ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - نبرد گسترده و بى پايان براى فراموشى غدير
مقابل، بنى اسلم هر چقدر پول بخواهند بدهند. به طورى كه در منابع تاريخى آمده كوچههاى مدينه مملو از حضور آنان بود و كشش چنين جمعيتى را نداشت و همه آنها- به تصريح شيخ مفيد (ره)- چماق به دست بودند. تمام منابع اهل سنت اين جمله را از خليفه دوم نقل كردهاند كه: «وقتى بنى اسلم را ديدم، به نصرت يقين يافتم». به همين جهت بود كه هر چقدر حضرت امير (ع) و حضرت زهرا (س) خطبه خواندند و به در خانه انصار رفتند جواب شنيدند كه ما ديگر بيعت كردهايم و نمىتوانيم بيعت را بشكنيم. اين همان تعبير حضرت امير (ع) است كه عدّهاى خلافت را تصاحب كردند و عدّهاى هم از كنار آن سخاوتمندانه گذشتند.
\* شكل دشمنىها با شيعه در شرايط كنونى كه ما شاهد حضور قابل توجه شيعيان در ايران، لبنان، عراق، و ... هستيم چه تحولى يافته است؟
\* مبارزه با فرهنگ شيعه در دستور كار اهل سنت- خصوصاً وهابىها- بوده است. در همان جلسه سال سوم بعثت، بزرگان حاضر در جمع به تمسخر اين جانشينى پرداختند و دشمنى با حضرت امير (ع) از همانجا شروع شد و هرگز متوقف نشد. در جنگ يمن به بريده گفتند برو و نزد پيامبر (ع) از على (ع) سعايت كن، چنانكه از چشم او بيفتد. بعد از پيامبر (ص) اين دشمنىها تشديد شد و در طول تاريخ كم و بيش ادامه داشت، تا اينكه انقلاب اسلامى ايران پيروز شد و ورق برگشت. تا پيش از آن مىگفتند كه شيعهها بدعت گذارند و مؤسس شيعه يهوديان و ايرانيان هستند و ارتباطى با اسلام اصيل ندارد. اما پيروزى انقلاب نشان داد كه حكومت و قانون اساسى و ... ايران همه بر اساس اسلام شكل يافته است و اگر بنا باشد تنها يك اسلام واقعى حاكم باشد همان است كه در اين كشور حاكم شده كه جلوى تمام مفاسد را گرفته و هر چه مشروبخورى و خانه فساد بوده همه را تعطيل كردهاند و به دنبال اصلاح جامعه هستند حال آنكه در عربستان كه مدعى حكومت اسلام اصيل بودند، قضيه به عكس است. از همين رو جوانان تحصيلكرده رويكرد قابل توجهى به شيعه داشتند. اين واقعيت براى عدّهاى از اهل سنّت- خاصه افراطىها- قابل هضم نبود و اينها به ميدان آمدند تا از تمام امكانات موجود براى هجمه عليه شيعه استفاده كنند.
مرحوم شهيد مطهرى تنها چند ماه پس از انقلاب بيشتر در قيد حيات نبود امّا جملهاى در يكى از سخنرانىهاى پس از انقلاب دارند كه حزم و دورانديشى ايشان را مىرساند. اين جمله در پيرامون جمهورى اسلامى يا «پيرامون انقلاب اسلامى» آمده كه انقلاب اسلامى ايران مرزها را يكى پس از ديگرى فتح مىكند و در سطح گستردهاى منتشر مىشود. اين را بدانيد كه در آينده نه چندان دور سيل عظيمى متوجه شيعه خواهد شد. من توصيه مىكنم به طلبهها و دانشجوها از الآن خودشان را براى پاسخگويى به شبهات مجهز كنند. چقدر اين مرد آينده را ظريف مىديد. پيشگويى ايشان محقق شد. پس از چند سال، هجمهها، نقدها، اعتراضها، جزوهها، لوحهاى فشرده يكى از پس از ديگرى وارد جامعه شد. شما براى نمونه ببينيد كتاب يكى از استادان برجسته اهل سنت كه ظاهراً در دانشگاه فردوسى مشهد هم تدريس دارد. عبدالرحمن سليم كتاب «خلافت و انتخاب از ديدگاه اهل سنت» را نوشته و در آن هجده شبهه تنها درباره حديث غدير آورده و همه شبهات ابن تيميه و قبل و بعد از او را در اين كتاب كه انتشارات دانشگاه فردوسى مشهد آن را منتشر كرده، آورده است. بيش از شش سال از انتشار اين كتاب مىگذرد و هنوز جواب قابل توجهى به اين كتاب داده نشده است. او در اين كتاب همه عقايد شيعه را زير سؤال برده است.
براى دشمنان قابل تحمل نيست و مىدانند تا وقتى شيعه غدير را به عنوان واقعيت مسلم و قطعى پذيرفته است و هر روز در جلسات، حسينيهها و مساجد به اظهار عشق و علاقه به صاحب غدير مشغولند، در نتيجه اعتقاد و عشق به امامت اميرالمؤمنين (ع) در نسلهاى آينده كاملًا مستحكم و قوى و نهادينه مىشود. همين كه بچه شيعه به سن دو سه سالگى مىرسد هر ساله در خانه، مسجد، بازار و كوچه مىبيند كه بحث جشن غدير مطرح است. او از مادر، پدر، معلم و دبيرش درباره غدير سؤال مىكند. در يكى از پاورقىهاى «دلائل الصدق» از مرحوم مظفر ديدم كه نوشته بود يكى از بزرگان اهل سنت به من گفت كه شما از جان عاشورا چه مىخواهيد. هزار و چهارصد سال از آن گذشت و ديگر تمام شد و رفت، چرا هر سال بساط عزاى حسينى را برپا مىكنيد؟ مرحوم مظفر مىگويد: يكى از ما در جواب او گفت كه ما از غدير خوب پاسدارى نكرديم و آن را نهادينه نكرديم، شما منكر آن شديد