ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٣ - از سرگيرى فعاليت
كسى با من در اين مسئله به مخالفتپردازد، خود مسئوليّت آن را بر عهده خواهد داشت، زيرا من نيز با نظر و رأى علماى فاضل موافقم و بر اساس اين، خود را تحت فرمان و اختيار ايشان مىدانم و اگر پس از اين آشكار شود كه من در اينگونه موارد نقشى داشتهام، آنها مىتوانند هرگونه كه مصلحت بدانند در مورد من حكم دهند و رفتار كنند. من در اين اقرار و اعتراف به هيج وجه تحت فشار و ناراضى نبود، بلكه با رضايت تمام با توجه به اينكه آن را يك واجب شرعى مىدانم، آن را بيان كردم و برائت خود را از تمام اتهامات و شايعههاى نادرستى كه به ستم و به دروغ به من نسبت داده شده، اعلام مىكنم و خداوند بهترين گواه بر سخنان من است. و ستايش مخصوص خداوندى است كه در دين خود به ما بصيرت داده، ما را از نفاق و جدايى و مخالفت با همكيشان خود و فتنهها بر حذر داشته و از دردها و رنجها حفظ كرده است.
اين اعتراف در دهم شعبان ١٤٠٩ ق. نوشته و منتشر شد. پس از اين اعترافنامه، علماى حاضر در اين جلسه متنى در ذيل اعترافنامه عبدالوهاب حسن بصرى به اين صورت نوشتند: «بىگمان، علما عقيده به نادرست بودن چنين ادعاهايى دارند و به تمام مسلمانان هشدار مىدهند كه مراقب باشند فريفته چنين اشخاصى نشوند و به دعوت آنها پاسخ ندهند. علما بر اين باورند كه اينگونه جريانها، از جمله بدعتهايى است كه بيشترين ضربهها را به پيكره دين وارد مىسازد و باعث به لرزه در آوردن اصول و ارزشهاى والاى آن در ميان مردم مىشود. مذهب تشيع بدين وسيله از اينگونه ادعاها اعلام بيزارى مىكند و هر كس بر چنين ادعاهايى اصرار ورزد، بىگمان بدعت گذار، گمراه و گمراه كننده است و مؤمنان بايد خود و ديگران را از اينگونه جريانها دور نگه دارند».
عبدالوهاب حسن بصرى كه در گذشته ادعاى نيابت از امام قائم (ع) و چهار نايب ايشان، به ويژه حسين بن روح را داشت، شخصاً در حضور علما به صورت كتبى اعتراف نمود كه راه و روش او نادرست بوده و متن اعترافنامه او نيز در بالاى اين نوشته رهبر اين گروه آمده است».
از سرگيرى فعاليت
با اينكه كار اين گروه به نوشتن آن اعترافنامه به وسيله مؤسس آن ختم شد، امّا بار ديگر تاريخ تكرار شد و همان گونه كه على محمّد شيرازى (باب) در ايران جرياناتى داشت، همانند آن در كشور بحرين به وقوع پيوست. پس از مناظره و بحث و جدل علما و فقهاى ايران با باب شيرازى، نتيجه اين شد كه در حضور جمع كثيرى از علما و دولتمردان و در حضور ناصرالدّين شاه، اعلام توبه كرد و به خطّ خود سندى نوشت كه به توبهنامه معروف شد. ١ امّا توبه باب مدّت زيادى دوام نداشت و پس از آن به دليل تكرار ادعاها و عقايد گذشتهاش، اعدام شد.
عبدالوهاب بصرى نيز دقيقاً مانند باب، فعّاليّتهاى گذشتهاش را از سر گرفت، اما اين بار با محافظهكارى بسيار شديدى و به گونه بسيار مخفيانه و با روشهاى حيلهگرانه