تاريخ تحليلى پيشوايان - رفیعی، علی - الصفحة ٤٥
استاندارى مصر منصوب و ابوموسى اشعرى، والى كوفه را (به اصرار ديگران) در پست خود ابقا كرد. «١» در عرصه فرهنگى و اعتقادى: جلوگيرى از انحرافات دينى كه در قالب سنّتشكنى و بدعتگرايى در جامعه رواج داشت و يكى از موارد مهمّ اتهامى خليفه سوم بهشمار مىآمد. امام عليه السلام در سخنان و موضعگيرىهاى خود بر تقيد و تعهد خويش نسبت به سنّت نبوى تأكيد ورزيد و هر نوع مصلحتگرايى در احكام دين را مردود شمرد و به مصلحت انديشان در هر موردى پاسخ ردّ داد.
امام عليه السلام در بيانى، منشأ پيدايش جنگهاى داخلى ميان مسلمانان را رسوخ شبهه و انحراف فكرى در ميان آنان مىدانست:
امروز ما بدان جهت با برادران مسلمانمان وارد جنگ شدهايم كه انحراف، كجى، شبهه و تأويل در اسلام وارد شده است. «٢» حسن بصرى در پاسخ كسى كه از او درباره امام پرسيده بود گفت:
«راه دين را به مردم نماياند و زمانى كه دين به انحراف گراييده بود، آن را راست كرد.» «٣» امام عليه السلام در امر دين در هيچ شرايطى حاضر به مداهنه و مصالحه نبود و خود مىفرمود: به خدا سوگند، هرگز در امر دينم مداهنه نكردم. «٤» واكنشها اصلاحات امام عليه السلام به همان اندازه كه براى توده مسلمانان بهويژه قشر مستضعف و ستمديده، اميد بخش و شادى آفرين بود، به غرور و حيثيّت اجتماعى و منافع مادّى قريش لطمه زد و آنان را به عكسالعمل واداشت. آنان در آغاز سعى كردند با مذاكره، حضرت را از انجام اصلاحات مورد نظر بازداشته، خواستههاى خويش را بر ايشان