ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - جلب رضايت حضرات معصومين
توحيد حق دارند، منزلتى كه خدا به آنان عنايت كرده است، ابواب الهى مىباشند، و از طريق آنان بايد روى به حضرت مقصود آورد و آنانند رحمت موصوله، آيت مخزونه، امانت محفوظه، صراط أقوم، و بقيةالله.
جلب رضايت حضرات معصومين
«رضايت» آنان اگر به دست آيد، به هر اندازه به دست آمده باشد، به همان اندازه هم حجب را از ميان برمىدارد، ذنوب را برطرف مىكند، و فاصله بين سالك و حضرت معبود را كنار مىزند. و اين را سرّى است بسيار عميق، سر عميقى كه خبر از اسرار نهفته در قلوب شريفه آنان مىدهد.
سرّ موجود در رضايت آنان را نمىشود به بيان آورد، و نمىشود با عقل جزئى و فكر محدود به آن رسيد، و محرمان اسرارند كه در حدّ خود مىتوانند اين سر عميق را بيابند.
اين چه رضايتى است كه حجاب افكن، و گناهسوز است؟ و چه رمز يا رموزى در آن است؟
هر چه باشد، رضايتى كه از دلهاى پاك آنان سر مىزند، رضايت حضرت حق را در بر دارد، و حامل رضاى اوست، و رضاى جناب او در رضاى اين دلهاست. پيداست كه رضاى او حجاب سوز و گناهسوز است، و فاصلهها را از ميان برمىدارد.
در اين جملات از جامعه كبيره دقت مىكنيم:
يا أولياءالله إنّ بينى و بين الله عزّوجلّ ذنوباً لايأتى عليها إلّا رضاكم، فبحقّ من ائتمنكم على سرّه و استرعاكم أمر خلقه و قرن طاعتكم بطاعته لمّا استوهبتم ذنوبى و كنتم شفعائى.
يعنى، اى اولياى خدا، بين من و بين خداى عزوجل گناهانى هست كه جز رضا و خشنودى شما آن گناهان را از ميان بر نمىدارد. پس، شما را قسم مىدهم به حق آن خدايى كه شما را امين سر خود گردانيد، و محافظت امر خلق خود را به شما واگذار نمود، و طاعت شما را مقرون به طاعت خود فرمود، كه نزد خدا براى من شفاعت كنيد، و از او بخشش گناهانم را بخواهيد.
البته اين «رضايت» به آسانى به دست نمىآيد و صلاحيت لازم دارد و اين صلاحيت هم جز با اطاعت از خداى متعال و عمل به دستورات او حاصل نمىشود. با التزام به همه واجبات، و اجتناب از همه محرمات، و ترك همه معاصى، چه در باب حركات و اعمال، و چه در باب خصال و اوصاف، مىتوان چنين صلاحيتى را به دست آورد.
اين صلاحيت را با حرف، با ادعا، با خيالبافى، با محبت خشك و خالى، و با هيچ چيز ديگرى نمىشود كسب كرد، جز آنچه گفتيم.
بايد هوشيار باشيم، و فريب بعضى از فريبخوردهها را نخوريم كه در عالم خيال و وهم خويش، بدون اينكه عملًا ملتزم به دستورات الهى باشند، و با آلودگىها و انحرافها، گمان مىكنند مىشود رضايت حضرات معصومين (ص) را تحصيل نمود، و نظر آنان را جلب كرد، و مشمول توجهات خاصه آنان شد.
سخن در اين باب بسيار است، و گفتنىها زياد، و متأسفانه مجال گفتن بسيار كم. در هر صورت، آنچه لازم بود گفته شد، و در همين اشاره اجمالى بيان گرديد، و براى سالكان صادق كافى است.
اين فريب خوردهها هم بايد بدانند جز التزام عملى به دستورات الهى و به صراط مستقيم قرآنى از يك سو، و التزام به ولايت صاحبان ولايت مطلقه از سوى ديگر، راه ديگرى وجود ندارد، و هر كدام از اين دو نباشد، راه به جايى نتوان برد.
اينها با كمى تأمل مىتوانند بفهمند كه نمىشود حضرات معصومين از كسى كه خداى متعال از او راضى نيست راضى باشند، و نمىشود كسى را كه خدا دوست ندارد دوست بدارند، و اين هم واضح است كه خداوند از كسى كه قيد طاعت و عبوديت او را به گردن نمىنهند، و راه عصيان و مخالفت در پيش مىگيرد، و اوامر و نواهى او را امتثال نمىكند، و با جناب او به مقام مخالفت بر مىآيد راضى نيست و او را دوست ندارد.
به سخن اصلى خود برگرديم و بر آن تأكيد كنيم، و آن اينكه:
سالك بايد بر عرض طاعت و تبعيت، تجديد عهد و بيعت، و اظهار مودت و محبت نسبت به همه حضرات معصومين (ص) و توسل به آنان، و استشفاع از آنان مداومت كند، و در تحصيل رضا و خشنودى، و توجه و نظر خاص آنان بكوشد. بسا كه با به دست آوردن رضايت و تحصيل نظر آنان، چنان از عنايات برخوردار نمىشد. و بسا كه با توسل خوب و با استشفاع خوب بتواند توجه كارساز آنان را به دست بياورد، و مشمول الطافى از پروردگار متعال باشد كه مشكلها را حل مىكند، و راه را به روى او مىگشايد و آن مىشود كه در وصف نمىآيد.
سالك مىتواند در مقام توسل به معصومين و استشفاع از آنان، از زيارات مخصوصه، يا از توسلات و زيارات جامعه كه وارد شده است استفاده كند.
پى نوشتها:
[١]. ديوان حافظ.
[٢]. دفتر اول مثنوى.
[٣]. فرازهايى از «زيارت جامعه كبيره».
[٤]. دفتر پنجم مثنوى.
[٥]. فرازى از «دعاى توسل».
[٦]. فرازى از «دعاى ندبه».
[٧]. سوره شعرا (٢٦)، آيه ٨٨ و ٨٩.
[٨]. دفتر پنجم مثنوى.
[٩]. سوره مائده (٥)، آيه ٣.
[١٠]. دفتر چهارم مثنوى.
[١١]. همان.
[١٢]. همان.
[١٣]. فرازى از «زيارت جامعه كبيره».
[١٤]. ديوان حافظ.