تاريخ تحليلى پيشوايان - رفیعی، علی - الصفحة ٤١
پدرش را به خاطر انحرافاتى كه داشت تبعيد كرده بود- همراه پدرش به مدينه بازگرداند و چنان دست و بالش را باز كرد كه به منزله وزير وى شد و سخت بر او مسلّط گشت و به نام خليفه هر كارى كه دلش مىخواست انجام مىداد.
امام عليه السلام به اين روش و سياست خليفه انتقاد كرد و از وى خواست آلت بىاراده دست مروان نباشد:
«فَلا تَكُونَنَّ لِمَرْوانَ سَيِّقَةً يَسُوقُكَ حَيْثُ شاءَ بَعْدَ جَلالِ السِّنِّ وَ تَقَضِّى الْعُمْرِ» «١» براى مروان همچون چاروايى به غارت گرفته مباش كه تو را به هر جا خواست براند، آن هم پس از ساليانى كه بر تو رفته و عمرى كه از تو گذشته است.
ديگر اقدامات فعّاليتها و تلاشهاى حضرت امير عليه السلام در طول دوران ٢٥ ساله سكوت به آنچه گفتيم محدود نمىشود. گردآورى قرآن و تفسير و تبيين آن براى مردم، تربيت افراد مستعدّ و آماده در رشتههاى مختلف علوم تفسير، اخلاق، ادبيّات و ...، پاسخگويى به پرسشها و شبهات اعتقادى دانشمندان ملل جهان، بهويژه يهود و نصارا، تبيين احكام بسيارى از رويدادهاى نوظهور- كه تا آن زمان در اسلام سابقه نداشت و در قرآن و سنّت نيز درباره آنها نصّ بخصوصى در دست نبود- تلاشهاى اقتصادى و كشاورزى بهمنظور تأمين زندگى خود و بينوايان و در ماندگان، دلجويى، تفقد و حمايت از ستمديدگانى كه دستاندركاران حكومت وقت بر آنان ستم روا مىداشتند و ... از جمله اقدامات آن گرامى در اين دوران است كه در صفحات تاريخ منعكس شده است.
امام على عليه السلام در مسند زمامدارى سياستهاى قومگرايى و ضد اسلامى و ضدّ مردمى خليفه سوم، نارضايتىها و شورشهاى تودههاى مسلمان را عليه حكومت وى در پى داشت. شورش عليه عثمان و كشتن وى، بيانگر چيرگى مخالفان قريش و جبهه ضد اموى در جامعه اسلامى بود ..