ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧ - نبرد گسترده و بى پايان براى فراموشى غدير
\* با تشكر از حضرتعالى كه وقت خويش را در اختيار ما گذاشتيد، لطفاً در ابتدا بفرماييد حديث غدير چه جايگاهى نزد مسلمانان دارد؟
\* حديث غدير اوج تثبيت ولايت اميرمؤمنان على (ع) بوده به طورى كه براى احدى عذر يا راه گريزى باقى نمانده باشد. همان تعبيرى كه حضرت صديقه كبرى (س) فرمود:
«هل جعل ابى يوم غدير خم لأحدٍ عذراً؛ آيا پدرم در روز غدير براى احدى عذرى باقى گذاشت؟»
در حقيقت، ولايت اميرالمؤمنين (ع) از همان اوّلين روزى كه نبى اكرم (ص) براى اعلان رسالت و دعوت علنى مأمور شدند، مطرح شد. پس از سه سال دعوت محدود و مخفيانه، رسول اكرم (ص) ضمن ماجراى دعوت عشيره در جمعى چهل نفره پس از بيان توحيد و نبوت خويش، ولايت و جانشينى اميرالمؤمنين (ع) را مطرح نمودند. در پايان رسالت هم كه در مجمع بيش از صدهزار نفره غدير، باز همان پيام ابلاغ شد. حديث غدير در ميان شيعه از متواتراتى است كه احدى ذرّهاى ترديد نسبت به آن ندارد. اهل سنّت نيز با سندهاى متعدّد و فوق متواتر آن را نقل كردهاند. علماى اهل سنّت بر اين باورند كه اگر روايتى را هفت، يا هشت نفر نقل كنند، متواتر مىدانند. حديث متواتر هم به منزله آيه قرآن شمرده مىشود و انكار آن همان حكم انكار آيه قرآن را دارد. بيش از يكصد تن از صحابه حديث غدير را نقل كردهاند. مثلًا از ابوطفيل صحابى، هفده سند حديث غدير نقل شده است. ١ از عميره، هجده نفر نقل مىكنند. ٢ از زيد بن ارقم، شانزده نفر، ٣ از زياد بن ابى زياد، دوازده نفر نقل كردهاند. مرحوم علامه امينى (ره) از بعضى از بزرگان اهل سنت نقل مىكند كه مثلًا از ابن جرير طبرى، از هفتاد طريق اين روايت نقل شده و اين در حالى است كه گفتيم تنها وجود هفت طريق آن را متواتر مىكند. از ابن عقده، صد و پنج طريق؛ از ابوسعيد سجستانى، صد و بيست طريق؛ از ابوبكر جعالى، صد و بيست و پنج طريق و از بعضى از بزرگانشان نيز تا صد و پنجاه طريق نقل مىكنند تا جايى كه از «حافظ ابوعلاى همدانى» با دويست و پنجاه طريق نقل شده است. ٤ صرف نظر از همه اينها عبارتى از «ذهبى» نقل شده كه اگر فقط همين عبارت را داشتيم كافى بود. ذهبى شخصيتى است كه تمام تلاش را براى زير سؤال بردن روايات فضايل اميرالمؤمنين (ع) به كار برده است. او مىنويسد: كتابى از ابن جرير طبرى درباره حديث غدير ديدهام كه از كثرت طرق آن دچار وحشت و شگفتى شدهام. ٥ يكى از شخصيتهاى برجسته وهابى، ناصر الدين البانى است كه از او به بخارى عصر ياد مىشود و بن باز، او را «امام الحديث» مىخواند. او نيز حديث غدير را در زمره احاديث متواتر مىداند و به ابن تيميه اشكال مىكند كه چطور او اين حديث را تضعيف كرده است؛ آن هم در حالتى كه هر دو بخش آن به تواتر ثابت شده است. ٦
\* با توجه به اين تواتر و اين همه شاهد ماجراى غدير چرا تنها هفتاد و دو روز پس از واقعه غدير خم و اندكى پس از رحلت پيامبر (ص) كه محبوبترين شخصيت نزد اصحاب بودند، دستور صريح حضرت كنار گذاشته شد و تاريخ به نحوى خلاف آن رقم خورد؟
\* درباره مخالفت صحابه با خلافت اميرالمؤمنين (ع) چند مسئله بايد مورد توجه قرار گيرد كه بدون اين مسائل نمىتوان مطلب را به خوبى فهميد. اوّل، اينكه در ميان قوم عرب تا پيش از بعثت، فرهنگ و حكومت قبيلهاى حاكم بوده است. رئيس قبيله هر نظرى مىداد افراد تابع او بودند و از او تبعيت مىكردند. آنها رأيى غير از رأى شيخ قبيله نداشتند. نكته دوم، اينكه اسلام به نحوى شايسته در قلوب مردم جاى نگرفته بود؛ لذا ما نمىتوانيم توقع داشته باشيم كه صحابه پس از بيست و چند سال مصاحبت پيامبر (ص) خود را مهذب كرده باشند و به جايى رسيده باشند كه گفتار پيامبر (ص) را گفتار خداوند متعال بدانند و مخالفت با دستور ايشان را مخالفت با دستور خداوند. اين مطلب به طور جدى براى آنها جا نيفتاده بود. براى شما چند نمونه از همان سال آخر حيات پيامبر (ص) به نقل از صحيحترين كتابهاى اهل سنت مىآورم تا ببينيد آنان حتى در آن مقطع هم مطيع حضرتش نبودند و از ايشان سرپيچى مىكردند. در حالى كه ايشان حى و حاضر بودند از دستوراتشان تخطى مىكردند چه رسد به اينكه ايشان در ميان مردم نباشند. زمان جاهليت رسم بر اين بود كه هر كس محرم مىشد بعد از مناسك به عرفه، مشعر و منا مىآمد. پس از حجةالوداع پيامبر (ص) فرمودند، بايد اين رسم جاهليت برچيده شود. هر كس احرام بست، احرام اوّلى احرام عمره است و با «تقصير» ٧ همه چيزهايى كه با احرام بر او حرام شده بود، حلال مىشود. آنهايى كه با خود قربانى نياوردهاند از احرام بيرون بيايند و همه چيز بر آنها حلال است. مردم از اين دستور كه در آخرين روزهاى حيات نبوى داده شده بود با بدترين عكسالعمل تمرّد كردند. اين اعتراض با الفاظ چنان ركيكى بود كه با صميمىترين دوستان يا حتّى غلام و بنده تحت فرمان خود چنين صحبت نمىشود و از نقل آن واقعاً معذوريم. عزيزان براى اطّلاع مىتوانند به منابعى كه اين مطلب را نقل كردهاند مراجعه نمايند. ٨ اين در حالى است كه قرآن كريم مىفرمايد: «ماآتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا؛ آنچه را رسول خدا براى شما آورده، بگيريد (و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرده، خوددارى نماييد» ٩ و «مَنْيَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا مُبِيناً؛ هر كس