تاريخ تحليلى پيشوايان - رفیعی، علی - الصفحة ٦٨
منافع آنان را تأمين خواهد كرد مخفيانه بهسوى معاويه رفتند. «١» در كنار عامل ياد شده، حمايت نكردن خواص جبهه حق از امام و بلكه خيانت آنان اعم از فرماندهان و اشراف كوفه و سران قبايل «٢»- كه به نمونههايى از آن اشاره كرديم- و سطحى نگرى عوام نسبت به مسائل و متأثر شدن آنان از تبليغات ويرانگر معاويه و توجه نكردن به رهنمودها و هشدارهاى امام مجتبى عليه السلام و پيروى بى قيد و شرط از سران خود دو عامل اساسى ديگر بود كه روحيّه انسجام و پايدارى نيروها را در برابر سپاه شصت هزار نفرى شام «٣» در هم شكست و آنان را در سراشيبى سقوط و شكست حتمى قرار داد.
بگونهاى كه براى امام عليه السلام راهى جز پذيرش صلح باقى نماند.
پيشنهاد صلح معاويه پس از تلاشهاى مقدماتى در ايجاد زمينههاى صلح و دستيابى به اهداف مورد نظر در اين زمينه، نمايندگانى خدمت امام حسن عليه السلام فرستاد و بهطور رسمى به آن حضرت پيشنهاد صلح داد و حاضر شد هر شرطى را از سوى امام مجتبى بپذيرد. طبق نقل طبرى و ابن اثير، معاويه ورقه سفيدى كه پاى آن را مهر كرده بود نزد امام حسن عليه السلام فرستاد و از او خواست هر شرطى كه مىخواهد بنويسد. «٤» امام حسن عليه السلام برغم رويارويى با مشكلات و كارشكنىهاى فراوان، همواره مصمم بر جنگ با معاويه بود. از اين رو در اين مرحله نيز پيش از آنكه پيشنهاد معاويه را بپذيرد در جمع ياران خود به سخن پرداخت و آنان را از نيرنگهاى معاويه و آينده شومى كه با پذيرش صلح در انتظارشان هست، برحذر داشت و به پايبندى به مقام رهبرى و جهاد با