آشنايى با انقلاب و نظام جمهورى اسلامى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥
درس دهم: قوه مقننه (١) (مجلس شوراى اسلامى)
در رژيمهاى دموكراسى براى استقرار حكومت ملّى و به منظور تأمين و اجراى خواست اكثريّت مردم، نمايندگان آناندر مجلس گرد آمده و با توجه به نيازهاىجامعه و مصالحعمومى و حدّاقل موكلين خود، به تدوين قوانين و تصويب طرحها و لايحههاى قانونى مىپردازند.
اجتماع نمايندگان ملت براى وضع و تصويب قانون و امور مربوط به نمايندگى، «مجلس» ناميده مىشود كه به آن «پارلمان» و «كنگره» نيزگفته مىشود.
كشورهاى غربى داراى دو مجلس هستند، يكى مجلس نمايندگان كه منتخب مردم است و ديگرى مجلس «سنا» يا «لردها» كه گاهى نيمى از اعضاى آن انتصابى است و با توجه به اينكه قوانين مصوّبه بايد به تاييد هر دو مجلس برسد در نهايت انتخاب نمايندگان از طرف مردم «كان لم يكن» مىشود و غربيها با اين ترفند عملًا «مردم» را از صحنه سياسى خارج نموده و يا حضور آنها را تحت كنترل خود قرار مىدهند. در حالى كه در جمهورى اسلامى ايران، امور كشور با اتكاى به آراء عمومى و از راه انتخابات يا همهپرسى اداره مىشود. «١» شكلگيرى مجلس شوراى اسلامى مجلس شوراى اسلامى از نمايندگان ملّت كه بطور مستقيم و با رأى مخفى مردم انتخاب مىشوند، تشكيل مىگردد.
در انتخاب مستقيم، رأى دهندگان بدون واسطه نمايندگان خود را انتخاب مىكنند.