ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢ - جادوى رسانه ها
جادوى رسانهها
اگر پارهاى از مشخصات و ملاحظات ذكر شده در روايات اسلامى درباره «دجال»، اين دروغزنِ فريبكارِ فريبنده آخرالزمانى نبود، مىشد «رسانه» مدرن اعم از سينما و تلويزيون و ... را با شكل و شمايل بروز كرده در عصر حاضر به عنوان مصداق دجال برشمرد و انگشت اشاره به سويش دراز كرد.
ديگر زمان آن گذشته كه كسى بخواهد با سادهدلى از رسانه مدرن، كه حاصل، محصول و مقوم و لازمه تاريخ غربِ دجال صفت است به عنوان ظرفى فاقد هرگونه مظروف ياد كند و آن را اسبابى براى تفنن و سرگرمى بشناسد. هرچند سرگرمى به معنى غفلت از عالم ذكر و معنى، از اقتضائات تاريخ چهارصدساله اخير غربى است. همان كه امروزه بحران و فروپاشى را به تجربه نشسته است. بههر روى، در اين دوران، رسانه وجهه «قدرت» به خود گرفته است. بىسبب نيست كه عنوان «عصر انفجار اطلاعات» را به عصر ما دادهاند. اين قدرت و انفجار نيروى نهفته در رسانه فاقد حيثيت رحمانى است و قدرت خود را از جايى ديگر وام گرفته است.
همنوايى نفس اماره فردى و جمعى با اين قدرت و تأثير گستره آن تا نفوذ در همه زواياى خانهها و پستوها نيز از همينجاست.
هتاكى، پردهدرى و افشاگرى بىحد و مرز هم از همينجا نشأت مىگيرد ورنه، هرچه منشأ رحمانى داشته باشد لاجرم ستاريت هم دارد.
غلبه فرهنگ و تمدن غربى بر مقدورات و مقدرات عموم فرهنگها و تمدنها، لاجرم، انزواى آن فرهنگها، استحاله و حتى سكولاريزه شدن آنها را در پى داشت. ذات دنياوى آن تمدن در وقت غلبه به دنياوى شدن و سكولاريزه نمودن ساير تمدنها انجاميد و يكسانسازى فرهنگى، يكسويهنگرى، اشتراك در عوالم، همافقى عمومى، امامت و ولايت تكنيك بر انسان را سبب شد.
مشاهده اين وجه از غلبه رسانهها و حضور آن در تمامى لايههاى حيات انسان عصر حاضر و وابستگى همه عناصر حيات فردى و جمعى آن باعث بوده تا مردانى امثال «الوين تافلر» نويسنده و نظريهپرداز امريكايى در كتاب موج سوم از اين عصر به عنوان عصر انقلاب الكترونيك ياد كند.
«جهانىسازى اقتصادى» از «جهانى شدن فرهنگ» برمىخيزد، همانكه رسانهها در اين عصر عهدهدار آنند و خود را در برابرش مسئول مىشناسند. رسانهها در اين عصر، شتابى شيطانى و عجله و سراسيمگى بىحد يافته و به مرز انفجار رسيده است. كثرتى بىحد كه در امارگى نفس و تمناى شيطانى به يگانگى و وحدت مىرسد.
همگرايى، همسويى و يگانگى حاصله از غلبه رسانهها، اتفاق ابليس و ظهور وحدت بدون ذكر و فكر و آكنده از غفلت را سبب شده است.
بيان تشابه ميان دجال فريبنده (كه خود موجد تكثر و دورى از وحدت رحمانى و ربانى است) و «رسانه» كه در خود و با خود تكثر و غلبه «قدرت» را دارد، از همين جا بود.
هيچ فتنهاى در آخرالزمان بزرگتر از «فتنه رسانهها» نيست. قدرت نفوذ و ميدان عمل و حضور اين جادوى قرن بيست و يكم، آن را به بلاى همهگير آخرين عصر از حيات انسان در سالهاى قبل از ظهور مبدل ساخته است.
استفاده اولياى شيطان (صاحبان قدرت و زرسالاران