ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - ٤ اتمام نقمت بر كافران
منصور دوانيقى- خليفه عباسى- حضرت صادق (ع) را چندين مرتبه آزار داد، ولى روزى آن حضرت را احضار كرد و بعد از آنكه صحبتهايشان تمام شد گفت: يا اباعبدالله، يك سؤال از تو مىپرسم، راستش را به من بگو. امام صادق (ع) فرمود: من به هيچ كس دروغ نگفته و نمىگويم چه رسد به تو. پرسيد آيا مهدى موعود تو هستى؟ فرمودند: نه. سؤال كرد: پس كيست؟ جواب داد: ششمين از فرزندان من خواهد بود. باز پرسيد: آيا در زمان من مىآيد؟ گفت: نه. دوباره سؤال كرد: آيا در زمان فرزند من خواهد آمد؟ فرمود: نه. سپس حضرت را آزاد كرد.
از اين حديث آشكار مىشود كه حاكمان مىترسيدند مبادا امام معاصرشان حضرت مهدى (ع) باشد، و بر اساس ترس دشمنان را قلع و قمع مىكردند. البته چنان در خبرها به طور پيوسته نهمين فرزند امام حسين (ع) امام موعود معرفى شد و نشانههاى آن حضرت مشخص شد كه امام موعود در وجود يك نفر تجلى پيدا كرد.
لذا هر خليفه و پادشاه در كمين بود تا او را بكشد. بنابراين بر امام مهدى (ع) لازم و واجب بود كه به خاطر وجوب حفظ نفس، آن هم نفس شريفى كه جهان به وجودش بستگى دارد، غايب باشد. در اخبار بسيارى رسيده كه:
اگر حجّت خدا بر روى زمين نباشد زمين اهلش را فرو مىبرد.
پس ترس حضرت مهدى (ع) به خاطر جان خودش نيست، بلكه تقيه امام (ع) براى حفظ مصلحت كل عالم است. به همين دليل ذكر نام آن حضرت از جانب شرع مطّهر ممنوع شده است. پس غايب بودن و تصرفش در باطن جهان آفرينش ضرورىترين واجب است.
٢. فرار از بيعت
از اهل بيت (ع) نقل شده است كه امام مهدى (ع) براى اينكه مشغولالذمه كسى نباشد و كسى با او بيعت نكند تا در نتيجه وامدار كسى نباشد، از نظرها پنهان شده است.
حضرت امام صادق (ع) فرمودند: صاحب اين امر- حضرت مهدى (ع)- ولادتش از اين خلق روى زمين پنهان است تا اينكه وقتى كه ظهور مىكند هيچ كس بيعت و پيمانى در گردن وى نداشته باشد. خداى تعالى در يك شب فرج حضرت مهدى (ع) را عملى مىكند.[١]
يازده روايت ديگر از ابىبصير و دوازده روايت از جميل و سيزده روايت از هشام بن سالم و چهارده روايت از حسن بن فضال و هفت روايت از اسحاق بن يعقوب به اين معنا نقل شده است كه حضرت مهدى (ع) خود مىفرمايد: پدران من هركدام به گونهاى بيعت اصحاب و حتى افراد سركش زمان خود را بر گردن داشتند ولى من خروج و ظهور مىكنم در حالى كه بيعت هيچكس از سركشان و طاغوتها بر گردنم نيست.
٣. تطابق با ساير پيامبران
سدير گويد: حضرت امام صادق (ع) فرمود:
قائم ما غيبتى دارد كه مدتش طولانى است. گفتم: يابن رسولالله اين غيبت طولانى براى چيست؟ فرمود: همانا خداى عزّوجلّ ابا دارد از اينكه سنّتهاى پيغمبران (ع) در غيبتهايشان را در مورد امام قائم جارى نكند و براى امام (ع) چارهاى نيست جز اينكه دوره غيبتهايشان را سپرى كند. خداى عزّوجلّ مىفرمايد: «البته شما قطعاً سنتهاى پيشينيان را خواهيد گذراند»[٢].[٣]
٤. اتمام نقمت بر كافران
وجود امام (ع) براى كافران نقمت است و وقتى كه ظهور مىكند تمامى كافران را مىكشد و نابود مىكند مگر كسانى كه ايمان بياورند. هنگامى كه امام (ع) ظهور مىكند بايد در اصلاب كفّار، مؤمنى نباشد چنانكه شيوه ائمه اطهار (ع) چنين بود، زيرا ايشان گويا مىديدند كه مؤمنى در اصلاب كافران وجود دارد.
ابراهيم كرخى مىگويد: خدمت امام صادق (ع) عرض كردم: چرا اميرالمؤمنين (ع) در مرحله اول با مخالفان خود نجنگيد و خانهنشين شد؟ فرمود: به دليل آيه شريفهاى كه مىفرمايد: «اگر زايل و برطرف شوند البته عذاب مىكنيم كافران را به عذاب دردناك». عرض كردم: مراد از تزايل و زايل شدن چيست؟ فرمود: وديعهها مؤمنين هستند در صلب كافران (يعنى در صلب اين كافران نطفههايى وجود دارد كه آنها مؤمن خواهند بود و براى اينكه اين مؤمنين، پيش از تولد كشته و نابود نشوند على (ع) دست به ذوالفقار نبرد و كفّار را نكشت). فرمود: همينطور، قائم آلمحمد (ص) هرگز ظاهر نمىشود تا اينكه امانتهاى خداى عزّ و جلّ از صلب كفّار