آشنايى با انقلاب و نظام جمهورى اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٨
خلاصه حاكميت عبارت است از قدرت عالى و داراى صلاحيت براى اتخاذ تصميم نهايى، قدرتى كه در رأس همه نهادها قرار گرفته، و از مجموع نهادهاى حاكم كه داراى قدرت فرمانروايى هستند تشكيل مىشود. در جمهورى اسلامى ايران حاكميت از آن خداست و از طريق امامت و رهبرى مستمر آن اعمال مىگردد كه در زمان غيبت بر عهده ولى فقيه عادل و مدير و مدبر است.
قواى حاكم در جمهورى اسلامى ايران عبارتند از قوه مقننه، مجريه و قضائيه كه زير نظر ولايت مطلقه امر اعمال مىگردند. در جمهورى اسلامى ايران كليه قوانين و مقررات بايد بر اساس موازين اسلامى باشد.
در قانون اساسى شورا به دو صورت: مرجع تصميمگيرى و كمك به تصميمگيرى و مديريت مطرح شده كه بجز در مورد الزامات شرعى و احكام الهى مىتوانند شور و مشورت كنند.
قانون اساسى به استناد اصل مهم امر به معروف و نهى از منكر به تمام ملت حق دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر نسبت به يكديگر و دولت را داده است.
حقوق اقليتهاى مذهبى در قانون اساسى بطور مفصل مورد بحث واقع شده است، دين اسلام و مذهب شيعه دوازده امامى، مذهب رسمى كشور و اديان مسيحى، يهودى و زرتشتى اقليتهاى مذهبى شناخته شدهاند و آزادى پيروان آنان تأمين شده است. در كنار ويژگيهاى بنيادين قانون اساسى ايران، بعضى از خصوصيتهاى شكلى نيز وجود دارد. زبان و خط مشترك و رسمى كشور ايران فارسى است.
تاريخ رسمى كه در مكاتبات مورد استفاده واقع مىشود، هجرى شمسى و تعطيل هفتگى جمعه است. پرچم رسمى كشور از سه رنگ با علامت مخصوص جمهورى اسلامى ايران و شعار الله اكبر تشكيل شده است.
پرسش ١- حاكميت و كنترل قدرت در جمهورى اسلامى ايران را شرح دهيد.
٢- نظر قانون اساسى در مورد پيروان عقايد و مذاهب مختلف چيست؟
٣- نظر اسلام درباره عرف و عادتها چگونه است؟
٤- در مورد زبان و خط، پرچم و تاريخ رسمى جمهورى اسلامى توضيح دهيد.