ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٠ - مصاديق كمال در دعاهاى امام زمان (ع)
مشاهده مىكنيم، و ايشان در حرم خداوند هستند كه هركس در آن داخل گشت روا نيست به او صدمه بزنند، مگر اينكه خلافى از او صادر شود، كه موجب جنگيدن با ايشان گردد.
در اينجا مخزومى- كه رئيس و رهبر آنهاست- مىگويد: ما ايمن نيستيم از اينكه اينان نيروى كمكى در پشت سر نداشته باشند كه چنانچه به ايشان پيوندند مقصودشان آشكار گردد و كارشان بالا بگيرد، پس حالا كه هنوز شمارهشان اندك و در ديار غربت هستند آنان را سركوب كنيد پيش از آنكه نيروى كمكى آنها برسد، زيرا اينها به مكه نيامدهاند مگر براى اينكه در آتيه نزديك امر مهمى داشته باشند. و من تعبير خواب دوست شما را جز حق نمىدانم. بنابراين تا مىتوانيد شهرتان را از آنان خالى كنيد.
كسى از ميان مردم مىگويد: اگر كسانى كه به اينان ملحق خواهند شد، مانند همينها باشند ترسى از ايشان بر شما نيست، زيرا كه نه اسلحهاى با خود دارند و نه مركبهاى سوارى، و نه پناهگاه و دژى كه به آن پناه برند. اينها جمعى هستند غريب كه چيره شدن بر آنان سهل و آسان است و چنانچه لشكرى براى آنان آمد، به پا خواهيد خاست و هم اينان و هم آنان را همچون آب خوردنى كه به تشنه لبى داده شود، همه را از پاى درمىآوريد.
پس (مردم مكه) پيوسته چنين حرفهايى را مىزنند تا اينكه شب دامن خويش را بر مردم مىگستراند. سپس خداوند خواب را بر گوشها و چشمهايشان مستولى مىنمايد، و پس از جدا شدنشان از يكديگر جمع نخواهند شد تا آنگاه كه حضرت قائم (ع) قيام فرمايد. (البته اصحاب حضرت قائم (ع)) با يكديگر ملاقات مىكنند، انگار كه از يك پدر و مادر هستند، و اگر از هم جدا شوند شب هنگام خواهد بود و باز، روز با هم ملاقات خواهند داشت، و اين است تأويل اين آيه:
پس به كارهاى نيك سبقت گيريد هركجا باشيد خداوند همه شما را خواهد آورد.»[١]
ابوبصير مىگويد: عرضه داشتم: فدايت گردم آيا در آن هنگام جز آنها هيچ مؤمنى بر روى زمين نيست؟
امام (ع) فرمودند:
چرا، ولى اينها جمعيتى هستند كه با پيدايششان خداوند حضرت قائم (ع) را ظاهر خواهد كرد، و اينان نجبا و قضات و حكّام و فقهاى در دين مىباشند، دلها و پشتهايشان مسح مىگردد پس هيچ حكمى برايشان مشتبه نخواهد شد.[٢]
پىنوشتها:
[١]. تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٠٥.
[٢]. سوره هود (١١)، آيه ٨.
[٣]. الكلينى، روضة الكافى، ص ٣١٣.
[٤]. تفسير عياشى، ج ١، ص ٦٥.
[٥]. الطبرى (الآملى)، محمد بن جرير، دلائل الإمامة، ص ٣٠٧.
[٦]. همان.