ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - پرسش شما، پاسخ موعود
پرسش شما، پاسخ موعود
اشاره:
اين صفحه اختصاص به طرح پرسشها، شبهات و مسائلى دارد كه براى شما عزيزان مطرح شده و يا در محيط خانواده، مدرسه، دانشگاه يا محل كار شما از آنها صحبت به ميان آمده است؛ چه در موضوع مهدويت و چه در ساير زمينههاى اعتقادى و اخلاقى.
پس دست به كار شويد و از همين حالا پرسشهاى خود را با ما در ميان بگذاريد. ما هم سعى مىكنيم پاسخهاى مناسبى به آنها بدهيم.
برادر ارجمند احمدرضا جليلوند از همدان پرسيدهاند:
در برخى كتابها خواندهام كه حضرت فاطمهزهرا (س) كتابى به نام «مصحف فاطمه» داشتهاند كه اكنون نزد امام عصر (ع) است، مىخواستم بدانم اين كجاست و چه مطالبى در آن آمده است؟
براى روشن شدن پاسخ اين پرسش، توجه شما را به مطلبى از حضرت آيتالله سبحانى از محقّقان گرانقدر حوزه علميه قم جلب مىكنيم:
واژه «صحف» در قرآن به معناى مطلق كتاب آمده است، چنانكه مىفرمايد:
وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ.[١]
آنگاه كه نامههاى اعمال منتشر گردد.
إِنَّ هذا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولى صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَ مُوسى[٢]
اين در صحيفههاى نخستين در كتاب ابراهيم و موسى است.
و همچنين «مصحف» نيز از همين ماده اخذ شده، به معناى دفتر يا كتاب جلد شده به كار مىرفت و در صدر اسلام حتى پس از درگذشت پيامبر (ص) مصحف تنها نام قرآن نبود بلكه هر كتاب مجلدى را مصحف مىناميدند.
ابن ابىداود سجستانى در باب گردآورى قرآن، در مصحفى از محمد بن سيرين نقل مىكند: «وقتى پيامبر (ص) درگذشت، على (ع) چنين گفت:
سوگند ياد كرد على كه رداء بر دوش نيدازد مگر براى نماز جمعه تا اينكه قرآن را در مجلدى جمع كند.
و نيز ابى العاليه نقل مىكند:
آنان قرآن را در خلافت ابىبكر در مصحفى جمع كردند.
و نيز نقل مىكند:
عمربن خطاب فرمان به گردآورى قرآن داده و او اول كسى است كه قرآن را در مصحف جمع كرد.[٣]
اين جملهها حاكى است كه در آن روزگار، مصحف به معناى دفتر بزرگ و يا كتابى مجلد بوده كه اوراق را از پراكنده شدن حفظ مىكرده، سپس به مرور زمان اختصاص به قرآن يافته است.
اتفاقاً روايات پيشوايان ما حاكى است كه حتى در زمان آنان، لفظ مصحف به معناى كتاب و يا دفتر مكتوب بوده است. امام صادق (ع) فرمود:
هر كس قرآن را از روى برگهاى مجلد بخواند، از چشم خود بهره مىگيرد.[٤]
و نيز در حديثى ديگر آمده است:
خواندن قرآن از روى برگهاى مجلد، عذاب را از پدر و مادر كم مىكند.[٥]
مورخان درباره ترجمه خالد بن معدان مىنويسند:
خالدبن معدان دانش خود را در دفترى ضبط كرده بود كه براى آن دكمهها و دستگيره داشت.[٦] خالدبن معدان از تابعين بود و هفتاد صحابى را درك كرده است و ابن اثير ترجمه او را در ماده كلاغى آورده است.[٧]
پس تا اينجا روشن شد كه تا پايان قرن اول، لفظ مصحف به معناى كتاب مجلد و يا دفترچه جلد شده بود كه افراد دانش و آگاهى خود را در آن ضبط مىكردند و اگر بعدها قرآن را محصف گفتهاند، چون از ذهنها بيرون آمده و بر برگها