تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧ - در اشاره اجماليه به بعض اسرار سوره حمد
و از اين حديث شريف ظاهر شود كه سالك بايد متحقّق به مقام اسم اللَّه شود در عبادت؛ و تحقّق به اين مقامْ حقيقت عبوديّت، كه فناى در حضرت ربوبيّت است، مىباشد؛ و تا در حجاب انيّت و انانيّت است در لباس عبوديّت نيست، بلكه خودخواه و خودپرست است و معبود او هواهاى نفسانيّه اوست: أَ رَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ. [١] و نظر او نظر ابليس لعين است كه در حجاب انانيّت، خود و آدم- عليه السلام- را ديد و خود را بر او تفضيل داد: خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ^ [٢] گفت و از ساحت قدس مقرّبين درگاه مطرود شد. پس، گوينده بِسْمِ اللَّهِ اگر نفس خود را به «سمة اللَّه» و «علامة اللَّه» متصف كرد و خود به مقام اسميّت رسيد و نظرش نظر آدم- عليه السلام- شد كه عالم تحقّق را- كه خود نيز خلاصه آن بود- اسم اللَّه ديد: وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها. [٣] در اين حال، تسميه او تسميه حقيقيّه است و متحقّق به مقام عبادت است؛ كه القاى خودى و خودپرستى و تعلّق به عزّ قدس و انقطاع الى اللَّه است؛ چنانچه در ذيل حديث «رزام» از حضرت امام جعفر صادق است كه مىفرمايد:
يَقْطَعُ عَلائِقَ الاهتِمامِ بِغَيْرِ مَنْ لَهُ قَصَدَ وَ إلَيْهِ وَفَدَ وَ مِنْهُ اسْتَرْفَد ... الخ. [٤]
و چون سالك را مقام اسميّت دست داد، خود را مستغرق در الوهيّت
[١] آيا ديدهاى آن را كه هواى نفس خود را خداى خود گرفته (فرقان/ ٤٣).
[٢] مرا از آتش و او را از گِل آفريدهاى (اعراف/ ١٢؛ ص/ ٧٦).
[٣] و به آدم همه نامها را آموخت (بقره/ ٣١).
[٤] رشتههاى پيوند را به غير آن كس كه او را قصد كرده و به سويش روانه شده و از او عطا و يارى طلبيده، گسسته است؛ فلاح السائل؛ ص ٢٥.