ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - مصحح كتاب؛ مرحوم على اكبر غفّارى
- و داستان آن در ادامه مقاله خواهد آمد- در معرفى اين اثر ارزشمند نوشتهاند:
اين كتاب يكى از خالصترين ميراثهاى علمى ما و در موضوع خود يكى از بهترين كتابهاى تأليف شده است و در نزد دانشمندان و نامداران مذهب ما، يكى از ستونهاى پابرجا و محكم و از ذخائر است و يادگار جاودانى مذهب ما محسوب مىشود.
موضوع اين كتاب- يعنى امامت- از مهمترين موضوعات اعتقادى نزد ما بوده، بلكه بايد آنرا سنگ زير بنايى دانست كه كليه ستونهاى اعتقادى ما بدان متّكى است. من هرگز كتابى به پايه آن نديدم. نعمانى پيش از ديگران شروع به تأليف كرد و گوى سبقت را از ديگران ربود. در هر عصرى، علماء، روايت اين كتاب و تدريس آن را مورد توجه قرار دادهاند و آن را از «اصول معتبره» شمردهاند، بدون آن كه كوچكترين طَعنى و يا غَمزى نسبت به نگارنده آن روا دارند، جملگى بر اعتبار و درستى كتاب اتّفاق كردهاند ... من نمىتوانم سخنى بگويم كه از اداى حقّ بزرگ اين تأليف پر ارج برآيم و نمىدانم با چه عبارتى اهميّت و ارزش آن را بازگو كنم. اين كتاب در موضوع خود بىنظير است و از هنگام تأليف مورد استفاده دانشمندان اسلامى قرار گرفته است.[١]
كتاب نعمانى داراى ٢٦ باب و در مجموع ٤٧٨ روايت است و چنانچه پيشتر اشاره رفت جزء نخستين كتابهايى است كه در موضوع غيبت به دست ما رسيده است.
اين كتاب موضوعات مهم و بنياديى را مانند: «معرفت امام غايب، سبب غيبت، وجوب حفظ اسرار آل محمد (ص) الهى بودن مسئله امامت، تكاليف شيعه در عصر غيبت، تعداد امامان معصوم، ردّ بر مدّعيان مناصب امامت و ولايت، مقولات صبر، انتظار فرج، علائم ظهور، صفات امام منتظر و خصوصيات لشكريان آن حضرت و ... در خود جاى داده است.
غيبت نعمانى يك كتاب روايى محض است. در اين كتاب از جدلهاى كلامى، ايراد و اشكالهاى دامنهدار، و شُكوك و شبهات بيهوده خبرى نيست. نعمانى در زير عنوانهاى مطرح شده در كتاب تنها به نقل روايات بدون هيچ تفسير و تحليلى مىپردازد و از اين جهت با كتابهاى غيبت بعد از خود، مثل غيبت مفيد و غيبت شيخ طوسى تفاوت بنيادى دارد. غيبتهاى مفيد و طوسى، كلامى و برهانى بوده، يعنى اولّ موضوعات را مطرح و آنگاه براى اثبات آنها، استدلال مىكند. و اخبار و احاديث تنها براى تاييد و تسديد مطلب و قوّت بخشيدن به موضوع آورده مىشود. مثلًا شيخ طوسى در غيبت خود ابتدا با دلايل و اقامه برهانهايى، وجود امام عصر (ع) را اثبات كرده، سپس به شبهات فرقههايى مانند اسماعيليّه، زيديّه، كيسانيّه ... پاسخى در خورد مىدهد و اساس عقايد آنها را متزلزل و باطل مىكند و در هر مورد روايات مناسبى را از باب نمونه نقل مىكند.
مصحح كتاب؛ مرحوم علىاكبر غفّارى
نام غيبت نعمانى، با نام «استاد غفّارى» پيوند خورده است. نمىتوان از نعمانى و كتابش سخن گفت امّا از مصحّح مخلص و بى ادّعاى او حرفى به ميان نياورد و ذكر خيرى نكرد. استاد غفّارى، احياگر بىادّعاى ميراث شيعى و حديثپژوه سترگ و كتابشناس بزرگ و استاد بىبديل تصحيح متون روايى، تفسير، تاريخى ... براى اهل كتاب و مطالعه عموماً، و براى علاقمندان به معارف اسلامى و آموزههاى شيعى خصوصاً، چهرهاى نامى آشنا و شناخته شده است. كدام كتابخانه است كه قفسههايى را به آثارى از استاد اختصاص نداده باشد؟ بارى استاد غفّارى نيازى به تمجيد اين قلم ندارد و اگر اشارتى مىرود از باب اداى اندكى از حق استاد به دوش اهل كتاب است. در عظمت كار استاد همين بس كه او با تلاشى مؤمنانه و تكاپويى سختكوشانه در طى نيم قرن صدها جلد كتاب از آثار و ذخاير ذىقيمت اسلامى و شيعى را تصحيح نمود و تعليق زد و ترجمه كرد و سامان بخشيد و براى آنها فهرست نگاشت و مصادر روايات و عبارات را شناسايى كرد و به چاپ رسانيد و در يك عبارت احيا كرد. روحش شاد و تربتش از باران غفران الهى سيراب باد. استاد غفّارى خاطرهاى زيبا از تصحيح كتاب غيبت نعمانى نقل مىكند كه شنيدن آن خالى از لطف نيست. او مىنويسد:
چاپ و تنقيح غيبت نعمانى بسيار مشكل بود، زيرا نسخههاى مختلف را نمىتوانستم پيدا كنم، خطّ كاتب هم بسيار سخت بود، با زحمت فراوان، نسخههايى را فراهم كردم. وقتى كار به پايان رسيد، خبردار شدم يك فرد [بى مسئوليت] همان نسخه خطّى پر از غلط اوّلى را افست كرده و آن را منتشر كرده است. ناگزير شدم پانزده سال ديگر صبر كنم تا دو مرتبه [زمينه] و اقتضاء پيدا شود، لذا بعد از پانزده سال آن را منتشر ساختم[٢].
سخن را با آرزوى ظهور سرشار از سرور آخرين ذخيره الهى، و با اميد آنكه كتاب غيبت براى هميشه بسته شود و در فردا و فرداها از «ظهور و حضور» بگوييم و بنويسيم؛ با طلب رحمت و مغفرت براى مولّف و مصحّح، با دعايى از نعمانى به پايان مىبريم:
از خدا مىخواهم كه به وجه كريم و مرتبه بلند خود بر محمّد (ص) و خاندانش درود فرستد و ما را در دنيا و آخرت در سخن درست خود پا بر جا نگاه دارد و زندگى و مرگ و رستاخيزمان را بر نعمت دين حق و دوستى اهل حق استوار بدارد ... و ما را از ياواران دين خود در ركاب ولى خويش قرار داده، ميان ما و آنان، به اندازه چشم برهم زدنى، فاصله و جدايى نيفكند كه او بخشنده و كريم است.[٣]
پىنوشتها:
[١]. نعمانى، ابن ابىزينب، غيبت، به تصحيح استاد غفّارى، ترجمه محمد جواد غفّارى، نشر صدوق، صص ٣٠- ٢٩.
[٢]. همان، صص ٣٥- ٣٤.
[٣]. همان، صص ٤٤- ٤٣.
[٤]. همان، ص ٣٦.
[٥]. دائرةالمعارف بزرگ اسلامى، ج ٢، صص ٦٦١- ٦٦٠.
[٦]. شيخ مفيد، الارشاد، ترجمه رسول محلاتى، ج ٢، ص ٤٨٤، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
[٧]. سيّد بن طاووس، كشف المحجّه (فانوس)، ترجمه اسدالله مبشّرى، ص ٨١، دفتر نشر فرهنگ اسلامى.
[٨]. نعمانى، همان، صص ٩- ٨ به نقل از مقدّمه مصحّح.
[٩]. محدث نورى، نجمالثاقب، ص ١٠، انتشارات مسجد مقدّس جمكران.
[١٠]. نعمانى، غيبت، صص ٨- ٧، پيشگفتار مصحّح.
[١١]. نشريه كيهان فرهنگى، خردادماه ٦٥، همچنين نعمانى، همان، مقدمه، صص ٧- ٦.
[١٢]. نعمانى، همان، صص ٥١- ٥٠.