ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٢- ١ جمع بين اعتقاد به تقدير علمى و عينى خداوند با زمينه سازى
حضرت حجت (عج) دو گام اصلى را بايد برداشت: اول، يافتن مختصات همه جانبه ظهور با توجه به اخبار معتبر معصومان. دوم، استراتژى مؤثر با نظريه اين مختصات از يك سو و نظر به امكانات بالفعل و بالقوه جهان اسلام- بهويژه تشيع- از سوى ديگر.
گام برداشتن در چنين طريقى اگر به يك گفتمان تبديل شود و مورد توجّه خبرگان و نخبگان جامعه اسلامى قرار گيرد بركات فراوانى را براى حال و آينده جامعه خواهد داشت.
مختصات ظهور و پس از ظهور، كشف سيماى جهان پيش روست از اين رو مترقى و پيشرفته بودن هر فكر، جريان و ايدهاى متناسب با نسبت آن فكر و جريان با جهان پيش رو خواهد بود. اين نظام ارزشگذارى اجتماعى، اقبال و ادبارهاى عمومى را عرضه خواهد كرد. اقلّ منفعت چنين ارزش گذارىاى خروج از غربزدگى مزمن جهان اسلام و بىارزش شدن آرمانهاى ارتجاعى يا اكنون زده روشنفكرى مىباشد، كه اين خود، هويت و استقلال ملى- مذهبى را در پى خواهد داشت. ازباب «تعرف الأشياء بأ ضدادها» به يك مثال عينى در تاريخ معاصر توجه نماييد. بيش از ٢٠٠ سال است كه ايرانيان با تمدن غرب آشنايند. در تمام اين ٢٠٠ سال، جريان و جنبشى اجتماعى- سياسى در پى اخذ و تمسك از اين تمدن بوده است. گرچه اين جريان تاريخى يك طيف به حساب آمده، بنابراين شدت و ضعف غرب زدگى در آنها به يك ميزان نبوده و بالتبع قرائتها و مدلهاى اعتصام و تمسك به غرب نيز در اين دو قرن متفاوت بوده است، اما اين واضح است كه در دهههاى معاصر، در نوبتهايى، اين جريان به مطالبهاى اجتماعى- سياسى بدل شده است و در هر دورهاى همه سرمايههاى ملى- معنوى را به خود مشغول نموده است- چه در جانب اثبات چه در جانب نفى- وقتى تنها راه پيشرفت و ترقى رسيدن به اتوپياى غرب قلمداد و اين تصوّر از لايههاى فكرى- فرهنگى به لايههاى اجتماعى- سياسى جامعه كشيده شود، تبديل به يك مطالبه اجتماعى مىشود و هزينههاى بسيار مىگيرد. ادبيات و هنر از آن تأثير مىگيرد به طورى كه از آن پس فيلمها، رمانها و تصنيفها، آرمان دمكراسى ليبرال و لوازمش گوهر مقصودشان مىشود. در ساختار قدرت و نهادهاى مدنى، اصطلاحات سياسى شعار مىشود و به عنوان نمونه، علىرغم دهها مشكل معيشتى مردم، استاندارد هر ١٠ نفر يك روزنامه، دنبال مىشود. حتى تمرين دموكراسى به مدارس راه مىيابد و يك برنامه ملى مىگردد. همه لوازم دموكراسى ليبرال در اقتصاد، حقوق و سياست تئوريزه مىشود و از همه بدتر با معيار قرار گرفتن مدرنيزم و آرمان جديد دست په پيرايش دين مىرود و قرائاتى متناسب با مدرنيزم از دين عرضه مىشود. متدها و مدلهايى مثل قبض و بسط تئوريك شريعت، هرمنوتيك، وحدت متعالى اديان، اجتهاد مدرن و ... براى آشنايان به اين جريان شناخته شده است. حال اگر گفتمان مهدويت به عنوان يك رويكرد اجتماعى- فرهنگى، نه صرفاً كلامى- تاريخى يا فردى- معنوى بر جامعه سايه اندازد و در پرتو آن مختصات جهان پيش رو يافته شود آيا چنين تزهايى مترقى و رو به جلو و پيشرفته تلقى مىشوند؟ آيا تمدنى كه در سطح كلان دارد دوران اضمحلال خود را طى مىكند اتوپيا و آرمان بخشى از جامعه شيعى قرار مىگيرد و بهترين استعدادها و امكانات را صرف خود مىنمايد؟
درگفتمان مهدويت به جاى تمرين دموكراسى- اين شرك مشاع و ظلم بالسويه- عدالت خواهى به دانشآموزان مىباورانيم. به جاى حقوق اومانيستى بشر، تكاليف الهى و اخلاقى اسلامى مطالبه مردمان مىگردد و هنر و ادبيات، آموزش و پرورش و حقوق و سياست و اقتصاد همه از جهان پيشرو تأثير مىگيرد و در يك كلام به جاى «عصرى كردن دين» به دينى كردن عصر كه در آينه فردا هويداست كمر مىبنديم.
٢. پيشنيازهاى فكرى- فرهنگى
شايع شدن گفتمان مهدويت در ميان سطوح فكرى جامعه و توجه استراتژيك به اخبار غيبى آخرالزمان يك بستره فرهنگى مناسب مىخواهد. برخى رسوبات غلط فرهنگى، تلقىهاى اشتباه دينى ياعادات بد مىتواند موانعى براى جلوگيرى از پيدايش اين بستره فرهنگى باشد. در اينجا به چند پيشنياز فكرى- فرهنگى مهمتر در اين باره مىپردازيم.
٢- ١. جمع بين اعتقاد به تقدير علمى و عينى خداوند با زمينه سازى
بىترديد از ديرزمان، وفاق بين فاعليّت تامّ الهى و اختيار انسانى و هم جمع بين تقدير و قضاى الهى با برنامه ريزى و تدبير انسانى دغدغه دينداران بوده است. حتى براى عموم مردم، گاه اين مسئله به شكل سئوال و گاه شبهه در آمده و ذهن متكلمان و فيلسوفان بسيارى را به خود مشغول كرده است. از طرفى درك تفصيلى مطلق حق- امرٌ بين الامرين- دركى آسان و زودرس نيست. از سوى ديگر اهل ايمان معمولًا تفكر تفويضى را لايق ايمان نمىيابند، پس لاجرم قاطبه مردم به تفكر جبرى نزديكترند؛ به خصوص كه در جهان اسلام