تاريخ تحليلى پيشوايان - رفیعی، علی - الصفحة ١١٩
انگيزههاى دو جبهه درگير، فرجام كار، ماجراى اسارت اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله، حوادث و وقايعى كه در طول سفر اسارت در كوفه و شام رخ داده و دهها موضوع ديگر از امام زينالعابدين و زينب كبرى عليهما السلام مىپرسيدند. آنان نيز به تناسب نياز و درك مخاطبان، پاسخ مىدادند و اين بهترين و مناسبترين فرصت تبليغاتى بود كه امام سجاد عليه السلام بخوبى از آن بهره جست.
امام سجّاد عليه السلام- بنابر نقل منتسب به پيشواى ششم- مدت چهل سال «١» در حالى كه روزها را به روزه و شبها را به عبادت و نماز سپرى مىكرد بر پدر بزرگوارش گريست.
زمانى كه بر سفره افطار مىنشست و چشمش به غذا و آب مىافتاد در حالى كه گريه مىكرد مىفرمود:
فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله گرسنه و تشنه به شهادت رسيد و اين سخن را آنقدر تكرار مىكرد كه غذايش با اشكهاى ديدگانش تر مىشد و زندگىاش بدين گونه بود تا به پروردگارش پيوست. «٢» زنان بنىهاشم به مدت پنج سال به رسم عزا لباس سياه و خشن پوشيده و در گرما و سرما به همان اكتفا مىكردند. در اين مدت خضاب نكردند، سرمه بر چشم نكشيدند و از خانههاى ايشان براى پختن غذا دودى بلند نشد تا زمانى كه عبيداللّه بن زياد كشته شد. «٣» رباب همسر امام حسين عليه السلام و مادر سكينه و طفل شيرخوار امام عليه السلام تا زنده بود بر همسر شهيد خود گريست و به مدت يك سال ملازم مرقد مطهر او بود. پس از آن نيز زير سقف خانهاى نرفت تا از فرط اندوه و تأسف درگذشت. «٤» امالبنين هر روز دست نوهاش عبيداللّه بن عباس را مىگرفت و به بقيع مىبرد و براى چهار فرزند شهيدش بويژه حضرت ابوالفضل به عزادارى و نوحهسرايى مىپرداخت؛