ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - تربيت نسل منتظر
از حيث كمالات و مقامات به ايشان نخواهد رسيد.
باز در همين رابطه مىتوان به ماجراى حضرت موسى و خضر (ع) اشاره كرد كهَ در قرآن اشاره شده حضرت موسى راهى بس طولانى را براى يافتن او پيمود. قرآن كريم با سه عبارت خضر نبى را معرفى مىكند: «عَبْداًمِنْ عِبادِنا؛ بندهاى از بندگان ما»، «آتَيْناهُرَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا؛ از رحمت خود به او داده بوديم»، «عَلَّمْناهُمِنْ لَدُنَّا عِلْماً؛ علم خاصى را از ناحيه خود به او داده بوديم».
به روايات كه مراجعه مىكنيم مىبينيم حضرت خضر، الآن در محضر امام زمان (ع) شرف حضور و خدمت دارد. اين ويژگىهاى يك انسان برتر از ديدگاه قرآن مىتواند الگويى براى نسل مطهّر باشد و غايت قابليتهاى افراد را براى در يافت كمالات و رشد نشان دهد.
در صفحه ٤٤٣ كتاب الغيبه نعمانى نيز روايتى از امام صادق (ع) در توصيف ياران حضرت مهدى (ع) آمده كه قابل توجه است. مىفرمايد:
هنگامى كه قائم قيام كند به تمام بلاد روى زمين كسى را روانه مىسازد و به او مىفرمايد فرمان تو در كف دست توست؛ هروقت مشكلى براى تو پيش آمد كه راه حلش را نمىدانستى و نمىدانستى چگونه حكم كنى، به كف دست خود بنگر و به آنچه در آن نوشته عمل كن. سپس حضرت، سپاهى به سمت قسطنطنيه گسيل مىدارد. وقتى سپاهيان به كنار آب مىرسند چيزى روى پاهايشان مىنويسند و بر آب راه مىروند. روميان اين صحنه را كه مىبينند مىگويند: اينان كه ياران اويند بر آب چنين راه مىروند پس خود او چگونه خواهد بود؟!
نسلى كه قرار است ياريگر امام زمان (ع) باشد چنين قابليتهايى دارد. برنامههاى ما در تربيت نسل منتظر بايد به نحوى باشد كه رشد جسمانى و روحانى او متناسب با نيازهاى عصر ظهور و در راستاى يارى امام عصر (ع) باشد.
آرمانها و تمايلات يك نسل منتظر با بقيه چه تفاوتهايى دارد؟
به طور طبيعى آنكه به درجهاى از رشد برسد كه از صالح بودن بالاتر برود و مصلح شود و بتواند در زمره ياوران حضرت مهدى (ع) قرار گيرد تنها آرمانش اين است كه خود را فداى آرمانها و اهداف امام زمانش بكند. ويژگىهايى كه در قرآن براى انبيايى مثل ابراهيم، اسماعيل، يحيى، عيسى و ... آمده، مانند نيكى به والدين، رو كردن بسيار به خداوند، حلم و بردبارى بسيار و نيكوكارى به معناى عام آن، مىتواند زمينه ساز آنچه باشد كه براى يحيى رخ داد كه خداوند در كودكى به او حكم و رشد عنايت كرد. علاوه بر آن، در آيه ٥١ سوره انبيا مىفرمايد: ما وقتى به او رشدش را داديم، مىدانستيم كه چه مىخواهد بكند. ما ناظر رشد شما هستيم و زير نظر ما مىتوانيد به رشد كامل برسيد.
بخشى از اين كمالات اكتسابى است و بايد براى به دست آوردن آنها تلاش كرد و بخش ديگر به سبب رضايت از فرد و با عنايت و لطف الهى به دست مىآيد. يك نسل منتظر براى به دست آوردن هر دو بخش بايد تلاش كند و در مسيرى سير كند كه از هر دو بهرهمند شود. براى تحقق اين مقصود بايد در مسير رضاى خدا گام برداريم تا خداوند بقيه اش را به ما مرحمت كند.
برنامهريزى ما در تربيت نسل منتظر براى دست يافتن اين اهداف چه سيرى بايد داشته باشد و نقطه شروع كجاست؟
به تصريح قرآن، پدر و مادر در پرورش چنين نسلى نقش بسيار مهم و مؤثرى دارند. ما در اولين گام بايد پدر و مادرى با اين باور داشته باشيم كه اين موقعيت را با نشاط و شادابى بپذيرند.
حضرت يحيى پسرخاله و مؤيّد حضرت عيسى (ع) بود و تنها پيامبر شهيدى است، كه با اره سر از تنش جدا شد و در قيامت با امام حسين (ع) محشور مىشود. الآن سر ايشان در سوريه در همان محلى است كه گفته شده سر مطهّر سيدالشهدا (ع) نيز در آنجا دفن شده است.
ماجراى تولد اين پيامبر خدا بسيار جالب است. در آيه ٩٠ سوره انبيا در اين باره چنين آمده است: «زَكَرِيَّاإِذْ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ». پيش از هرچيز بايد پدر و مادر با التماس و تضرع شديد از خداوند درخواست كنند كه نسلى مطهّر به آنان عنايت كند. نكته مهمى كه در اينجا بايد متذكر شوم اين است كه به تصريح روايات، با دعا مىتوان قضا را دفع كرد و تغيير داد. اين قاعده حتى شامل مواردى مانند آثار نوشيدن شراب بر نسل، كه پيش از اين گفتيم نيز مىشود. با دعا چنين عقابهايى را هم مىتوان دفع كرد و از همين رو هرگز نبايد نا اميد بود. بنابر آيه قرآن خداوند به برخى پسر و به برخى دختر عنايت مىكند و برخى را نيز عاقر و عقيم قرار مىدهد. اين خواست خداوند است ولى همين مشيت را با استناد به ماجراى تولد حضرت زكريا مىبينيم كه مىتوان با استمداد از دعا تغيير داد.
نكته بعد اينكه حضرت يحيى مثل ما نيست كه فقط دلش بچه دار شدن را بخواهد و با توكّل به طبّ جديد بگويد، مىتوان همه را بچه دار كرد يا حدّاكثر افق ديدش اين باشد كه بچهاى داشته باشم كه عصاى دستم بشود و يا فلان رتبه مادى و دنيوى را به دست بياورد. حضرت على (ع) ما را از اين مىترسانند كه فرزندانى را بىهدف تربيت كنيم و افرادى به جامعه تحويل دهيم كه بسان حيوانات همّشان علفشان باشد؛ درس بخوانند و پولدار شوند، خوب بخورند و بگردند. جالب اينجاست كه ما زندگىهاى از اين دست را مصداق خوشبختى و الگوى مطلوب مىدانيم. حضرت زكريا مىگويد، خدايا فرزندى به من عطا كن كه وارث علم يعقوب شود و عالم دينى شود كه بتواند علمش را به ديگران منتقل كند نه اينكه صرفاً يك شهروند خوب و سالم باشد. او چنان ديدگاهى داشت و ما چنين آرزويى!!