رفیعی، علی - الصفحة ١٦٧
پيگيرى نهضت فرهنگى در آن شرايط نسبت به ديگر اقدامها از چند جهت، اولويّت و فوريّت داشت:
١- كار عظيم و عميق فرهنگى كه امام سجاد و امام باقر عليه السلام شروع كرده بودند و امام صادق عليه السلام در حوزه گستردهترى مطرح كرده بود، لازم بود دنبال شود و به نتايج نهايى برسد. رها كردن اين حركت از سوى امام كاظم عليه السلام و امامان پس از آن حضرت چه بسا موجب هدر رفتن تلاشهاى امامان پيشين مىشد.
٢- امام صادق عليه السلام موفق شد تحولى فرهنگى در جامعه ايجاد و افراد زيادى را با فرهنگها و ملّيتهاى مختلف به مهد اسلام جذب كند و آنان را كه تعدادشان بالغ بر چهار هزار نفر مىشد تحت تعليم و تربيت مكتب اهل بيت عليهم السلام قرار دهد. اين جمع مستعدّ و تشنه كه به بهاى سنگينى فراهم آمده بود نمىبايد پس از شهادت پيشوايان پراكنده و طعمه گرگان درنده شوند. امام كاظم عليه السلام بهعنوان حجّت خدا و جانشين پدر وظيفه خود مىديد بر كرسى تدريس و تربيت پيشواى ششم بنشيند و قافلهسالار نهضت فرهنگى پدر گردد.
٣- در آن شرايط، خطر نفوذ فرهنگهاى بيگانه در قلمرو فرهنگ اسلام ناب، خطرى جدّى و ويرانگر اصول و مبانى اعتقادى امّت مسلمان بود. امام كاظم عليه السلام براى جلوگيرى از نفوذ افكار الحادى در حوزه فرهنگى اسلام و پاسخگويى به نيازهاى فكرى و اعتقادى پيروان خود، محور فعّاليتهاى خويش را بر روى كارهاى فرهنگى متمركز كرد. گروه زيادى از حق جويان، دانشمندان و راويان حديث پس از شهادت امام صادق عليه السلام به فرزندش امام كاظم عليه السلام روى آورده و در طول مدتى كه آن گرامى در مدينه بود از محضرش استفاده مىكردند.
پيشواى هفتم با توانمندى و احاطه گسترده به اصول و مبانى مكتب و آگاهى از نيازمندىهاى جامعه، مجموعه ارزشمندى از احكام و معارف اسلامى در زمينههاى مختلف اصول اعتقادى، فقه- در ابواب گوناگون- تفسير، حديث، اخلاق، تاريخ انبياء و ...