ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٩ - مصاديق كمال در دعاهاى امام زمان (ع)
خداوند همه شما را خواهد آورد.
حضرت ابوجعفر، امام باقر (ع) در ذيل اين آيه مىفرمايند:
قسم به خدا قائم (ع) را مىنگرم، در حالى كه به حجرالاسود تكيهزده سپس حق خويش را از خداوند مىخواهد، آنگاه مىگويد: اى مردم! هركس درباره خداوند با من محاجّه كند، پس من نزديكترين افراد به خداوند هستم، اى مردم! هركس درباره آدم با من محاجّه كند، پس من نزديكترين كسان به آدم هستم، اى مردم هركس در مورد نوح با من محاجّه كند، پس من نزديكترين افراد به نوح مىباشم، اى مردم! هركس درباره ابراهيم با من محاجّه نمايد، پس من نزديكترين اشخاص به ابراهيم هستم، اى مردم! هركس درباره موسى با من محاجّه كند، پس منم نزديكترين كسان به موسى، اى مردم! هرآنكه درباره عيسى با من محاجّه نمايد، پس من نزديكترين افراد به عيسى مىباشم، اى مردم! هركس درباره رسول خد (ص) با من محاجّه كند پس منم نزديكترين افراد به رسول خدا (ص). اى مردم! هرآنكه درباره كتاب خدا با من محاجّه كند، پس منم نزديكترين كسان به كتاب خداوند. سپس به مقام ابراهيم خواهد رفت، دو ركعت نماز مىگذارد و حقّش را از خداوند طلب مىكند.
... پس نخستين كسى كه با او بيعت كند جبرئيل است، سپس آن سيصد و سيزده مرد بيعت كنند و هركدام از ايشان پيش از آن هنگام بيرون از منزل بوده به مقصد (به آن حضرت (ع)) خواهد پيوست، و هركس كه در سفر نبوده از بستر خوابش مفقود خواهد شد و آن فرموده خداوند است:
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعاً.[١]
امام (ع) فرمودند:
خيرات، ولايت است، و [خداوند] در جاى ديگر فرموده: و چنانچه عذاب را از آنان تا هنگام معينى [افراد معدودى] به تعويق اندازيم[٢] و ايشان اصحاب قائم (ع) هستند [به خدا سوگند] در يك ساعت نزد او جمع مىشوند.[٣]
در روايت ديگرى آن حضرت (ع) مىفرمايند:
و به خدا سوگند سيصد و سيزده مرد كه پنجاه زن نيز در ميان آنها هست؛ خواهند آمد، بدون وعده قبلى و همچون ابرهاى پاييزى پىدرپى در مكّه جمع مىشوند، و اين است آيهاى كه خداى تعالى فرمايد: «هركجا باشيد خداوند همه شما را خواهد آورد محققاً خدا بر هر چيز تواناست»، پس مردى از آل محمد (ع) مىگويد: اين است آن آبادى كه اهلش ستم پيشهاند، سپس او با آن سيصد و ده و چند نفر كه بين ركن و مقام با او بيعت مىكنند، در حالىكه عهد پيغمبر (ص) و پرچم و سلاح آن حضرت با اوست، با وزيرش از مكه بيرون مىآيند و نام و فرمان آن جناب، از سوى آسمان، در مكه، ندا مىشود، به طورى كه تمامى اهل زمين آنرا مىشنوند.[٤]
در روايت ديگرى از امام صادق (ع) به نقل از ابابصير برخى از مشخصات آن افراد نيز آمده است:
... پس اينها سيصد و سيزده مرد هستند، به شمار اهل بدر. خداوند در يك شب ايشان را در مكه جمع خواهد كرد، و آن شب جمعه است. پس صبح آن شب همه آنها در مسجدالحرام خواهند بود، هيچيك از آنان عقب نمىماند، و در كوچههاى مكه پراكنده مىشوند و در پى فراهم كردن منازلى براى خود مىروند، اما اهل مكه آنان را ناشناس مىبينند، زيرا كاروان خاصى را نديدهاند كه از شهر معينى به قصد حج يا عمره و يا تجارت آمده باشد. لذا به يكديگر مىگويند: امروز ما گروهى را مىبينيم كه پيشتر نديدهايم، و اهل يك شهر نيستند، و از باديهنشينان هم نمىباشند، و نه شترى با آنان هست و نه مركبى. در همين حال كه از وضع آن گروه به ترديد افتادهاند، مردى از بنى مخزوم مىآيد و مردم را عقب مىزند تا به نزد رئيسشان مىرسد، و مىگويد: من ديشب خواب عجيبى ديدهام كه از آن ترسانم و دلم از آن لرزان است. رئيس به او مىگويد: خوابت را تعريف كن. و او چنين بيان مىكند: ديدم انبوهى آتش از آسمان كنده شده و آنقدر پايين آمد تا اينكه بر كعبه فرود آمد، در آن نگريستم ديدم ملخهايى است با بالهايى سبز مانند چادر، مقدار زيادى دور كعبه طواف كردند، سپس به سوى مشرق و مغرب به پرواز درآمدند، به هر شهرى رسيدند آن را آتش زدند، و هر دژى را ويران ساختند. پس از اين خواب من دلپريش و ترسان از جاى جستم و بيدار شدم. مردم به او مىگويند: همينها را در خواب ديدهاى، بيا نزد اقرع برويم تا خوابت را تعبير كند. اقرع، مردى از خاندان ثقيف است، نزد او مىروند، آن مرد خوابش را تعريف مىكند، و اقرع پاسخ مىدهد: خواب عجيبى ديدهاى، و البته ديشب يكى از سپاهيان خداوند بر شما وارد شدهاند كه نمىتوانيد آنها را از خود برانيد، مردم مىگويند: امروز ما چيز عجيبى ديدهايم، و ماجراى آن گروه را براى اقرع بيان مىكنند، سپس از نزد او بيرون مىآيند و در صدد يورش بردن به آن گروه برمىايند در حالىكه خداوند دلهايشان را از رعب و ترس آنان پُر كردهاست. آنگاه وقتى براى انجام آن كار با هم مشورت مىكنند، بعضى از آنها به ديگران مىگويند: در اين كار عجله مكنيد زيرا كه اين گروه هنوز عمل ناشايستى نسبت به شما مرتكب نشده و خلافى آشكار نكردهاند، و شايد كسى از آنان منسوب به يكى از قبايل شما باشد، پس چنانچه شرى از ايشان برايتان معلوم گشت، آنوقت شما دانيد و آنها. از اين گذشته ما اين گروه را اهل عبادت مىبينيم، و آثار خوبى را در چهرههايشان