ماهنامه موعود
(١)
شماره نود و چهارم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
نيازمند پرسشيم
٢ ص
(٤)
شعر و ادب
٤ ص
(٥)
اى غديرستان چشمت، قبله خورشيدها
٤ ص
(٦)
اى قوم به حج رفته كجاييد، كجاييد
٤ ص
(٧)
در غدير خُم
٤ ص
(٨)
خورشيد ظاهر مى شود روزى
٥ ص
(٩)
بى روى تو
٥ ص
(١٠)
بيا سوى خورشيد
٥ ص
(١١)
نبرد گسترده و بى پايان براى فراموشى غدير
٦ ص
(١٢)
عبدالرحمان ابن يوسف (قرضاوى)
١١ ص
(١٣)
اهل بيت (ع) از ديدگاه علامه بهاءالدينى
١٢ ص
(١٤)
جايگاه ولايت
١٢ ص
(١٥)
عترت پيامبر، متولّى قرآن
١٢ ص
(١٦)
ولايت، منصب الهى
١٣ ص
(١٧)
على (ع) نقطه باى بسم الله
١٣ ص
(١٨)
عنايت اميرالمؤمنين (ع)
١٣ ص
(١٩)
تولّى و تبرّى شرط عرفان
١٤ ص
(٢٠)
مقام حضرت فاطمه (س)
١٤ ص
(٢١)
زائر قبر حسين
١٥ ص
(٢٢)
زيارت امامان و امام زادگان
١٥ ص
(٢٣)
احتجاج امام على (ع) به غدير
١٦ ص
(٢٤)
احتجاجات اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) به حديث و ماجراى غدير
١٧ ص
(٢٥)
احتجاج و استشهاد ديگران به حديث و ماجراى غدير
١٧ ص
(٢٦)
آن روز كه يك مسيحى عاشق على شد
١٨ ص
(٢٧)
اشاره
١٨ ص
(٢٨)
معرفى كتاب
٢٠ ص
(٢٩)
فضايل اميرالمؤمنين در صحيحين
٢١ ص
(٣٠)
1 دشمنى افراد با على، دشمنى در راه خدا
٢١ ص
(٣١)
2 دوستى با على نشانه ايمان و دشمنى با وى علامت نفاق
٢١ ص
(٣٢)
3 نماز اميرمؤمنان (ع)
٢٢ ص
(٣٣)
4 ابوتراب؛ لقب اهدايى پيامبر
٢٢ ص
(٣٤)
5 على؛ آشناترين مردم به قضاوت
٢٢ ص
(٣٥)
6 على دوست دار خدا و رسول و رسول دوست دار على
٢٢ ص
(٣٦)
7 على نسبت به پيامبر به منزله هارون نسبت به موسى
٢٢ ص
(٣٧)
شيعه در چند خط
٢٤ ص
(٣٨)
شيعه در قرآن كريم
٢٤ ص
(٣٩)
شيعه در سنت پيامبر
٢٥ ص
(٤٠)
اعجاز عددى امامان
٢٦ ص
(٤١)
اعجاز قرآن كريم
٢٦ ص
(٤٢)
اعجاز عددى قرآن و امامان (ع)
٢٧ ص
(٤٣)
غديريه
٢٨ ص
(٤٤)
از ميان خبرها
٣٠ ص
(٤٥)
هشدار آيت الله مكارم نسبت به هجوم تازه وهابيون
٣٠ ص
(٤٦)
افشاى طرح آمريكايى مقابله با مذهب تشيع
٣٠ ص
(٤٧)
وقتى هاليوود هم مسلمان مى شود
٣٠ ص
(٤٨)
تبديل بعضى از كليساهاى بريتانيا به رستوران
٣٠ ص
(٤٩)
فروش مسكن به شيعيان عربستان حرام شد
٣١ ص
(٥٠)
مسموم شدن حكيم در ضيافت شاه اردن
٣١ ص
(٥١)
بيش از 420 زندان مخفى در عراق وجود دارد
٣١ ص
(٥٢)
معروف ترين شخصيت هاى ضداسلامى رسانه هاى آمريكا
٣١ ص
(٥٣)
درخواست جنجال آفرين يك كشيش صرب براى نسل كشى مسلمانان در بالكان
٣١ ص
(٥٤)
پرسش و پاسخ
٣٢ ص
(٥٥)
سرآغاز و مدت زمان رجعت
٣٢ ص
(٥٦)
1 سرآغاز رجعت
٣٢ ص
(٥٧)
فلسفه و هدف رجعت
٣٣ ص
(٥٨)
رجعت كنندگان
٣٤ ص
(٥٩)
دل شكسته اى كه گرم شد
٣٦ ص
(٦٠)
حكايت ديدار
٤٠ ص
(٦١)
پيام ها و برداشت ها
٤٣ ص
(٦٢)
دعا و توسل
٤٦ ص
(٦٣)
دعا از نگاه امير مؤمنان (ع)
٤٧ ص
(٦٤)
توسل به امام عصر (ع)
٤٨ ص
(٦٥)
دعاى فرج، دواى دردها
٥٠ ص
(٦٦)
امام زمان (ع) ناظر اعمال ما
٥٢ ص
(٦٧)
راه هاى ارتباط با امام عصر (ع)
٥٢ ص
(٦٨)
چرا حضرت بيمناك و خائف هستند؟
٥٣ ص
(٦٩)
درآمدى بر تربيت نسل منتظر
٥٤ ص
(٧٠)
1 سلامت نفس مربى
٥٤ ص
(٧١)
2 توجه به تفاوت هاى فردى
٥٥ ص
(٧٢)
تصوير اعراب و مسلمانان در كتاب هاى درسى غرب
٥٧ ص
(٧٣)
1 كتاب هاى درسى انگلستان
٥٧ ص
(٧٤)
آشنايى با اسلام
٥٧ ص
(٧٥)
مرتبط دانستن اسلام با تروريسم و گروه هاى تندرو
٥٨ ص
(٧٦)
بدنمايى جهاد
٥٩ ص
(٧٧)
وضعيت اينترنت در ايران
٦١ ص
(٧٨)
وضعيت كاربران ايرانى
٦١ ص
(٧٩)
كاربران ايرانى، عمدتاً جوان، كم تجربه، مذكر و مجرد
٦١ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - احتجاج و استشهاد ديگران به حديث و ماجراى غدير

در پاسخ به پرسش طرح‌شده، ذكر چند نكته ضرورى است:

١. با توجه به منابع موجود، اكثر قريب به اتفاق علماى سنى به اين حديث تصريح نموده‌اند. وقتى همه از اين حديث مطلع باشند و ده‌ها هزار نفر در روز غدير آن را از پيامبر اكرم (ص) شنيده باشند ديگر چه نيازى به احتجاج است. زمانى براى اثبات مدعا افراد متوسل به احتجاج مى‌شوند كه برخى از مطلبى باخبر باشند و برخى ديگر از آن بى‌اطلاع. در چنين شرايطى از تأييد افراد با اطلاع براى مجاب كردن دسته بى اطلاع استفاده مى‌شود. در حالى هزاران تن از افراد مسلح بنى اسلم آن فجايع پس از سقيفه را به بارآوردند و بعضى به پيامبر (ص) به ناروا گفتند در بستر بيمارى هذيان مى‌گويد كه همگى هفتاد روز پيش از، از دست دادن رسول خدا (ص)، در روز غدير پس از شنيدن صحبت‌هاى آن حضرت با اميرالمؤمنين (ع) بيعت كرده بودند.

٢. اينكه در منابع تاريخى صحبت از احتجاجات اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) به ميان نيامده هرگز دليل اين اين نيست كه واقعاً ايشان هيچ‌گاه به اين موضوع احتجاج نكرده باشند و اين موضوع در تاريخ اتفاق نيفتاده باشد؛ به خصوص كه همگى از دشمنى با حضرت امير (ع) در طول تاريخ و خصوصاً مورخان متاثر از باورهاى مذهبى و فرقه اى اطلاع داريم. طبيعى است كه هر آنچه در راستاى احقاق حق ايشان مى‌تواند مورد استفاده و تمسك قرار گيرد از مجموعه منابع و آثار حذف و طرد شود. اقرار اهل سنت به اين موضوع تمام پايه‌هاى عقيدتى و مستندات تاريخى آنان را سست مى‌كند و از همين‌رو بسيار طبيعى است از نقل مطالبى كه حقانيت ولايت علوى را ثابت مى‌كنند طفره بروند. جالب است بدانيم كه زهرى، محدث معروف شام تصريح كرده كه فضائلى از على (ع) مى‌دانم كه اگر برزبان بياورم حتماً مرا خواهند كشت؛

٣. حقانيت غدير و روايت غدير تنها با احتجاج ثابت نمى‌شود و احتجاج نكردن دليل بطلان موضوع نيست؛ آن دسته از اهل سنت كه غير اين را ادعا كرده‌اند خود بايد براى اثبات مدعايشان دليل بياورند، به خصوص كه دلايل مخالفان آنان از استحكام و قوت بيشترى برخوردار است؛

٤. موارد متعددى را در منابع شيعى و سنى مى‌توان يافت كه به احتجاجات اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) اشاره شده است كه اين نيز يكى ديگر از دلايل اثبات غدير است؛ از آن جمله مى‌توان به موارد ذيل اشاره كرد:

احتجاجات اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) به حديث و ماجراى غدير

١. به هنگام بيعت با ابى بكر: در اين هنگام حضرت، ابتدا به بيعت ابوبكر با ايشان اشاره نمودند كه منظور همان جريان غدير خم است، سپس به بيانات رسول خدا (ص) در تبوك، غدير و ... احتجاج كردند.

٢. در روز شورا (براى انتخاب جانشين خليفه دوم): در اينجا حضرت امير (ع) به عبارات خطبه نبوى (ص) در غدير (من كنت مولاه ...) اشاره نمودند.

٣. در دوره خلافت عثمان: روزى در حضور بيش از دويست نفر به روز غدير و نداى نبوى (ص) به ولايت علوى احتجاج كردند.

٤. در كوفه (پس از سال ٣٥ هجرى): اين احتجاج پس از اتهام به آن حضرت مبنى بر مقدم داشتن ديگران بر رسول خدا (ص) انجام شده كه اكثر حاضران و بنا بر برخى نقل‌ها به استثناى تنها سه نفر، همگى شهادت دادند كه در غدير بوده‌اند و آن خطبه را در اثبات خلافت علوى شنيده‌اند.

٥. به هنگام خروج از قصر: عده اى سوار به آن حضرت با عبارت «السلام عليك يا مولانا و رحمة الله و بركاته» سلام كردند و ايشان با استناد و احتجاج به ماجراى غدير و تأييد سيزده يا دوازده صحابى حاضر در جمع، بر اين عبارت صحه گذاشتند.

٦. در جنگ جمل و به هنگام گفت‌وگو و احتجاج با طلحه.

٧. در جنگ صفين در حضور دوازده تن از بازماندگان جنگ بدر.

٨. احتجاج حضرت زهرا (س) با غاصبان حقشان.

همچنين امام حسن (ع) پس از صلح اجبارى با معاويه و نيز سيدالشهدا (ع) در خطبه خود در منا، متذكر غدير شده و بدان احتجاج نموده‌اند.

احتجاج و استشهاد ديگران به حديث و ماجراى غدير

در ميان ديگر صحابه و مشاهير مسلمانان احتجاجاتى به غدير در منابع ذكر شده كه برخى از آنان را با هم مرور مى‌كنيم:

١. عبدالله بن جعفر (همسر حضرت زينب كبرى (س)) با معاويه،

٢. عمروبن عاص همدانى،

٣. عمرو عاص با معاويه،

٤. عمارياسر با عمرو بن عاص،

٥. اصبغ بن نباته در مجلس معاويه،

٦. جوانى با ابوهريره در مسجد كوفه،

٧. مردى با زيد بن ارقم،

٨. شخصى عراقى با جابر بن عبدالله انصارى كه ذهبى حديث را حسن و به شدت عالى با متنى متواتر خوانده است،

٩. قيس بن سعد با معاويه،

١٠. دارميه حجونيه با معاويه،

١١. عمرو اودى با جمعيتى كه به اميرالمؤمنين (ع) دشنام مى‌دادند،

١٢. استشهاد عمر بن عبدالعزيز به حديث غدير،

١٣. استشهاد زريق غلام امير المؤمنين (ع) براى عمرو بن عبدالعزيز،

١٤. احتجاج مأمون به حديث غدير در بين فقهايى كه اسحاق بن ابراهيم و يحيى بن اكثم در ميان آنان بوده‌اند.

لازم به ذكر است در نسخه‌هاى اخير برخى كتاب‌ها مانند «المعارف» ابن قتيبه دينورى و نيز «تاريخ يعقوبى» برخى از عبارات فوق حذف يا تحريف شده‌اند.