ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - جمال آفتاب
نبوده است ديگر، قابل يك همچو معنايى نبوده است، و بعد از انبيا كه آنان هم بودند لكن موفق نشدند، كسى بعد از انبيا و اولياى بزرگ، پدران حضرت موعود، كسى نبوده است. اگر مهدى موعود هم مثل ساير اوليا به جوار رحمت حق مىرفتند ديگر در بشر كسى نبوده است كه اين اجراى عدالت را بكند، نمىتوانسته، و اين يك موجودى است كه ذخيره شده است براى يك همچو مطلبى، و لهذا به اين معنا عيد مولود حضرت صاحب- ارواحنا له الفدا- بزرگترين عيد براى مسلمين است و بزرگترين عيد براى بشر است نه براى مسلمين.
اگر عيد ولادت حضرت رسول (ص) بزرگترين عيد است براى مسلمين، از باب اينكه موفق به توسعه آن چيزهايى كه مىخواست توسعه بدهد نشد، چون حضرت صاحب- سلامالله عليه- اين معنا را اجرا خواهد كرد و در تمام عالم زمين را پر از عدل و داد، به همه مراتب عدالت، به همه مراتب دادخواهى، خواهد كرد. بايد ما بگوييم كه عيد شعبان، عيد تولد حضرت مهدى- سلامالله عليه- بزرگترين عيد براى تمام بشر [است]. وقتى كه ايشان ظهور كنند انشاءالله (خداوند تعجيل كند در ظهور او) تمام بشر را از انحطاط بيرون مىآورد، تمام كجىها را راست مىكند «يملأ الأرض عدلا بعد ما ملئت جورا»[١] همچو نيست كه اين عدالت همان كه ماها از آن مىفهميم كه [تنها] يك حكومت عادلى باشد كه ديگر جور نكند؛ اين هست اما خير، بالاتر از اين معناست. الآن زمين و بعد از اين- از اين هم بد تر شايد بشود- پر از جور است، تمام نفوسى كه هستند انحرافات در آنها هست حتى نفوس اشخاص كامل هم در آن انحرافاتى هست ولو خودش نداند. در اخلاقها انحراف هست، در عقايد انحراف هست، در اعمال انحراف هست و در كارهايى هم كه بشر مىكند انحرافش معلوم است، و ايشان مأمورند براى اين كه تمام اين كجىها را مستقيم كنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال، كه واقعاً صدق بكند «يملأ الارض عدلا بعد ما ملئت جورا». از اين جهت اين عيد، عيد تمام بشر است.[٢]
... چه مسعود و مبارك است روزى كه جهان از دغلبازىها و فتنه انگيزىها پاك شود و حكومت عدل الهى بر سراسر گيتى گسترش يابد و منافقان و حيلهگران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالى بر بسيط زمين افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامى بر بشريت حاكم شود و كاخهاى ستم و كنگرههاى بيداد فرو ريزد و آنچه غايت بعثت انبيا (ع) و حاميان اوليا (ع) بوده، تحقق يابد و بركات حق تعالى بر زمين نازل شود و قلمهاى ننگين و زبانهاى نفاق افكن شكسته و بريده شود و سلطان حق تعالى بر عالم پرتوافكن گردد و شياطين و شيطانصفتان به انزوا گرايند.[٣]
بگشاى نقاب از رُخ و بنماى جمالت
|
اين قافله از صبح ازل سوى تو رانند |
تا شام ابد نيز، به سوى تو روانند |
|
|
سرگشته و حيران، همه در عشق تو غرقند |
دلسوخته، هر ناحيه بىتاب و توانند |
|
|
بُگشاى نقاب از رُخ و بنماى جمالت |
تا فاش شود آنچه همه در پى آنند |
|
|
اى پردهنشين! در پى ديدار رُخ تو |
جانها همه دل باخته، دلها نگرانند |
|
|
در ميكده، رندان همه در ياد تو مستند |
با ذكر تو، در بُتكدهها پرسه زنانند |
|
|
اى دوست! دل سوختهام را تو هدف گير |
مژگان تو و ابروى تو، تير و كمانند |