ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - اقامه عزاى حضرت زهرا (س)
صلوات بر فاطمه (س)
يكى از ياران امام حسن عسكرى (ع) مىگويد: از آن حضرت خواستم چگونگى صلوات بر پيامبر و اوصياى آن بزرگوار را به من بياموزد. حضرت در بخش صلوات بر فاطمه (س) فرمود: «خدايا! بر صديقه طاهره، فاطمه، آن بانوى پاكيزه، محبوب پيامبرت و مادر دوستان و برگزيدگانت درود فرست؛ بانويى كه او را برگزيدى و بر زنان جهان برترى دادى. خدايا! انتقام او را از كسانى كه به او ستم كردند و احترامش را سبك شمردند بگير و خونخواه فرزندانش باش. خدايا! چنان كه او را بدين مقام رساندى كه مادر امامان راهنما و همسر پرچمدار محشر، گرامى در عالم بالا قرار دادى، بر او و بر مادرش (خديجه) درود فرست؛ درودى كه بدان، آبروى محمد (ع) را گرامى بدارى، و ديده فرزندانش را روشن گردانى. خدايا! در اين ساعت، بهترين سلام مرا به آنان برسان»[١]
آزادى از اسارت
آيتالله ميرزا محمدرضا فقيه كرمانى، از بزرگان شيعه، زمانى از مرحوم سيد يحيى واعظ يزدى براى تبليغ و مبارزه با منحرفان كرمان دعوت كرد و سيد يحيى، مردم را به انحراف آنان متوجه ساخت. منحرفان تصميم به قتل سيد يحيى گرفتند و ايشان را به باغى در خارج از شهر بردند. سيد در باغ احساس خطر كرد و ديد كسى هم از وضع او باخبر نيست. توسلى به حضرت زهرا (س) كرد و نماز استغاثه آن حضرت را خواند. ناگهان صداى تكبير و فرياد مسلمانها بلند شد. باغ را محاصره و سيد را آزاد كردند و با احترام به همراه ميرزا محمد كرمانى به شهر آوردند. بعد از جريان معلوم شد كه حضرت فاطمه (س) در خواب مرحوم كرمانى آمده و براى فرزندش تقاضاى كمك كرده است.[٢]
بستر بيمارى
هنگامى كه حضرت فاطمه (س) به بستر بيمارى افتاده بود، زنان مهاجر و انصار براى عيادت ايشان جمع شدند و به حضرت گفتند: اى دختر رسول خدا! حالتان چگونه است؟ حضرت زهرا (س) پس از ستايش خدا و درود بر رسولش، فرمود: «به خدا سوگند صبح كردم، در حالىكه از دنياى شما بيزارم و بغض مردان شما در دلم جاى گرفته است». سپس فضايل حضرت على (ع) را بازگو كرد. زنان مهاجر و انصار، گفتههاى حضرت زهرا (س) را به مردان خود منتقل كردند. گروهى از آنان براى عذر خواهى نزد حضرت آمدند، ولى فاطمه (س) به آنان فرمود: «از من دور شويد كه بعد از عذر خواهى غير صادقانه شما، ديگر عذرى باقى نمانده است و پس از اين تقصير و گناه شما، امرى كارساز نيست.».[٣]
گشودن قفل
يكى از بزرگان مىگويد: در اوقات تحصيل در نجف اشرف، روزى در ماه مبارك رمضان افطارى تهيه ديدم و در حجره را قفل كردم و رفتم كه پس از نماز مغرب و عشا باز گردم. نماز را خواندم و به مدرسه بازگشتم. خواستم در حجره را باز كنم، ديدم كليد در جبيم نيست. هر چه جست و جو كردم، كليد را نيافتم. به واسطه شدت گرسنگى و نيافتن كليد، سخت ناراحت بودم. از مدرسه بيرون آمدم و متحيرانه در مسير خود تا حرم قدم مىزدم. ناگاه مرحوم سيد مرتضى كشميرى را ديدم. علت ناراحتىام را پرسيد، مطلب را گفتم. با من به مدرسه آمد و فرمود: مىگويند نام مادر موسى را اگر كسى بداند و به قفل بسته بخواند، آن قفل باز مىشود، آيا جده ما، فاطمه (س) كمتر از اوست؟ پس دست در قفل نهاد و فرمود: يا فاطمهالزهرا (س)، ناگهان ديدم قفل باز شد.[٤]
سوگوارى بر حضرت زهرا (س)
عارفان و عالمان اخلاق، به سوگوارى حضرت زهرا (س) بسيار اهميت مىدهند. ميرزا جواد ملكى تبريزى، استاد اخلاق امام خمينى (ره)، دراينباره مىنويسد: «صحيح اين است كه سوم جمادىالثانى، روز شهادت سرور بانوان جهان است. پس لازم است شيعيان وفادار، اين روز را از روزهاى اندوه و مصيبت قرار دهند. اين روز براى بستگان آن حضرت، دومين مصيبت بعد از رحلت رسول اكرم (ص) بود. اميرالمؤمنين بعد از وفات رسول خدا (ص)، هيچ روزى را مصيبتبارتر و ناگوارتر از اين روز نديد. از دست دادن حضرت زهرا (س) براى اميرالمؤمنين به اندازهاى سخت بود كه بر او گريه مىكرد و از جدايى آن حضرت شكايت مىنمود و مىفرمود: «جان من در ميان آه زندانى است. كاش جانم با آه و اندوهها خارج مىگرديد. بعد از تو خيرى در زندگى نيست و گريهام از ترس اين است كه زندگىام طولانى شود».[٥]
سوز امين ولايت
يكى از ويژگىهاى علامه امينى (ره)، نويسنده كتاب ارزشمند الغدير، محبت و ارادت كامل او به محمد و آل محمد (ص) بود. گريهها و نالههاى علامه در رثاى اهل بيت (ع)، همگان را دگرگون مىكرد. اين حالت هنگامى بيشتر اوج مىگرفت كه از مصيبت فاطمه زهرا (ع) ياد مىشد.
اقامه عزاى حضرت زهرا (س)
مرحوم ميرزا جواد ملكى تبريزى از اساتيد بزرگ اخلاق مىنويسد: حضرت زهرا (س)، محبوب و يگانه پدرش رسول اكرم (س) بود و پيامبر طورى با او رفتار مىكرد كه با هيچ كس چنين رفتارى را نداشت و مىفرمود: «فاطمه پاره تن من است».
شيعيان در اظهار حزن و اندوه و اقامه مجالس سوگوارى در روز وفات آن حضرت و ذكر مصيبتهاى او، بايد اميرالمومنين را سرمشق خود قرار دهند. اميرالمؤمنين (ع) مىفرمود: «از دست دادن فاطمه بعد از پيامبر خدا (ص)، دليل بر اين است كه هيچ دوستى جاويدان نمىماند و بعد از فقدان آنان، زندگى چگونه گوارا خواهد بود. قسم ياد مىكنم كه اين چيزى است كه اصلًا امكان ندارد. انسان مىخواهد دوستش نميرد، ولى اين محال است». اين مطلب سادهاى نيست كه كسى مانند امام على (ع) چنين سخنانى بگويد. عقل از درك اين كلمات ناتوان است و اين عبارات، عظمت مقام زهرا (س) و فضل او را نزد خدا مىرساند. اگر فضيلت فاطمه در بالاترين درجهاى نبود كه جزع نمودن براى او كار نيكويى بود، به هيچ وجه اين جزع فراوان از اميرالمؤمنين (ع) ديده نمىشد[٦]
پىنوشتها:
[١]. سيد بن طاووس الاقبال بالاعمال تحقيق جواد قيومى اصفهانى، قم، دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم، ١٣٧٧، ج ٢، ج ٣، ص ١٦١ بحارالانوار، ج ١٠٠، ص ١٩٩.
[٢]. ناصر مكارم شيرازى، مفاتيح نوين، ترجمه رسولى محلاتى، قم، مدرسه الامام على بن ابى طالب (ع). ١٣٨٤، ج ١، ص ٥٤١.
[٣]. شهيد دستغيب، داستانهاى شگفت، قم، انتشارات اسلامى، ١٣٦٢، ص ١٨٦.
[٤]. همان، صص ٢٨٦- ٢٩٢.
[٥]. سيد نعمتالله حسينى، مردان علم در ميدان علم، قم، دفتر انتشارات اسلامى، ١٣٧٥، ج ٦، ج ١، ص ٣٩٦.
[٦]. ميرزا جواد ملكى تبريزى، المراقبات، ترجمه ابراهيم محدث بندر ريگى، قم، انتشارات اخلاق، ١٣٧٩، ج ٤، ص ٨٧.
[٧]. نكته همان، صص ٨٨- ٨٩.