ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣ - انقلاب زمينه ساز
تمييز قائل مىشود. وقتى مىگويم آنان در تعاليم و آموزههاى اسلام در پى ايجاد تحولى در ذهنيت خود بودند، اين نظر با واقعيت وجود كاربستهاى سنتى اسلامى كه در عين حال تعيين كننده هويت آنان بود، مغايرتى ندارد. آنان با اين نحوه زندگى مطابق با دين اسلام به عنوان يك نيروى انقلابى، خواهان چيزى غير از صرف اطاعت كوركورانه از قوانين هستند. آنان از طريق بازگشت به تجربه معنوى كه معتقدند مىتوانند در اسلام تشيع آن را پيدا كنند. خواهان تجديد بناى كلى هستى (حيات) خود هستند. خيلىها همواره به ماركس و عبارت معروفش «افيون تودهها» استناد مىكنند، ولى هيچگاه نشده كه به جملهاى كه درست بلافاصله پيش از اين عبارت آورده و مىگويد: «مذهب روح دنياى فاقد روح است» كمترين اشارهاى بكنند. پس با اين توصيف اجازه بدهيد صراحتاً بگويم كه اسلام در سال ١٩٧٨،[١] هرگز افيون تودهها نبود، دقيقاً به اين خاطر كه روح جهان فاقد روح بهشمار مىآمد.[٢]
انقلاب اسلامى، چنانكه در اظهارات ميشل فوكو نيز آمده بود، آغازگر گفتمانى جديد در عرصه فرهنگ و سياست بود و پس از چند قرن حاكميت گفتمان سكولاريسم و دينگريزى در عرصه حيات اجتماعى بشر، گرايش به دين و معنويت را در سرتاسر جهان زنده ساخت. تا آنجا كه مفسر شبكه اول تلويزيونى «بى. بى. سى» مىگويد:
آنچه در ايران در سال ١٩٧٩ رخ داد نه تنها براى ايرانيان بلكه براى تمام اديان جهانى نقطه عطفى بود، نقطه عطفى كه از بازگشت ميليونها نفر در سراسر دنيا به اصولگرايى مذهبى خبر مىدهد [...] در سراسر جهان، پيروان اديان مانند مسيحيت، يهوديت و هندو نيز به اصولگرايى مذهبى روى آوردهاند، حتى در تركيه نيز- كه هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود- روند بازگشت به اصول اسلامى سرعت گرفته است.[٣]
اما آنچه با بررسى رويدادهايى كه در پى وقوع انقلاب اسلامى، در ايران و جهان رخ داده و يا در حال رخ دادن است، مىتوان گفت اين است كه اين رويدادها هرگز رخدادى طبيعى نيست، بلكه انقلاب اسلامى طلايهدار عصرى است كه به نام خدا شكل گرفته و مىرود تا در ادامه، همه بنيادهاى برخاسته از ماترياليسم، سكولاريسم و اومانيسم را درهم ريزد.
آرى، انقلاب اسلامى زنگ بيدار باشى است براى تحول بزرگى كه جهان قرنها در انتظار تحقق آن است. تحول بزرگى كه به حاكميت كفر و استكبار بر زمين پايان مىدهد و بساط ظلم و بىعدالتى را از پهنه گيتى برمىچيند.
به تعبير رهبر فقيد انقلاب اسلامى:
[...] جنبشى كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، اميدبخش آتيه روشن است و وعده خداوند تعالى را نزديك و نزديك تر مىنمايد. گويى جهان مهيا مىشود براى طلوع آفتاب ولايت از افق مكّه معظمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان. از پانزدهم خرداد ٤٢ كه حكومت مستكبران جبار در اين سرزمين به اوج خود رسيده بود و مىرفت تا عربده شوم «أَنَارَبُّكُمُ الْأَعْلى» از حلقوم فرعون زمان طنين افكند، تا ٢٢ بهمن ٥٧ كه پايه حكمرانى جباران عصر در اين مرز و بوم فرو ريخت و تخت و تاج دو هزار و پانصد ساله فرعونگونه ستمشاهى به دست تواناى زاغهنشينان و ستمديدگان تاريخ بر باد رفت و طومار تاراجگريها و حكمفرماييهاى شيطان بزرگ و شيطانكهاى وابسته و پيوسته به آن درهم پيچيده شد، ايامى معدود بيش نبود.
[...] ولى تحولى كه كم تر از صد سال بعيد به نظر مىرسيد با تقدير خداى بزرگ در اين ايام معدود و ساعات محدوده تحقق يافت و جلوهاى از وعده