ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٦ - معرفى كتاب
شما با دلهايتان مخالفت دارد.[١]
ابوبصير مىگويد: خدمت حضرت صادق (ع) عرض كردم: آيا براى امر فرج يعنى ظهور دولت حقّه حضرت مهدى (ع) زمان معينى نيست تا به آن وقت منتهى شود، تا بدنهاى ما آرامش يابد؟ آن بزرگوار فرمود: زمان معينى داشت و لكن شما افشاگرى كرديد و مطالب محرمانه را پخش كرديد. خدا نيز آن مدّت را به تأخير انداخت.[٢]
از اين حديثها به دست مىآيد افشاگرى شيعه يكى از دليلهاى غيبت است. چه بسا اين دليل از مصداقهاى دليل اوّل- خوف قتل و تقيه- باشد.
٨. غيبت از اسرار
تمامى اين دليلها، علت، سبب و فلسفه غيبت آن حضرت هستند و علاوه بر اينها حكمتهاى زيادى دارد كه از تيررس فكر ما دور است و نمىتوانيم آنها را درك كنيم و ائمه اطهار (ع) هم براى ما بيان نكردهاند، زيرا ما ظرفيّت آن را نداشتهايم كه آنها را بفهميم. همين بى ظرفيتى باعث انحراف يا ارتداد مىشود. لذا مصلحت نبود كه امامان آنها را بيان كنند.
عبدالله بن فضل هاشمى گويد: شنيدم حضرت امام صادق (ع) مىفرمود: «صاحب امر غيبتى دارد كه ناچار بايد واقع شود. در آن غيبت هر كسى كه بر باطل است به شك مىافتد (يعنى اين اختلافهايى كه درباره آن حضرت وجود دارد، بعضى از اصل آن را انكار نموده و بعضى گفتند امام متولد شده ولى از دنيا رفته است. بعضى ادّعاى دروغين مهدويت كردند و ...) عرض كردم: فداى شما گردم، براى چه بايد آن حضرت غايب شود؟
فرمود: ما از طرف خدا مأذون نيستيم آن را براى شما بيان كنيم. عرض كردم: وجه حكمت غيبت آن حضرت چيست؟ فرمود: وجه حكمتش همان وجه حكمت غيبت حجّتهاى خداى تعالى است (چنانكه خضر، يوسف، يونس و ديگران و حضرت امام زينالعابدين (ع) مدّتى از زمان خود را در غيبت به سر بردند) حكمت غيبت حضرت مهدى (ع) بيان نمىشود مگر بعد از آنكه آن بزرگوار ظهور كند، هم چنانكه حكمت كارهايى كه حضرت خضر پيغمبر انجام داد مانند شكستن كشتى، روى آب دريا و كشتن يك پسربچه بىگناه و ساختن ديوار براى حضرت موسى (ع) آشكار نشد مگر پس از آنكه بنا شد از هم جدا شوند.[٣]
معرفى كتاب
اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى
نويسنده: حسن حسينزاده شانهچى
ناشر: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى
در اثر حاضر سعى شده است تا بر اساس اطلاعات تاريخى قابل اعتماد و معتبر، اوضاع سياسى، اجتماعى و فرهنگى دوران غيبت صغرى معرفى گردد و بدين منظور ساختار كتاب به گونهاى ترتيب يافته كه تمامى مباحث ضرورى را در خود جاى مىدهد. فصل اول به بحثهايى درباره مسئله غيبت و مشكلات آن، و تلاشهاى امامان (ع) جهت زمينهسازى در جامعه شيعه براى مواجهه با اين پديده اختصاص يافته است. فصل دوم فضاى كلى و عمومى جهان اسلام را در عصر غيبت صغرى به تصوير كشيده است تا خواننده درك بهترى از موقعيت جامعه شيعه در عصر مورد نظر، داشته باشد. فصول بعدى به مباحث سياسى، اجتماعى و فرهنگى جامعه شيعه پرداخته است و در هر بخش شاخصههايى كه نشان دهنده وضعيت شيعيان در زمينههاى ياد شده است مورد توجه قرار گرفته است، چنانكه مبحث در اوضاع سياسى، از فعاليتهاى سياسى دولتها، احزاب و شخصيتهاى شيعى بحث و گفتوگو شده و در بخش وضعيت فرهنگى، از مراكز علمى، دانشمندان و انديشمندان و دستاوردهاى فرهنگى و علمى سخن به ميان آمده است. بىشك ذكر مطالب مذكور، كه به لحاظ موضوعى متنوعى هستند. در راستاى به تصوير كشيدن چهره جامعه شيعى در عصر غيبت صغرى از ابعاد ذكر شده بوده است.
پىنوشتها:
[١]. علامه مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٩٦، ح ١٥.
[٢]. سوره انشقاق (٨٤)، آيات ١٩ و ٨٤.
[٣]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٩٠، ح ٣.
٤. سوره فتح (٤٨)، آيه ٢٥.
٥. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٩٧، ح ١٩.
[٦]. علامه عسكرى، سيد مرتضى، معانى السبطين، ج ٥٢، ج ٢، ح ١٧.
[٧]. همان.
[٨]. سوره نوح (٧١)، آيه ٢٧.
[٩]. سوره انعام (٦)، آيه ٧٥.
[١٠]. بحارالانوار، ج ١٢، ص ٦١، ح ٦.
[١١]. همان، ج ٥١، ص ٩٥، ح ١٠.
[١٢]. همان، ج ٥٢، ص ١٢٢، ح ٤.
[١٣]. همان.
[١٤]. همان، ص ١١٠.
[١٥]. همان، ص ١١٧، ح ٤٠.
[١٦]. همان، ص ٩١، ح ٤