ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - از مصر باستان تا كابالا
با اين حال بنىاسرائيل مردمى بودند كه از زمان جدشان- ابراهيم (ع)- به خداى واحد ايمان داشتند. نام «اسرائيل» يا «پسران اسرائيل» اولين بار به فرزندان يعقوب (ع)- نوه ابراهيم (ع)- اطلاق گرديد و بعدها به همه يهوديان تعميم داده شد. بنىاسرائيل (يهوديان) از ايمان توحيدى كه از اجداد خويش: ابراهيم، اسحاق و يعقوب (ع) به ارث برده بودند، حفاظت مىكردند. آنها با يوسف (ع) به مصر رفتند و با اينكه در ميان مصريان بتپرست مىزيستند، مدتهاى مديد از ايمان خويش محافظت نمودند. از داستانهاى قرآن چنين برمىآيد كه آنان در زمانى كه موسى (ع) بر آنها ظهور كرد مؤمن به خداى واحد بودند. تنها تفسيرى كه مىتوان كرد اين است كه بنىاسرائيل با وجود آنكه به ايمان توحيدى خود بسيار وابسته بودند، تحت تأثير مردم كافرى كه در ميان آنها زندگى مىكردند قرار گرفتند و شروع به تقليد از آنها و جايگزين ساختن مذهب وحيانى خود با بتپرستى اقوام بيگانه نمودند.
با نگاه به اسناد تاريخى پى مىبريم كه قوم كافر تأثيرگذار بر بنىاسرائيل، متعلق به مصر باستان بود. گواه مهم ما بر اين نتيجهگيرى اين است كه گوساله طلايى كه بنىاسرائيل در زمان غيبت موسى (ع) عبادت كردند، در حقيقت نسخه عينى از «هاثر»(Hathor) و «افيس»(Aphis) ، بتهاى مصريان بود. «ريچارد رايفد»، نويسنده مسيحى كتاب زمان طولانى زير آفتاب در كتاب خود مىنويسد:
هاثر و افيس، خدايان گاو نر و ماده، نماد خورشيدپرستى بودند. پرستش اين خدايان تنها يك مرحله از تاريخ طولانى خورشيدپرستى مصر مىباشد. گوساله طلايى كوه سينا مدرك كاملًا اثبات شده اين موضوع است كه ضيافت ذكر شده به خورشيدپرستى مربوط بوده است.[١]
نفوذ بتپرستى مصر به بنىاسرائيل در مراحل متفاوتى روى داد. در نتيجه رويارويى با مردم كامر، طولى نكشيد كه ميل به عقايد رافضى ظاهر گشت و همان طور كه در آيه بالا بيان شد، آنچه آنها به پيامبر خود گفتند:
اى موسى! همچنانكه خدايانى براى خود دارند، تو هم براى ما خدايانى معين كن. تا ما خدا را آشكارا به چشم خود نبينيم حرفهاى تو را باور نمىكنيم.[٢]
آشكار مىكند كه به پرستش موجودى مادى كه قابل ديدن باشد گرايش داشتند؛ درست همانند آنچه مصريان مىپرستيدند.
گرايش بنىاسرائيل به بتپرستى مصر باستان بسيار بااهميت است و بينش خاصى را در ارتباط با تحريف متن تورات و مبادى كابالا براى ما فراهم مىآورد. زمانى كه به دقت به اين دو موضوع توجه مىكنيم، خواهيم ديد كه در سر منشأ بتپرستى مصر باستان، فلسفه مادىگرا وجود دارد.
از مصر باستان تا كابالا
بنىاسرائيل زمانى كه موسى (ع) هنوز در قيد حيات بود شروع به ساختن شبه بتهايى از آنچه در مصر ديده بودند كردند و به عبادت آنها پرداختند و پس از مرگ موسى (ع) ديگر ترسى از برگشتن از دين و انحرافات نداشتند. مسلماً اين موضوع را نمىتوان به همه يهوديان تعميم داد، لذا بعضى از آنان بتپرستى مصر باستان را پذيرا شدند. در واقع آنان عقايد «كاهنان مصر» (جادوگران فرعون) را كه بنياد عقايد اجتماعى آن زمان را تشكيل مىداد ادامه دادند و ايمان خود را كنار گذاردند. عقايدى كه يهود از مصر باستان با آن آشنا گرديد «كابالا» نام داشت. ساختار كابالا درست مانند نظام كاهنان مصر، سرى و درونى بود و اساس آن را جادوگرى تشكيل مىداد. جالبتوجه است كه توضيح كابالا درباره آفرينش با آنچه در تورات موجود است، كاملًا متفاوت مىباشد و تفسيرى مادىگرا و مبتنى بر عقايد مصر باستان بوده و به وجود ابدى ماده عقيده دارد. «مورات از جن» فراماسون ترك در اين باره مىگويد:
پيداست كه كابالا سالها قبل از تورات به وجود آمد. مهمترين بخش تورات نظريهاى درباره پيدايش جهان است. اين تئورى با داستان آفرينش مذاهب توحيدى بسيار متفاوت مىباشد. بر اساس كابالا در آغاز آفرينش چيزهايى به نام «سفيراث» و به معناى «دايره» يا «مدار» با ويژگىهاى مادى و غيرمادى به وجود آمدند. تعداد آنها ٣٢ تا بود. ده تاى اول نمايانگر منظومه شمسى بودند و بقيه نمايانگر انبوه ستارگان فضا اين مشخصه كابالا نشان مىدهد كه به اصول اعتقادى نجومى مربوط است .... بنابراين كابالا از مذهب يهود بسيار فاصله دارد و بيشتر با مذاهب مرموز و كهن شرق مرتبط است.[٣]
يهوديان با پذيرش عقايدى سرى و مادىگراى مربوط به مصر باستان كه بر جادوگرى استوار بودند، از احكام تورات چشمپوشى نمودند. ايشان شعائر و آداب سحرآميز ديگر بتپرستان را پذيرا شدند و در نتيجه كابالا به تعاليمى پنهانى در يهوديت مبدل شد، اما با تورات مغاير بود. «نستا، اچ، وبستر» نويسنده انگليسى كتاب جوامع مخفى و جنبشهاى ويرانگر مىنويسد:
جادوگرى را كه ما مىشناسيم كنعانيان قبل از اشغال فلسطين توسط بنى اسرائيل اجرا مىكردند. مصر، هندوستان و يونان نيز طالعبينان و غيبگويان خود را داشتند. يهوديان با وجود لعن و نفرينهايى كه در قانون موسى (ع) عليه جادوگرى وجود دارد با ناديده گرفتن هشدارها، گرفتار اين بيمارى مسرى شدند و با تدبير خود سنت مقدسى را كه به ارث برده بودند با عقايد جادوگرى كه از ديگر اقوام وام گرفتند، مجروح ساختند همزمان جنبه فكرى كابالاى يهودى از فلسفه مجوسيان ايران، نئوافلاطونيان و نئوفيثاغورثيان گرفته شد. پس مباحث ضد كابالاها كه مىگويند آنچه ما امروز از كابالا مىدانيم صددرصد يهودى نيست توجيه پذير است.[٤]
در قرآن آيهاى وجود دارد كه به اين موضوع اشاره مىكند. خداوند مىگويد بنىاسرائيل تشريفات و آيينهاى جادوگرى و شيطانى را از منابعى خارج از مذهب خويش گرفتند؛