ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - مؤلفين مهدوى
آن حضرت)، عينالأنهار (شرح ارجوزههاى مطلع الانوار- عربى)، الغرّة المضيئة (شرح درة البهية- عربى)، فتوحات مهديه (شامل فتوحات كلى و فرجهاى دينى و دنيوى براى شيعه در عصر غيبت)، الفرج الممدّ بوجود قائم آل محمد، فك الرقبة (درباره وظايف واجب امام نسبت به اهل ايمان)، فوائد المهديه (چگونگى سير و سلوك امام عصر در دوران حكومت حقّه خود- عربى)، فواتح المهدية الى السعادة الابدية (شامل ده فايده كلى براى امام در امر دين و دنياى مردم)، مرآة الانام فى التحقيق عن علم الامام، مطلع الانوار فى ذكر الغائب عن الابصار (شامل ٥٥٠٠ بيت عربى استدلالى و مشتمل بر تعدادى از ارجوزههاى نامبرده متعلق به حضرت مهدى (ع)، معراج الايمان فيما يتعلق بصاحب الزمان، مفتاح الرحمة (در عهد غيبت امام و حجت)، وسائل المهديه (در فضيلت يارى و نصرت حضرت مهدى)
هدية المهدوية، ويژگىهاى حضرت مهدى (ترجمه فارسى خصائص المهديه).
جد مادرى حقير مرحوم آيتالله حاج آقا منيرالدين بروجردى متوفاى سال ١٣٤٢ قمرى هستند كه در تحريم تنباكو بسيار فعال بودند. من براى گذراندن مراحل ابتدايى از دروس ادبى- اخلاقى، فقه، اصول، منطق، فلسفه و تفسير- در كلاسهاى درس استادان زيادى حاضر مىشدم در قم در كلاس فقه و اصول مرحوم آيتالله حاج سيد محمدباقر سلطانى و مرحوم آيتالله حاج شيخ مرتضى حايرى و مدت كوتاهى در محضر مرحوم آيتالله العظمى آقاى بروجردى حاضر مىشدم. در فلسفه از درس مرحوم آيتالله علامه آقاى طباطبايى صاحب تفسير الميزان استفاده مىكردم.
و آنگاه كه پدرم فوت شدند، به اصفهان مراجعت كردم و مراحل عاليه فقه و اصول را با شركت در درس مرحوم آيتالله فقيه و عاليقدر آقاى حاج آقا حسين خادمى طابثراه كه از شاگردان مرحوم آقاى نائينى بودند، ادامه دادم.
\* چه شد كه به تأليف روى آورديد؟
پس از شركت در درس مرحوم آيتالله خادمى به تدريس سطح عالى فقه و اصول پرداختم و بعد از حدود ده سال در اوايل انقلاب بر اثر حادثه ترور و معلول شدن از ناحيه دهان و زبان از تدريس ناتوان و معذور شدم و به كار تأليف و تحقيق بيش از پيش ادامه دادم. ولى نخستين اثر قلمى حقير حدود ٤٦ سال قبل بود كه كتاب المهدوى مرحوم آيتالله صدر را كه از مراجع مقيم قم بودند ترجمه كردم خداوند به بركت آقا امام زمان، روحى له الفدا، مشكلات مرا حل كرد و فتح بابى شد براى تأليف ديگر آثار تأليفى كه به شرح مندرج در فهرست مبسوط تعداد هفت جلد آن مختص حضرت بقيةالله (عج) است.
\* تا به حال توفيق نگارش چه آثارى را يافتهايد؟
در اين زمينه به يارى خداوند تعداد بيست جلد كتاب- و تعدادى مقاله در مجله مكتب اسلام و مقدمهاى بر چاپهاى جديد عبقات الانوار آيتالله مير حامد حسين لكهنوى هندى و مقدمه بر كتابهاى مطبوع مرحوم والد- تنظيم نمودهام به شرح مندرج در آخر كتابهاى امام اميرالمؤمنين از ديدگاه خلفا و على يا على يا شناخت على از زبان پيغمبر (ص) و اما آثار تأليفى چاپ نشده عبارتند از:
امام اميرالمؤمنين يگانه مظلوم تاريخ، حديث المنزلة عند أهل السنّة، (كه بيش از ٤٠٠ مدرك از مدارك اختصاصى اهل تسنن در نقل حديث با مشخصات مدارك ارايه شده اضافه بر بحثهاى علمى و تاريخى مربوطه- به زبان عربى)، منزلت حديث منزلت از ديدگاه اهل تسنن (در حدود ١٣٠ صفحه خلاصه به فارسى مختصر فهرستوار مىباشد)، رساله درباره تكلف از نظر قرآن و سنت، كتابى راجع به تخطئه ائمه اطهار (ع) از تصوف و انكار راه و رسم صوفيه معاصر آنها، نقش علماى سنى در ضديت با اهل بيت و پيروان آنها، على م يصّح السجود عند الشيعه، تحقيق كتاب الفرقة الناجية مرحوم بحرانى.
\* به غير از نوشتن به چه كارهاى خير ديگرى مشغول بودهايد؟
مدتى مدير عامل مركز خيريه راديولوژى، آزمايشگاه و سرطانشناسى بودم كه شرحش مفصل است و در اين مقال نمىگند، و اما دخالت در ديگر كارهاى خير كه خداوند قبول فرمايد نوسازى و تعمير مفصل چهار مسجدى بود كه در هر كدام بعد از فوت مرحوم پدرم مدتى اقامه جماعت مىكردم بدين شرح: مسجد امامزاده اسماعيل در خيابان هاتف، مسجد مقابل مقبره خواجه نظام الملك در نزديكى خيابان ولى عصر (ع)، مسجد الزهراء (س) واقع در سى مترى خيابان احمدآباد، مسجد ايلچى نيز كه واقع در بر خيابان احمدآباد جنب مهديه، و در مدرسه جلاليه (جلالالدين حكيم شاه سلطان حسين صفوى) كه در زمان رضا شاه پهلوى مورد استفاده دبستان قرار داده بودند پس با كمك مرحوم آيتالله العظمى آقاى گلپايگانى از آموزش و پرورش تحويل گرفتم و با تعمير و نوسازى و تأسيس كتابخانه در اختيار طلاب موقوف عليهم قرار دادم و تا كنون محل سكونت طلاب است.
به اضافه طرح تأسيس دو كتابخانه عمومى و همكارى در تأسيس و بهرهبردارى از هر يك كه نيازمند فرصت كافى است و فعلًا هم حقير دخالتى در آنها ندارم.
\* در اين زمينه چه بركات و آثارى را مشاهده كردهايد؟
در سال ١٤٠٣ قمرى برابر ١٣٦٢ شمسى كتاب مهدى منتظر در نهجالبلاغه را تنظيم كرده بودم اما هيچگونه امكان مالى فراهم نبود كه اقدام به چاپ آن بنمايم.
روزى يكى از خويشان روحانى به منزل حقير آمد و صحبت از كتاب و آثار تأليفى و از جمله كتاب فوق شد. پس ايشان گفت من مايل هستم اگر موافق باشى آن را چاپ كنم. گفتم مانعى ندارد اما بايد پاكنويس شود گفت نيمه شعبان در پيش است و