ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤١ - فردا روز خورشيد است
فردا روز خورشيد است
مريم سقلاطونى
اى ناگهان نزديك!
نامى وسيعتر از نام تو نيافتهام
تا داغ همواره اين دل كوچك را سرازير كنم در خويش
در ستيهندگى اين سالهاى دهشت
و در خمودگى اين خاكِ آلوده
هيچ صدايى روشنتر از صداى تو نايستاده بر بامهاى بلند بىحدّ
و هيچ كلمهاى رساتر از سكوت تو آواز نخوانده است بر قلههاى جهان
تمام گلهاى زمين، خواب تو را ديدهاند؛ با همان رداى سبز كه بر قامت بلندت مىتابيد و همان نگاه آبى روشن كه تاريكيها را مىشكست.
پروانهها گفته بودند كه بهار، همان طعم آوازهاى پيراهن توست
و رودخانهها، همان ادراك زلال نگاهت
هيچ دشت بنفشى، نجواى ملايم صدايت را نگريسته، نشنيده است
و هيچ درختى بىلبخند شاعرانهات بالا نرفته است
از هر نقطه خاك كه رد شدهاى، چشمهاى جوشان سربرآورده است
و به هر قطعه از زمين كه نگاه كرده باشى مسجدى بنا شده است
اين را تمام پروانهها گفتهاند؛ پروانههايى كه با عطر نگاه تو مأنوسند
پروانههايى كه روشنىات را هر صبح سجده مىكنند
پروانههايى كه آمدنت را در گوش زمين نجوا كردهاند
كجايى، اين روشن محض، تا عطش دير سال ذرات زمين را بخشكانى
و دشتستانهاى مينو را در تمام جهان تكثير كنى
جهان امروز، داغى است كه تنها با شميم حضور تو فرو مىنشيند
اى مهربانى بىاندازه!
هواى جهان، هواى رنج است
كجايى، تا همه كوهها كمر راست كنند؟
كجايى، تا همه آبها در صبحگاه آمدنت
نماز شكر بخوانند؟
فردا كه بيايى،
روز آغاز گل است؛ روز اسفند و باران
فردا كه بيايى
تمام درختان آواز مىخوانند
تمام گلها صلوات مىفرستند
تمام رودهاى جهان، خنياگرانه، تا باغستانهاى روشن، پيادهروى مىكنند
فردا كه بيايى
بر بام خانهها، ستارهاى روشن است
پردههاى تاريك جهان، آواز تو را خواهند نواخت
آه!
اى روشن بهنگام!
هواى تازه پيراهنت را بتكان بر سرِ زمين
و در تمام آباديهاى جهان، قيامت كن
اى روز خورشيدىات فرا گير!
ما را از تزاحم اين آهن و سيمان نجات بده!
در نمازهاى شبانهات دعايمان كن
فردا روز آفتاب است
فردا روز جهانى سلام است
فردا همه جا صبح است
فردا عكس تو صفحه اول روزنامههاست
فردا تريبونهاى جهان صداى توست
فردا كه بيايى
\*\*\*
ميادين جهان تمثال توست
سرى به كوچههاى غمگين ما بزن!
سراغى از دشتستانهاى ما بگير!
حالى از چشمهاى خونين ما بپرس!
دلتنگ آمدنت هستيم ...
صداى تو روشن است
نگاهت بىاندازه زلال است
پروانهها كه خواب تو را ديدهاند مىگويند
\*\*\*
كى مىرسد هنگامه آوازهاى تو؟
سلام بر رودخانههايى كه در آن وضو مىگيرى
سلام بر مُهرى كه پيشانى بر آن مىگذارى
سلام بر درختى كه بر آن تكيه مىدهى
سلام بر خيابانى كه محل گذر توست
سلام بر بارانى كه به خاطر تو مىبارد
سلام بر دقايقى كه قرآن مىخوانى
سلام بر سجادهات
سلام بر مهر و تسبيحت
\*. برگرفته از نشريه اشارات (ماهنامه ادبى مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سيما)، شماره ٦٣، مرداد ١٣٨٣.