ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - يهودى سازى قدس
جماعت را در مسجدالاقصى بخوانم، اين باعث مى شود تا شاهد گرد آمدن مسلمانان در مسجدالاقصى باشيم، در اين ميان عمليات دادن كارت شناسايى يا گرفتن آن نيز براى جلوگيرى از حضور در مسجدالاقصى و سلب هويت اسلامى آن است. اين موضوع حتى شامل مسيحيان نيز مى شود، بنابراين مى توان گفت عمليات يهودى سازى قدس با قوت هرچه تمامتر در تمام زمينه ها در حال انجام است.
\* سرنوشت بسيارى از مساجد و مدارس اسلامى چيست، چون همان طور كه مى دانيم، در دوره اسلامى بناهاى بسيارى مانند مساجد و مدارس ساخته شده اند، سرنوشت آنها چه شده است؟
اكثر اين بناها در سال ١٩٦٧ وقتى اسرائيلىها كوى مغربىها را در قدس اشغال كردند به همراه آن بسيارى از اين بناها را نيز تخريب و ويران نمودند و يهودى ساختند، خريد املك يا مصادره املاك غايبان همه به يهودى سازى بناها و آثار اسلامى انجاميد. مسئله بسيار مهم در قدس اين است كه خود اهالى قدس بايد مسئله دفاع از قدس را برعهده بگيرند؛ دفاع از هويت قدس و هر آنچه از آن باقى مانده اين افرادى داراى گروهى به نام «جمعيت دفاع از مسجدالاقصى» هستند، كه جوانانى مى باشند كه در طول ٢٤ ساعت شبانه روز وظيفه دفاع و پاسدارى و نگهبانى از مسجدالاقصى را برعهده گرفته اند. زيرا كه به اسرائيلى ها اعتماد ندارند، اينكه چه وقت به اين مسجد حمله مى كنند، آن را ناپاك مى نمايند و يا تخريب مى كنند.
\* البته پس از تخريب مسجدالاقصى قصد ساختن هيكل (معبد سليمان) را بر روى آن دارند؟
بله كاملًا درست است، قرار است بر روى خرابه هاى مسجدالاقصى هيكل را بسازند. اما نكته مهم در دفاع اين افراد از مسجدالاقصى اين است كه آنها به صورت خودجوش و مردمى و با حمايت مالى خانواده هاى خود دست به اين كار مى زنند و هيچ مؤسسه يا سازمانى وجود ندارد كه آنها را از بعد مالى مورد حمايت قرار دهد. با اينكه اين مسجد سمبل جهان اسلام است و جهان اسلام به آن افتخار مى كند، اما هيچ اقدامى جهت حمايت از آن انجام نداده است. ما از جهان اسلام مى خواهيم به اين افراد كه جان خويش را وقف دفاع از مسجدالاقصى نموده اند نگاهى بيندازند. بنابراين همه ما مقابل درگاه خداوند به خاطر دفاع از مسجدالاقصى مديون هستيم.
\* نظر شما در مورد تبليغات و اطلاع رسانى چيست، و چرا دستگاه هاى ارتباط جمعى و اطلاع رسانى حوادث روزانه قدس را تحت پوشش قرار نمى دهند؟
بخشى از عمليات يهودى سازى قدس در اين خلاصه مى شود كه اطلاعات به مردم نرسد و آنان را تحريك نكند. مثلًا بسيارى از مراكز اطلاعاتى و خبرى غربى و خود اسرائيلى دست به گمراه سازى كشورها و دولت ها و مردم مى زنند، در حالى كه بلدوزرهاى اسرائيلى در حال تخريب و نابودى قدس هستند. من شخصاً كليساهايى را در آمريكا مى شناسم كه سرمايه گذارى هاى خود را در قدس پس گرفته اند، به دليل تخريب نشانه هاى اسلامى و مسيحى قدس و يا ساخت ديوار حايل، در همان زمان كشورها و نه كشور، بله كشورهاى عربى را مى شناسم كه دفترهاى تجارى و بازرگانى اسرائيلى را در كشور خويش داير مى نمايند. خوب شما بفرماييد من به عنوان يك مسلمان و يك عرب اين دو برخورد را چگونه تفسير كنم، از موضع يك كليسا و از موضع يك كشور عربى اين موضع را چگونه مى توان تفيسر كرد كه كليساى مسيحى آمريكايى آن گونه به دفاع از قدس برمىخيزد، در حالى كه كشورهاى عربى اسلامى سكوت كرده اند.
\* پس از گذشت سى و پنج سال از اشغال قدس آينده اين شهر را چگونه مى بينيد؟
صحبت بى فايده است، آنها اگر خواهان قدس هستند، بايد بهپاخيزند.
\* در كتاب اخير خويش به نقش مسيحيان در آزادسازى قدس اشاره كرده ايد، در اين باره چه نظرى داريد؟
واقعيت امر اين است، مسلمانان مسئله قدس را اسلامى كرده اند و هنگامى كه آتش سوزى مسجدالاقصى در سال ١٩٦٩ به وقوع پيوست، مسلمانان گردهم آمدند و اولين اجلاس و گردهمايى كشورهاى مسلمان را در مراكش منعقد ساختند و پس از آن در اجلاس طائف استراتژيى اسلامى براى آزادى قدس وضع شد، و رياست اجلاس موظف گرديد اين استراتژى را به پادشاه مراكش- ملك حسن- ابلاغ كند. اما اكنون ما در سال ٢٠٠٥ هستيم، استراتژى آزادى قدس كجاست، هيئت اجرايى آن در كجاست، از زمان تشكيل اجلاس سران كشورهاى اسلامى تاكنون چه بر سر قدس آمده است، هيچ چيز نمىبينيم. اگر مى توانستيم ما به موجب عهدنامه هاى بين المللى موجبات آزادى قدس را فراهم سازيم، خوب بود اما چون در اين راه ملاحظه مى كنيم با شكست مواجه شده ايم، بنابراين بايد يك استراتژى اسلامى- مسيحى براى آزادسازى قدس وضع كنيم تا بدان وسيله با جذب قطب