ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - اميرالمؤمنين دارنده سنتهاى انبياى پيشين عليه السلام
و چون نوح بر كشتى نشست ما در صلبش بوديم و وقتى ابراهيم در آتش افكنده گشت، ما در صلب وى بوديم و همواره خداوند عزوجل ما را از صلبهاى مطهر به رحمهاى پاكيزه منتقل مىنمود تا اينكه وارد صلب عبدالمطلب گشتيم و در آنجا بود كه به دو نصف تقسيم شديم، مرا در صلب عبدالله و على را در صلب ابوطالب قرار داد و در من نبوت و بركت و در على فصاحت و مهارت در سواركارى قرار داد و براى ما دو اسم از اسماء خويش مشتق نمود، پس خداوند ذوالعرش محمود و من محمد و خداى عزوجل أعلى و اين على است.
روايت قبلى كه از احمد بن حنبل درباره نور پيامبر صلى الله عليه و آله و نور على عليه السلام نقل شد مىخواهند به ما انسانها اين سخن خداوند تعالى را بفهمانند كه فرمود:
و أنفسنا و أنفسكم[١].
همانا من و على وجود واحدى هستيم كه ابتدا و انتهاى آن واحد است و تقسيم آن نور بعد از عبدالمطلب به خاطر سرى عظيم است تا اينكه بعد از من و على و فاطمه در حسن و حسين و ائمه معصومين عليه السلام متحد شود.
و اين معناى اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله است كه فرمودند:
على خورشيد و ماه و ستاره است.
اما كوكب فرمود؛ چرا كه در على صبر ايوب است و ايوب كوكب است.
أما قمر فرمود؛ چرا كه در على شباهت موسى و عيسى و ابراهيم است و اينان همچون ماهاند.
اما على با اين وجود شمس است؛ چرا كه او از من است و من از او هستم.
بنابراين على داراى خصلتهاى هر سه است؛ شمس و قمر و كوكب درخشان.
اين مظلومى كه دنيا همانندش را سراغ ندارد ... آيا درست است، طرف مقايسه فردى قرار بگيرد كه چهار نفر ادعاى پدرى او را كردهاند، و باز هم معلوم نيست پدرش يكى از آن چهار نفر باشد يا غير آنها؟ و آيا درست است كه همچون على عليه السلام پاى منبر شخصى بنشيند كه خود مىگويد: همه مردم از من داناتر و فقيهترند حتى زنان پردهنشين؟
و آيا مظلومتر از على عليه السلام ديدهايد كه امانت رسول خدا صلى الله عليه و آله؛ يعنى دخترش صديقه طاهره را دريافت نمود، آنگاه آن امانت را در حالى تسليم رسول خدا صلى الله عليه و آله نمود كه تلخيهاى ظلم و ستم روا داشته شده بر ايشان جسد طاهرش را آب كرده و همچون شبحى نموده بود. و بر جنازه مطهرش نماز گزارد و شبانه او را دفن نمود و بر جنازهاش جز چند تن حاضر نبودند، سپس فرمودند:
الان انهدّ ركناى![٢].
الان دو ستون بدنم فرو ريخت.
البته مسئوليت تكتك شماست كه با تمام توان خود؛ با قلم و بيان خويش براى زدودن اين پرده تاريك مظلوميت و رفع ابرها از جلوى جمال خورشيد تلاش نماييد.
پىنوشتها:
\*. برگرفته از: ألحقّ المبين فىمعرفة المعصومين عليه السلام، على كورانى.
[١]. سوره انعام (٦)، آيه ٧٥.
[٢]. سوره احزاب (٣٣)، آيه ٤٠.
[٣]. سوره بقره (٢)، آيه ٣١.
[٤]. سوره اسراء (١٧)، آيه ١.
[٥]. سوره نجم (٥٣)، آيه ١٠.
[٦]. سوره آلعمران (٣)، آيه ٦١.
[٧]. در مورد مصادر اين حديث از كتب شيعه مىتوان به بحارالانوار، ج ٩٣، ص ٣٨؛ كمالالدين و تمام النعمة، ص ٢٥؛ أمالى، شيخ طوسى، ص ٤١٧ و از منابع سنى مىتوان به بيهقى، فضائل الصحابه؛ خوارزمى، المناقب، اشاره كرد.