ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - پيام ها و برداشت ها
پيامها و برداشتها
١. در زمان غيبت صغرا، چهار نماينده خاص به ترتيب وجود داشتند كه به عنوان نوّاب خاص بدون واسطه با حضرت ولىعصر (ع) ارتباط داشتند. اين چهار نماينده نيز به نوبه خود، نمايندگانى در گوشه و كنار شهرها داشتند كه با واسطه با حضرت در ارتباط بودند و از جمله آنها قاسم بن علا مىباشد.
٢. مؤمن هميشه بايد نگران سوء عاقبت خويش باشد گرچه گذشته عمر خود را به خوبى طى كرده باشد. همچون رانندهاى كه از مسافرت طولانى خود، اكثر راه را به سلامتى طى كرده امّا تا وقتى سالم به مقصد نرسد نگران بقيه راه است. شيطان كه ايمان ضعيف انسانها را هنگام مرگ، به كفر سوق مىدهد، يكى از گردنههايى است كه بايد نگران آن باشيم. در حديثى منسوب به رسول گرامى اسلام (ص) است كه مىفرمايند: «آگاه باشيد مؤمن هميشه عمل خويش را بين دو خوف و ترس انجام مىدهد: بين زمانى كه از عمر او گذشته و نمىداند كه خداوند با او چه كرده است (او را آمرزيده يا نه) و بين زمانى از عمر او كه باقى مانده و نمىداند خداوند با او چه قضاوت خواهد كرد».[١]
حضرت امام (ره) در مقدمه كوتاه تحريرالوسيله كه در سال ١٣٨٤ ق. در تركيه نوشتهاند، آخرين درخواستشان، دعاى خير براى «حسن عاقبت» است.
٣. يك تناقض ظاهرى بين بعضى آيات قرآن ديده مىشود كه گاهى علم غيب را منحصر به خداوند متعال مىداند، و گاهى علم غيب را در غير او هم تجويز مىنمايد. در آيه ٥٩ سوره انعام مىفرمايد:
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ.
كليههاى غيب، تنها نزد اوست و جز او كسى آنها را نمىداند.
يا مىبينيم كه در آخرين آيه سوره لقمان، آگاهى و اطلاع از زمان برپايى قيامت و آنچه را كه در رحمهاى مادران است به خود نسبت مىدهد، و علم و آگاهى انسانها به اينكه خود را به چيزى به دست مىآورد و يا در چه سرزمينى مىميرند را از همه سلب و منفى مىكند. و از طرف ديگر، آگاهى و اطلاع از انواع علوم غيب مثل اطلاع داشتن و بلكه ديدن همه اعمال انسانها را به رسول خدا و اهل بيت او (ع) نسبت مىدهد. نظير اين آيه:
وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ.[٢]
بگو: عمل كنيد، خداوند و فرستادهاش و مؤمنان خواهند ديد.
و همچون آيه آخر سوره رعد كه همه علوم كتاب را در وجود مبارك اميرالمؤمنين (ع)، مجتمع مىبيند، در حالى كه علم آصف بن برخيا را در آوردن تخت بلقيس از شهر سبا در كمتر از يك چشم بر هم زدن، تنها «برخى از علم كتاب» عنوان مىنمايد.[٣]
در جواب اين مسئله، بايد گفت: آنجا كه سخن از علم غيب ذاتى است، يعنى موجودى علم غيب داشته باشد و اين علم غيب از ذات خودش باشد و موجود ديگرى به او عطا نكرده باشد، بايد بگوييم كه چنين علمى منحصر به ذات بارى تعالى است و هچ موجودى غير او، علم غيبى كه از خودش داشته باشد ندارد. اماجايى كه سخن از علم غيب داشتن به اذن خداوند و به اعطاى اوست بايد گفت: بسيار هستند كسانى كه خداوند به آنها علم غيب به طور محدود يا نا محدود عطا كرده است. لذا مىبينيم در سوره يس، آنجا كه سخن از گرد آمدن همه چيز در امام مبين است مىفرمايد: «ما آنها را در امام مبين احصا كردهايم»[٤] و نظير اين آيه در سوره جنّ است كه پس از آنكه مىفرمايد: «عالم به غيب اوست و هيچكس را بر اسرار غيبش آشكار نمىسازد»، رسولان برگزيده خويش را استثنا كرده، مىفرمايد: آنها را از علم غيب خويش آگاه مىسازد.
٤. عوامل نگرانى انسان از مرگ چند چيز مىتواند باشد: الف) به اشتباه فكر كند كه مرگ يك نوع نابودى و نيست شدن است و عقيده به معاد و زندگى جاودانه نداشته باشد. ب) علاقه به دنيا كه انسان را متنفر از مرگ مىكند زيرا باعث جدايى انسان از دنياست، شخصى از حضرت محمد (ص) پرسيد: چرا از مرگ مىترسيم؟ فرمودند: «آيا مال دارى؟» گفت: بله، فرمودند: «در راه خدا دادهاى؟» گفت: نه. فرمودند: «به همين خاطر مىترسى»[٥] نظير همين سؤال از امام مجتبى (ع) شده است و امام جواب دادند: «شما براى آخرت كار نيكى نكردهايد و دنياى خودتان را آباد نمودهايد به همين خاطر از مرگ بيم داريد كه از جاى آباد به جاى خراب منتقل شويد».[٦]
ج) گاهى ترس به علت آگاهى نداشتن از مرگ است، همچون رانندهاى كه براى اوّلين بار، جادهاى را طى مىنمايد. امام هادى (ع) به عيادت يكى از ياران خود كه مريض بود رفتند، ديدند آن مريض گريه مىكند و از مرگ مىترسد. فرمودند: «از مرگ مىترسى، چون آن را نمىشناسى».[٧]
د) گاهى نگرانى از مردن به خاطر كمى زاد و توشه ايمان، اخلاق و عمل صالح است كه نمىداند سرانجام كارش به چه چيزى منتهى مىشود. امام زينالعابدين (ع) در دل سحر ماه مبارك رمضان چنين مناجات داشتند: «چرا نگريم، حال آنكه نمىدانم سرانجامم كجاست؟»[٨] و حضرت على (ع) مىفرمايند: «آه كه توشه راه كم است و راه طولانى و سفر دور و جايگاه و مقصد بس بزرگ است».[٩]
ه) گاهى هم نگرانى از معاصى و گناهانى است كه انجام داده و توبه جدّى ننموده است: خداى متعال مىفرمايد: «وَلا يَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ[١٠]؛ آنان [يهود] هيچگاه آرزوى مرگ نمىكنند به دليل اعمالى كه