تفسیر سوره حمد - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨ - در بيان اجمالى از تفسير سوره مباركه«حمد»، و در آن شمهاى از آداب تحميد و قرائت است
خود آنها «اسماء اللَّه» هستند؛ و بنا بر اين احتمال، معنى بِسْمِ اللَّهِ در نظر كثرت، در هر سوره و هر قول و فعلى مختلف است؛ و فقها گفتهاند بِسْمِ اللَّهِ براى هر سوره تعيين بايد شود؛ و اگر براى يك سوره بِسْمِ اللَّهِ گفته شد، سوره ديگر را با آن نتوان ابتدا كرد؛ [١] و آن مطابق مسلك فقهى نيز خالى از وجه نيست و مطابق اين تحقيق وجيه است؛ و به نظر اضمحلال كثرات در حضرت اسم اللَّه اعظم، براى تمام بِسْمِ اللَّهِ ها يك معناست.
چنانچه اين دو نظر در مراتب وجود و منازل غيب و شهود نيز هست:
در نظر كثرت و رؤيت تعيّنات، موجودات متكثّر و مراتب وجود و تعيّنات عالمْ اسماى مختلفه رحمانيّه و رحيميّه و قهريّه و لطفيّه است؛ و در نظر اضمحلال كثرات و انمحاى انوار وجوديّه در نور ازلى فيض مقدّس، جز از فيض مقدّس و اسم جامع الهى اثر و خبرى نيست؛ و همين دو نظر در اسما و صفات الهيّه نيز هست: به نظر اول، حضرت واحديّتْ مقام كثرت اسما و صفات، و جميع كثرات از آن حضرت است؛ و به نظر ثانى، جز از حضرت اسم اللَّه الاعظم اسم و رسمى نيست؛ و اين دو نظر، حكيمانه و با قدم فكر است؛ و اگر نظر، عارفانه شد به فتح ابواب قلب و با قدم سلوك و رياضات قلبيّه، حق تعالى با تجليات فعليّه و اسميّه و ذاتيّه گاهى به نعت كثرت و گاهى به نعت وحدت در قلوب اصحاب آن تجلّى كند؛ و اشاره به اين تجلّيات در قرآن شريف شده است گاهى صراحتاً، مثل قوله تعالى:
فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً؛ [٢] و گاهى اشارتاً، مثل
[١] العروة الوثقى؛ ج ١: كتاب الصلاة؛ «فصل ٢٤ فى القراءة»، ص ٤٥٩، مسأله ١١؛ مستمسك العروة الوثقى؛ ج ٦، ص ١٨٣.
[٢] پس، چون پروردگار او بر كوه تجلّى كرد، آن را از هم فرو پاشيد و موسى مدهوش بيفتاد (اعراف/ ١٤٣).