تاريخ تحليلى پيشوايان - رفیعی، علی - الصفحة ٢٠٠
پيام امامت را در سطح گستردهترى به مردم، حتى ملل غير مسلمان، ابلاغ كند و حقايق و معارف بسيارى را كه در طول ١٥٠ سال، جز در خفا و با تقيّه و به خصّيصين گفته نشده بود با فرياد بلند از تريبون خلافت به گوش همگان برساند.
در پرتو اين اقدام امام عليه السلام اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله كه هشتاد سال آشكارا بر منبرها دشنام داده مىشدند همه جا با عظمت و نيكى ياد شدند و فضائلشان بر زبانها جارى شد.
دوستانشان از اين موقعيّت، روحيّه گرفتند، ناآگاهان با ايشان آشنا شده به آنان گرايش يافتند و دشمنانشان، احساس زبونى و شكست كردند. حتّى طرّاح مسأله ولايتعهدى پس از اندك زمانى دريافت كه در اين بازى نهتنها چيزى به دست نياورده كه زيان هم كرده است و اگر دير بجنبد اساس حكومتش بر باد خواهد رفت.
تلاشهاى مذبوحانه هر چه از زمان ولايتعهدى امام رضا عليه السلام مىگذشت، مأمون بيشتر احساس زيان و شكست مىكرد؛ از اين رو، در واكنش به سياستها و تدابير امام رضا عليه السلام در طول مدت ولايتعهدى دست به يك سلسله اقدامات مذبوحانهاى زد كه مهمترين آنها عبارت است از:
١- جلوگيرى از نشر فضائل امام عليه السلام در ميان مردم و بىاعتبار كردن شخصيّت اجتماعى آن حضرت: جلوگيرى رجاء بن ابىضحّاك از نقل فضائل اخلاقى امام براى مردم، «١» وادار كردن افراد بدخواه به تحقير امام در انظار، «٢» و تشكيل مجالس بحث و مناظره براى حضرت با انديشمندان ملل مختلف در همين راستا انجام مىگرفت.
٢- پخش شايعات عليه امام عليه السلام: از قبيل اين كه آن حضرت فرموده است: همه مردم بردگان ما هستند، «٣» يا حكم به حلّيت غنا از سوى آن حضرت. «٤» ٣- وادار كردن امام رضا عليه السلام به عزيمت به سوى بغداد به تنهايى تا از اين طريق آن حضرت را در چنگال سرسختترين دشمنان خود قرار دهد و خود را از دست او راحت