ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - انتظار و تبديل استضعاف به اقتدار
راه ظهور، گسترش فساد است، وظيفه منتظران، سكوت در برابر منكرات و اجازه گسترش فساد است و بر اين اساس معتقدند هر نوع تلاش براى جلوگيرى از فساد و توسعه صلاح و فلاح، حركت ضدّ انتظار است كه موجب به تأخير افتادن ظهور مىشود.
در نقد اين ديدگاه بايد گفت كه اگر چه روايات مورد استناد صحيحاند، امّا استنباطى كه از آنها شده درست نيست. روايات مورد استناد، بيانگر توصيف زمان ظهورند نه پيش شرط ظهور؛ فرق است ميان اينكه گفته شود ويژگىهاى اجتماعى هنگامه ظهور چيست و اينكه گفته شود پيش شرط ظهور حضرت مهدى (ع) چيست. مورد اول ويژگىهاى جامعه جهانى را به هنگام ظهور، توصيف و پيشبينى مىكند، ولى مورد دوم شرط ظهور حضرت مهدى (ع) را توضيح مىدهد.
بديهى است كه ميان اين دو تفاوت وجود دارد. خيلى فرق است ميان اينكه بگوييم «حضرت مهدى (ع) چون فساد فراگير شود ظهور مىكند» يا اينكه بگوييم حضرت مهدى (ع) در زمانى كه فساد فراگير است ظهور خواهد كرد. پس اين ديدگاه نمىتواند بر گرفته از متون دينى باشد.
انتظار و تبديل استضعاف به اقتدار
راهبرد انتظار را مباحث پيشين روشن مىسازد. در مباحث گذشته روشن شد كه علت غيبت حضرت مهدى (ع) استضعاف اجتماعى بود. از اين رو، پيش شرط ظهور حضرت نيز اقتدار اجتماعى خواهد بود. بر اين اساس، فلسفه دوران غيبت و انتظار، تبديل استضعاف به اقتدار است. كه شكل مىگيرد تا با حفظ جان آخرين زمامدار، ناهمراهى جامعه به همراهى تبديل شود و قدرت لازم براى تحقق حكومت امامت فراهم گردد آنگاه آخرين زمامدار ظهور مىكند و آخرين دولت را تشكيل مىدهد.
در حقيقت، دوران انتظار دورانى است كه بايد در آن امكان اجتماعى براى برپايى حكومت امامت به وجود آيد. لذا براى تحقق حاكميت حضرت مهدى (ع) به فرايندى نياز است تا استضعاف را به اقتدار تبديل كند و امكان اجتماعى آن را به وجود آورد. اين، راهبرد منتظران در دوران انتظار و پيششرط ظهور است. اين راهبرد دو ركن اساسى دارد: يكى اينكه فعال و پويا است، نه ساكن و خموش، و ديگر اينكه جهتگيرى آن تبديل استضعاف به اقتدار و فراهم ساختن امكان اجتماعى حكومت مهدوى است. اما در اين باره بايد به چند نكته توجه كرد:
١. نكته اول مربوط به گستره حكومت است. حكومت حضرت مهدى (ع) يك حكومت جهانى است، نه منطقهاى و كشورى.
خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد:
و ما در زبور، پس از تورات، نوشتهايم كه اين زمين را بندگان صالح من به ميراث خواهند برد.[١]
در روايات نيز همهجا صحبت از حكومت حضرت بر كل زمين شده، كه بيان آن از حوصله اين نوشتار خارج است. بر همين اساس وقتى صحبت از امكان و اقتدار مىشود، بايد آن را در مقياس جهانى مد نظر داشت.
٢. نكته دوم مربوط به عامل تغيير است. آنچه موجب تغيير در جامعه مىگردد، خود مردم هستند، نه عواملى از بيرون. قرآن كريم بر اين نكته تأكيد دارد كه منشأ تغييرات درون اجتماعى است نه برون اجتماعى. خداوند متعال مىفرمايد:
خدا چيزى را كه از آن مردمى است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند.[٢]
و جاى ديگر مىفرمايد:
زيرا خدا نعمتى را كه به قومى ارزانى داشته است، دگرگون نسازد، تا آن قوم خود دگرگون شوند.[٣]
بر همين اساس بايد براى تغيير به عوامل درونى جامعه پرداخت.
٣. محور تغيير بايد بر عدالتپذيرى استوار باشد. ركن حكومت دينى عدالت است. بررسى و طرح ادلّه اين موضوع از حوصله اين نوشتار خارج است. آنچه مهم است اينكه درباره حكومت حضرت مهدى (ع) نيز اين تعبير فراوان به كار رفته كه عدالت، رهاورد آن است. لذا اگر جامعهاى بخواهد حكومت دينى و از جمله حكومت حضرت مهدى (ص) را بپذيرد، بايد عدالتپذير باشد.
٤. مسئله بعدى فرايند تغيير است. در روايت بسيار مهمى، امام باقر (ع) مراحل سه گانهاى را بيان كردهاند كه به خوبى مىتواند فرايند تغيير را مشخص سازد.
كسى از امام باقر (ع) مىپرسد كه چه وقت ظهور حضرت مهدى (ع) اتفاق مىافتد تا دل ما شاد گردد؟ حضرت در قالب بيان اين حكايت آموزنده تاريخ را به سه دوره: «زمان گرگ صفتى»، «زمان ميش صفتى» و «زمان ترازو» تقسيم مىكند و به اين حقيقت اشاره مىفرمايد كه در دوره «گرگ صفتى» حقّ امامت غصب شد، در دوره «ميش صفتى» مردم مىخواهند حقّ ما را بدهند، ولى حال اقدام در راه آن را ندارند و در دوره سوم كه دوره «عدالت» است، مردم حق ما را خواهند دارد. اينها دورههاى سه گانه تاريخ امامتاند. مدار و محور اين دورههاى سه گانه، مردماند. اگر مردم تغيير كنند، زمان ظهور فرا خواهد رسيد.
مهم اين است كه بايد جامعه را سنجيد و بر اساس يكى از الگوهاى سه گانه، وضعيت آن را مشخص ساخت. سپس براى حركت به سمت مرحله بعد برنامهريزى كرد تا به زمان ترازو رسيد. در اين شرايط، اقتدار اجتماعى- جهانى لازم براى حكومت عدل جهانى فراهم خواهد شد.
بر اساس اين حديث شريف، پيشنياز ظهور عدالتخواهى مردم است. امام عدالت، امت عدالتخواه مىخواهد. دولت عدالت، جامعه عدالتپذير مىخواهد. جامعه فاسد، امام عدالت را نمىپذيرد. مردم فاسد، دولت عدالت را تحمل نمىكنند. همانگونه كه امام على (ع) را تحمل نكردند. اگر ظهور در جامعه فاسد روى دهد، امام مهدى (ع) نيز فرجامى چون ديگر امامان خواهد داشت. بنابراين پيش شرط ظهور، توسعه