تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠ - در بيان اجمالى از تفسير سوره مباركه«حمد»، و در آن شمهاى از آداب تحميد و قرائت است
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي، [١] غايت اقامه صلاة را ذكر خود قرار داد- پس، بعد از تذكّر شديد، راه ديگر از معارف به قلب عارف باز شود و جذب به عالم وحدت شود تا آنكه لسان حال و قلبش آن شود كه
بِاللَّه الْحَمْدُ للَّه [٢] و أَنْتَ كَما اثْنَيْتَ عَلى نَفْسِك و أعُوذُ بِكَ مِنْكَ. [٣]
اين اجمالى از سرّ تعلّق «باء» بِسْمِ اللَّهِ، و شمّهاى از معارفى كه از آن استفاده شود؛ و اما اسرار «باء» و نقطه تحت الباء، كه در باطن، مقام ولايت علوى است و مقام جمع الجمع قرآنى است، پس، آن مجالى واسعتر مىخواهد.
و اما حقيقة الاسم، پس، از براى آن، مقام غيبى و غيب الغيبى و سرّى و سرّ السرّي است؛ و مقام ظهور و ظهور الظّهورى؛ و چون اسمْ علامت حق و فانى در ذات مقدّس است، پس، هر اسمى كه به افق وحدت نزديكتر و از عالم كثرت بعيدتر باشد، در اسميّت كاملتر است؛ و اتمّ الأسماء، اسمى است كه از كثرات حتى كثرت علمى، مبرّا باشد؛ و آن تجلّى غيبى احدى احمدى است در حضرت ذات به مقام «فيض اقدس» كه شايد اشاره به آن باشد كريمه شريفه أَوْ أَدْنى؛ [٤] و پس از آن، تجلّى به حضرت اسم اللَّه الاعظم است در حضرت واحديت؛ و پس از آن، تجلّى به «فيض مقدس» است؛ و پس از آن، تجليات به نعت كثرت است در
[١] همانا منم خداى يكتا، خدايى جز من نيست، پس مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من برپادار (طه/ ١٤).
[٢] سپاس او به خود اوست.
[٣] ص ٩، پاورقى ١.
[٤]. فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى (پس نزديك شد چنانكه فاصلهاش با او به قدر دو كمان يا نزديكتر بود)؛ نجم/ ٩.