ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - جادوى رسانه ها
يهودى) از رسانه براى تحكيم پايههاى سلطه و منفعل ساختن مستضعفان از ديگر شئونات «رسانه» ها است.
آنها در تمامى مناسبات سياسى، نظامى و اجتماعى از رسانهها براى موارد زير بهره مىجويند:
١. اعمال استراتژى بازدارندگى (منفعل ساختن همه اقوام و معارضين)
٢. سنجش شرايط قبل از عمل
٣. زمينهسازى براى تحقق استراتژىهاى نظامى
٤. جبران روحيه شكستخورده و آسيبديده ساكنان غرب
٥. تحقير و تمسخر مؤمنان و مستضعفان و منفعل ساختن آنان در برابر اليگارشى ثروت و قدرت
٦. تحريف حقايق تاريخى
در اين عصر كه ترس و هراس از غلبه شرق و تمدن اسلامى (حسب پيشگويى هانتينگتون و اعلام جنگ تمدنها) دامن گسترده، رسانهها براى مغلوب و منفعل ساختن مسلمانان وارد عمل شده و براى مقاصد زير دام گستردهاند:
١. ايجاد نفرت از اسلام، مسلمانان و ايرانيان
٢. كسب مشروعيت و وجاهت براى حمله گسترده به شرق اسلامى
٣. ايجاد رخنه و نفاق بيش از پيش ميان فرق مذهبى مسلمان
٤. زمينهسازى براى درگيرى بزرگ (جنگ صليبى دوم)
مستندات و نمونههاى آثار سمعى و بصرى (فيلمها) غربى، نشان مىدهد كه از اولين سالهاى اختراع دوربين و سينما، معارضه و مقابله با «معنى، معنويت و بهويژه اسلام و شرق اسلامى» جزء لاينفك محصولات رسانهاى غربى بوده است. چنانكه در تمامى اين آثار مىتوان مصاديق «تمسخر، تحقير، تحريف و تهديد» را شناسايى و معرفى نمود.
معرفى «اسلام» و نهضتهاى اسلامى به عنوان «تهديد» عليه غرب و تمدن غربى، متعلق به هراس آخرين غرب از آخرين رويارويى است كه حسب پيشبينى و پيشگويى مردانى چون نوسترآداموس از ميان خودشان به غلبه اسلام و ظهور دولت حق بر كل جهان مىانجامد. تاريخ جديدى كه به نام خدا و ولايت الهى انسان كامل آغاز شده و به تاريخ ولايت نفس اماره غربى و ابليس خاتمه مىبخشد.
متأسفانه، ضعف درك و شناخت صاحبان امضاء و ثروت در رسانههاى كشورهاى اسلامى درباره شرايط تاريخى ويژهاى كه در آن به سر مىبريم از يك سو و ناتوانى آنان از درك و شناسايى جايگاه رسانهها در جهان امروز و بالاخره ناتوانى در به كارگيرى اين ابزار موجب شده تا از «رسانهها» به عنوان اسباب سرگرمى و تفنن و بازىهاى سياسى استفاده شود. از همين روست كه آنان بىپروا محصولات رسانهاى غربى را به راحتى به خورد جمعيت خرد و كلان مسلمان مىدهند و از اين عمل هيچ باكى ندارند.
شايد بتوان پرسيد:
١. گردانندگان رسانههاى عمومى چه تعريفى از شرايط تاريخى و موقعيتى كه ساكنان زمين در آن سير مىكنند دارند؟
٢. آنان چه تعريفى از آنچه كه با عنوان رسانه از آن ياد مىكنند دارند؟
٣. مبتنى بر كدام مصلحت و حكمت، بر حجم و گستره فعاليتها و تنوع قالبها مىافزايند؟
٤. در موقعيت و شرايط تاريخى موجود چه تعريفى از جايگاه و حوزه مسئوليت خود دارند؟
٥. چه تكليفى در برابر حجّت حى خداوند، امام مبين براى خود قائلند؟
٦. چه تعريفى از «زمينهسازى» و «زمينهسازان» دارند و براى آمادگى در عصر غيبت و سالهاى پرفتنه و بلاى قبل از ظهور چه پيشنهادى دارند؟
٧. آيا محتوا و مضامين موجود و مندرج در صورت آثار و برنامههاى شبانهروزى رسانهها منطبق با خاستگاه، نيازمندى، موقعيت انسان در حال گذار هست؟
٨. چرا اينچنين گيج، آشفته احوال و پراكنده مىنمايند؟
پاسخ به اين سؤالها ساده نيست؛ چنانكه مديريت، بهكارگيرى و كنترل رسانهها.
بىشك بر سر دوراهه ترديد، آهسته رفتن بهتر از دويدن و ايستادن بهتر از گام زدن است. درباره رسانههاى فعال در كشور خودمان، علىرغم گذشت سه دهه، نقادى جدى در اين باره صورت نگرفته است چنانكه تاب و تحمل پرسش نيز در ميان آنها نيست. صاحبان رسانهها در طرفةالعينى منتقد بىنوا را به چارميخ اتهام مىكشند، قلم را بر فرقش مىشكنند تا حدّ خود را بشناسد و پاى از گليم دراز نكند. به هر صورت، بايد دانست كه در شهر كوران و كران بهسر نمىبريم و اگر به هر صورت و به هر دليل آنچه را كه مىكنيم به رويمان نياورند، در آيندهاى نه چندان دور به رُخمان خواهند كشيد. والله اعلم