ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - پس خدا برگزيد شيعيان
از چشمانتان سرازير مىشد. تا به حال مردى با آن نورانيّت نديده بودم. با هيچ عكس و فيلمى نمىتوان اين جمال را نشان داد. نامش نيز منحصر به فرد است: امام خمينى. كلمه امام براى ما اهل تسنن لفظى پيش پا افتاده است و امام جماعت مساجد را تداعى مىنمايد. اما شيعيان لفظ امام را فقط به يك عده اطلاق مىكنند و آن دوازده امام هستند. شيعيان معتقد به امامتاند و امام براى آنها رهبر معنوى امت است. حضرت على (ع) اولين امام شيعيان، سپس امام حسن (ع)، امام حسين (ع) تا آخرين آنها كه نامش محمد است و در پنج سالگى غايب شده است و شيعيان منتظر بازگشت مجدد و در واقع ظهور او هستند. آنها از واژه «غيبت» استفاده مىكنند كه مفهومى شبيه خواب طولانى اصحاب كهف دارد. او تنها كسى است كه اطلاق لفظ امام شايسته ايشان است. اكثر علما را «ملا» مىگويند و آيت الله به معناى علامه است. آيت الله خمينى را صرفاً به جهت احترام، با لفظ امام خطاب مىكنند؛ ولى شيعيان منتظر امام واقعى هستند. «روحالله» نامى است كه پدر ايشان بر او گذاشته و به معناى «روح خداست» كه در واقع لقب حضرت عيسى (ع) در قرآن مىباشد. پس شيعيان منتظر ظهور حضرت مهدى (ع) هستند و نه خمينى. آنها مىخواهند مقدمات ظهور ايشان را فراهم كنند. ما اهل تسنن نيز منتظر حضرت مهدى (ع) هستيم با اين تفاوت كه شيعيان در حال تلاش براى زمينهسازى قيام او هستند امّا سنىها انتظارى منفعلانه مىكشند و نشستهاند تا امام بيايد و همهچيز را براى آنها سروسامان دهد! ما خودمان را به قيل و قالهاى پست مشغول كردهايم و مىگوييم امام مهدى (ع) مىآيد و دنيا را براى ما پاك و تميز مىكند. خط فكرى سنىها همين است. اما امام خمينى (ره) به پيروانش مىگويد: ظهور امام زمان (عج) مشروط به آماده شدن شرايط براى قيام است و ما بايد اين شرايط را فراهم كنيم.
ما سنىها منتظر هستيم امام مهدى (ع) بيايند و ما را از مخمصه بيرون آورند، در حالى كه شيعهها دنيا را براى ظهور ايشان آماده مىسازند. در سفرم به ايران، همسفرانى از ساير كشورها نيز حضور داشتند كه متأسفانه در جمع آنها بيماران فكرى بسيارى مشاهده كردم. با عالمى از پاكستان به نام «مونا صاحب» برخورد كردم كه معتقد بود برادران شيعه ما مشكل دارند! در ايران مردم با شنيدن نام امام خمينى سهمرتبه صلوات مىفرستند اما وقتى نام پيامبر مىآيد يكمرتبه.
اين عالم پاكستانى مىگفت: «اينها ديگر چه مسلمانانى هستند؟! وقتى نام پيامبر (ص) مىآيد يكبار صلوات مىفرستند اما با شنيدن نام خمينى سه بار بر خمينى صلوات مىفرستند!»
به او گفتم: «آنها در اين صلوات چه مىگويند؟» گفت: «اللهم صل على محمد و آل محمد» گفتم: «محمد كيست؟ خمينى كيست؟ كسى كه نام خمينى را محمد نگذاشته. آنها بر پيامبر درود و صلوات مىفرستند و تو مىگويى بر خمينى صلوات مىفرستند؟!»
اين بيماران را ببينيد. عالمانى كه ذهنشان آلوده به تعصب است و فقط دنبال عيب و ايرادها مىگردند.
مثال ديگر مربوط به سجده برادران شيعه ما بر گل خشك هنگام نماز خواندن است. او مىگويد: «نگاه كنيد اينها چه كار مىكنند! عمل آنها شرك است. آنها يك تكه گل خشك را مىپرستند!» من گفتم چرا از آنها نمىپرسيد براى چه پيشانى بر خاك مىگذارند تا منطق آنها را بدانيد؟ اولين بارى كه سجده شيعيان بر مُهر را ديدم در واشنگتن بود. دانشجويان ايرانى از من براى سخنرانى دعوت كرده بودند. وقت نماز عشاء كه رسيد بين همه مُهر پخش كردند. پيش خودم گفتم چه كار مضحكى! بنابراين مهر را كنار گذاشتم و همراهشان نماز خواندم. بعد از نماز، علت سجده بر گل خشك را پرسيدم و آنها گفتند: «ما بايد هنگام نماز پيشانى را بر خاك بگذاريم و سه مرتبه بگوييم سبحان ربّى الأعلى و بحمده.» پس شيعيان پيشانى را برخاك مىگذارند و نه بر فرشهاى ساخت دست بشر. آنها با سجده بر خاك نهايت عبوديت را هنگام نماز به نمايش مىگذارند. پس آنها بر خلاف تصور ما گل خشك را نمىپرستند. ما سنّىها هميشه شيعهها را به خاطر اين كار مسخره مىكنيم. در هواپيما ديدم دو نفر از برادران شيعه همان جا نماز خواندند. يكى از آنها مُهر داشت و پس از اتمام نماز، آن را به ديگرى داد. شايد به نظر شما اين يك شوخى باشد. چند نفر سنّى در هواپيما بودند و تنها يك جوان از ميان آنها نماز خواند كه بىتعارف، من نبودم. كار ما شده است خنديدن به ديگران. او در همان جايى كه نشسته عملى را صد برابر بهتر