ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٩ - پيام ها و برداشت ها
عَلَى الْخاشِعِينَ.[١]
و براى آنكه انسان در نماز كمال اتصال و تقرب را به خداوند متعال پيدا كند، دستور داده شده به گونهاى نماز بخوانيد كه گويا آخرين نمازتان و داريد با آن وداع مىكنيد.
٦. استغاثه به معصومين (ع) به خصوص به امام حى زمان حضرت بقيةالله- ارواحنا فداه- در احاديث فراوان آمده است. ذكر شريف «يا صاحبالزّمان أغثنى يا صاحبالزّمان أدركنى» كه منسوب به رسولخدا (ص) است. و ذكر «يا محمد يا على يا فاطمه يا صاحبالزمان ادركنى و لا تهلكنى»، كه جريان تشرف عالم رشتى در تخت فولاد اصفهان خدمت امام زمان (ع)، از طرف آن حضرت دستور به خواندن آن داده شده و اينكه اين ذكر بهتر از علم كيميا است، و مكاشفهاى كه براى يكى از روحانيان در مدينه اتفاق افتاده، ديدهاند بر تابلوى بالاى درب خانه حضرت نوشته شده است: «منزل المهدى- الغوث»، و نيز نماز امام زمان (ع) همراه با صد مرتبه «إِيَّاكَنَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»؛ با همه اينها نمونههايى از مطلب فوق است كه ما را تشويق و تحريك به استغاثه از آن حضرت مىنمايد.
٧. گاهى استجابت دعا به خاطر مصلحتهايى، فورى است و امام باقر (ع) مىفرمايند: «نبايد پس از آنكه آنچه از دعا درخواست كرده بود و به او داده شد، سست شود».[٢] و گاهى مصلحت در تأخير استجابت دعاست و اين تأخير تا بيست سال[٣] و گاه تا چهل سال[٤] و نيز تا روز قيامت امكان مصلحت دارد.[٥]
٨. امام به اذن الهى مىتواند تصرف در وجود افراد يا اشيا كنند تا از جاى خود تكان نخورد. تصرف در شمشيرهايى كه خليفه عباسى مىخواست با آنها امام زمان (ع) را شهيد كند و شميرها از غلاف خود بيرون نمىآمد، يكى از اين نمونههاست.
شايد قيام و ظهور امام عصر (ع) با شمشير، همراه با چنين تصرفى در ادوات جنگى و اسلحههاى مدرن و پيشرفته و گوناگون آن عصر باشد، تا همه آنها از كار بيفتد.
گويند، طلبهاى از مرحوم حاج شيخ حسنعلى اصفهانى، در شهر مشهد درباره كيفيت قيام حضرت با شمشير در مقابل اين همه وسائل جنگى سؤال مىكرد، و هر چه شيخ مىخواست او را قانع كند او نمىپذيرفت تا بالاخره شيخ براى اقناع او، با اشارهاى همه ماشينهايى را كه دور يك فلكه در حال حركت بودند، از حركت بازداشت، و سپس با اشاره ديگر آنها را به حركت انداخت، و ضمن آن گفت: امام زمان (ع) اين گونه با شمشير قيام مىكنند.
٩. معجزات و خوارق عادت فراوانى در هر زمان و مكانى مرتب به وقوع مىپيوندند تا افرادى از بهائيت، عامه، مسيحيت و يهوديت و ... روحيه انصاف دارند و هميشه خواهان دليل عقلى هستند، با ديدن آنها حق را شناخته و اهل حق گردند. گاهى ديدارهاى اشخاص از مذاهب و فرقههاى مختلف با حضرت ولى عصر (ع) بر اساس همين مصلحت و حكمت بوده، كه زمينه انصاف و هدايت در آنها وجود داشته و پس از ديدار و تشرف، هدايت يافتند.
|
الغياث اى غوث امكان الغياث |
الغياث اى سرّ يزدان الغياث |
|
|
الغياث اى علّت ايجاد كون |
قبلهگاه اهل ايمان الغياث |
|
|
الغياث اى دادخواه بىكسان |
وى پناه مستمندان الغياث |
|
|
الغياث اى بىپناهان را پناه |
فيضبخش بينوايان الغياث |
|
|
الغياث اى معدن جود و سخا |
اصل خير و اهل احسان الغياث |
|
|
الغياث اى اهل ايمان را تو يار |
وى مبير اهل طغيان الغياث |
|
|
الغياث اى قاطع جور و فساد |
قاطع احزاب شيطان الغياث |
|
|
الغياث اى پادشاه عدل و داد |
فتنهها را خيز و بنشان الغياث |
|
|
دست قدرت آر بيرون زآستين |
كَن ز جا بنيان عدوان الغياث |
|
|
دين حق را تو حياتى تازه ده |
زنده كن احكام قرآن الغياث |
|
|
پرچم عزّت به بام كعبه زن |
قدرت حق كن نمايان الغياث |
|
|
هست «حيران» در رهت چشم انتظار |
تا به كى در پرده پنهان الغياث |