ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - دوره استيلاى روميان
لشكركشى كرد و تمام اشياء گرانبهاى معبد را به غارت برد و پس از دو سال ضربه بزرگى به قدس وارد كرد و آنچه داشت به يغما برد و خانهها و ديوارهاى آن را ويران كرد و زنان و كودكان را به اسارت درآورد و مجسمه خداى خود زِفْس (زئوس) را در معبد نصب كرد و يهوديان را به پرستش آن فرمان داد، كه عده بسيارى پذيرفتند. اين در حالى بود كه در اثر جنبش يهوديانِ مكابى، در سال ١٦٨ ق. م، برخى از آنان به مخفىگاهها و غارها پناه برده بودند.[١]
اين جنبش، كه يهوديان به آن افتخار مىكنند، شباهت زيادى به جنگ گروهها و دستههايى دارد كه يهوديان معتقد، عليه يونانيان بت پرست برپا كردند و در دوران مختلف پيروزيهاى محدودى بهدست آوردند، اين جنبش تا سلطه روميان همچنان ادامه يافت.
دوره استيلاى روميان
بومبى، فرمانرواى روم، ابتدا در سال ٦٤ ق. م با اشغال سوريه، آن را به امپراطورى روم ملحق نمود و در سال دوم، قدس را تصرف كرد و آن را تابع فرمانرواى رومى سوريه قرار داد.
در انجيل متى آمده است:
در سال ٣٩ ق. م قيصر روم، «اگوست هيروديس ادومى» را فرمانرواى يهوديان قرار داد و بناى معبد سليمان را به شكل وسيع و زيبا بازسازى كرد و در سال ٤ ق. م درگذشت.[٢]
چنانكه انجيلها آوردهاند، پسر وى هيروديس دوم، از سال ٤ ق. م تا سال ٣٩ م. فرمانروايى كرد و حضرت مسيح (ع) در زمان او ديده به جهان گشود و او بود كه يحيى بن زكريا (ع) را به قتل رساند و سر او را بر طبقى زرين، براى سالومه يكى از عناصر بد كاره بنى اسرائيل هديه فرستاد.[٣]
انجيلها و تاريخ نويسان، آشفتگيها و آشوبهايى كه در عهد نرون به سالهاى ٥٤- ٦٨ م. در قدس و فلسطين به وقوع پيوسته و ماجراهايى را كه ميان يهوديان و روميها و ميان خود يهوديها اتفاق افتاده بيان مىكنند.
«فَسْبِسيان» قيصر روم، در سال ٧٠ م فرزند خود تيطُس را به عنوان فرمانرواى منطقه منصوب كرد و وى به قدس يورش برد، يهوديان در آنجا جمع شدند تا آنكه آذوقهشان تمام شد و ضعيف گرديدند، تيتوس ديوار شهر را خراب كرد و آن را به اشغال خود درآورد و با كشتن هزاران يهودى، خانههاى آنها را ويران و معبد را درهم كوبيده و به آتش كشيد و بهگونهاى آن را از بين برد كه مردم حتى جاى آن را نيافتند. او باقىمانده مردم را به روم فرستاد.
مسعودى در كتاب خود مىگويد: «شمار كشتهها در اين حمله از يهوديان و مسيحيان به سه هزار هزار (يعنى سه ميليون تن) رسيد»[٤] كه ظاهرا در اين رقم مبالغه وجود دارد.
پس از اين حوادث، روميان با يهوديها شدت عمل بيشترى نشان دادند و اوج آن، زمانى بود كه كنستانتين و قيصرهاى پس از وى، آئين خود را بر اساس اعتقاد به مسيحيت بنا نهاده و يهوديان را مورد آزار و اذيت قرار دادند و از همين رو يهوديان، جنگ كسرى با روميان و شكست روم را در سال ٦٢٠ م. يعنى دوران ظهور پيامبر اسلام (ص)، مژده دادند و يهوديان حجاز خوشحال شده و براى مسلمانان آرزوى پيروزى كردند، پس خداوند آيهاى نازل كرد كه مىفرمايد:
الف، لام، ميم، روميان مغلوب گرديدند در نزديكترين سرزمين و آنان پس از مغلوب شدنشان بهزودى غالب مىگردند، در اندك سالى، فرجام كار در گذشته و آينده از آن خداست و آنروز ايمان آورندگان شاد مىگردند به يارى خدا و او هر كسى را كه بخواهد يارى مىكند و اوست غالب و مهربان. ٣٣
گفته مورخان، پس از پيروزى ايرانيان، يهوديان، شمار زيادى از اسراى مسيحى رومى را كه بالغ بر ٩٠ هزار نفر مىشدند از ايرانيان، خريدارى كرده و آنها را سر بريدند.
پس از چند سال كه هراكليوس بر ايرانيان پيروز شد، يهوديان را مجازات نمود و باقىمانده آنها را از قدس اخراج و اين شهر بر يهوديان تحريم شد، بهخاطر همين بود كه روميان با عمر بن خطاب شرط كردند كه هيچ يهودى در قدس اقامت نكند و او هم قبول كرد، و آن را در عهد نامه صلح نوشت[٥].
اين واقعه در سال ٦٣٨ م.؛ يعنى سال ١٧ ق. اتفاق افتاد و قدس و فلسطين از آن پس جزء دولت اسلامى محسوب شد و اين وضعيت تا سال ١٣٤٣ ق ١٩٢٥ م.؛ يعنى وقتى كه حكومت عثمانى به دست غربيان سقوط كرد، ادامه داشت.
اين نگاه گذرا به تاريخ يهوديان، امور متعددى را براى ما روشن مىكند از جمله تفسير آيات سوره اسراء پيرامون يهوديان كه فرمود «شما دو بار در زمين فساد مىكنيد» يك بار مربوط به پيش از بعثت پيامبر (ص) و بار ديگر مربوط به پس از آن است و اين تنها تقسيمبندى مناسب، درباره تبهكاريهاى فراوان يهوديان است كه سراسر تاريخ از فساد و تباهى آنان