ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٦ - دوره استيلاى روميان
مالامال است.
و مراد از اين جمله خداوند كه مىفرمايد: «بندگانى از خود را كه پر صلابت هستند عليه شما برانگيزيم». مسلمانان هستند؛ چرا كه خداوند در صدر اسلام مسلمانان را بر آنان مسلط ساخت و پيشينيان ما درون خانههاى آنها به جستوجويشان پرداخته و سپس وارد مسجد الاقصى شدند.
اما وقتى كه ما از اسلام فاصله گرفتيم، خداوند قدرت يهود را به آنها بازگرداند و آنان را به وسيله اموال و فرزندان يارى رساند و از لحاظ تعداد و طرفداران، آنها را بيش از ما قرار داد. آنگاه بار ديگر در نهضت زمينه ساز حكومت حضرت مهدى (ع) و حركت ظهور آن بزرگوار، خداوند، ما مسلمانان را بر آنها مسلط خواهد ساخت و ما در تاريخ، غير از مسلمانان قومى را نمىيابيم كه خداوند، ابتدا آنها را بر يهود چيره ساخته و سپس قدرت يهود را عليه آنها بازگردانده باشد.
اما برترىجويى يهوديان، بر ملتها كه در روايت از آن خبر داده شده، تنها يك بار اتفاق مىافتد نه دو بار، كه آنهم همزمان با فسادانگيزى بار دوم يهود و يا نتيجه آن است. اين برترىطلبى را در هيچ دورهاى از تاريخ يهود بهجز دوره پس از جنگ جهانى دوم نمىتوان ديد.
پس امروز، بنا بر نص قرآن، يهوديان در مرحله دوم تبهكارى و برترىجويى بزرگ خود هستند، و ما در آغاز سلطه الهى خويش بر آنان و رسوا شدن چهره كريهشان هستيم .. تا زمانى كه خداوند، فتح و پيروزى را به ما عنايت نموده و قبل از ظهور حضرت و يا همراه آن حضرت، همچون نياكان خود، وارد مسجد اقصى شويم، و شيوه خود بزرگى آنها را در جهان درهم كوبيده و ريشه كن سازيم.
اما اين سخن خداوند كه فرمود:
اميد است خداوند بر شما رحم كند و اگر بازگرديد باز مىگرديم و ما جهنم را براى كافران زندان قرار داديم.
دلالت دارد كه پس از نابودى اسرائيل بسيارى از يهوديان باقى مىمانند و حضرت، كسانى را كه اسلام نمىآورند از سرزمينهاى عربى اخراج مىكند و طبق روايات، آنها دوباره دست به تبهكارى مىزنند كه منجر به حركت دجّال يك چشم مىشود، كه اين بار حضرت مهدى (ع) و مسلمانان به زندگى بسيارى از آنان خاتمه مىدهند و خداوند دوزخ را براى آنان حصار قرار مىدهد و مسلمانان نيز در اين دنيا با بازداشت آنان، از تبهكاريشان جلوگيرى مىكنند.
پىنوشتها:
[١]. كتاب دوم، باب ٣٣: ٥٠- ٥٣.
[٢]. كتاب دوم، باب ١: ٣٨.
[٣]. داوران، باب ٣: ١٣.
[٤]. داوران، باب ٤: ٢.
[٥]. داوران، باب ١: ٨.
[٦]. داوران، باب ١٣: ١.
[٧]. سوره بقره (٢) آيه ٢٤٦.
[٨]. سفر صموئيل، اصحاح ٢٤: ٢٤ و سفر اخبار اول، اصحاح ٢١: ٢٢، ٢٨.
[٩]. سوره شورى (٤٢) آيه ٢٧.
[١٠]. سفر اول (فرمانروايان)، اصحاح ١١: ١- ١٣.
[١١]. سفر (فرمانروايان)، باب ١٢: ٢٦- ٣٣.
[١٢]. سفر اخبار فرمانروايان، باب ١٢: ٣١ و سفر دوم فرمانروايان، باب ١١: ١٣- ١٥ و باب ١٣: ٩.
[١٣]. سفر اول اخبار فرمانروايان، باب ١٤: ٢١- ٢٤ و سفر دوم، باب ١١: ١٣- ١٧ و باب ١٢.
[١٤]. سفر اخبار فرمانروايان، باب ١٤: ٢٥- ٢٦.
[١٥]. سفر دوم فرمانروايان، باب ١٣: ٣- ١٣.
[١٦]. كتاب دوم فرمانروايان، باب ٢١:. ١٦- ١٧.
[١٧]. كتاب دوم فرمانروايان، باب ٢٤: ٣ و باب ١٢- ١٧- ١٨.
[١٨]. كتاب دوم فرمانروايان، باب ١٤: ١١- ١٤ و باب ٢٥: ٢١- ٢٤.
[١٩]. كتاب دوم اخبار فرمانروايان، باب ١٥: ٢٩.
[٢٠]. اخبار روزها، باب ٥: ٢٩.
[٢١]. كتاب دوم فرمانروايان، باب ١٧: ٥ و ٦ و ١٨.
[٢٢]. كتاب اخبار فرمانروايان، باب ١٨: ١٣- ١٥.
[٢٣]. كتاب عزرا، باب ٤: ١٠.
[٢٤]. كتاب دوم فرمانروايان، باب ٢٤: ١٧- ٢٠ و ٢٥ و كتاب دوم اخبار، باب ٣٦: ١١- ٢١ و كتاب ارميا، باب ٣٩: ١- ٤.
[٢٥]. كتاب دوم فرمانروايان، باب ٢٤: ١٧- ٢٠ و ٢٥ و كتاب دوم اخبار، باب ٣٦: ١١- ٢١ و كتاب ارميا، باب ٣٩: ١- ٤.
[٢٦]. كتاب عزرا، باب ٦: ٣- ٧ و باب ١: ٧- ١١.
[٢٧]. كتاب عزرا، باب ٦: ١- ١٥.
[٢٨]. كتاب دانيال، باب ١١: ٥.
[٢٩]. كتاب مكابيان، باب ١: ٤١- ٥٣.
[٣٠]. انجيل متى، ص ٢.
[٣١]. انجيل مُرقس، ٦: ١٦- ٢٨.
[٣٢]. التنبيه والإشراف ص ١١٠.
[٣٣]. سوره روم () آيه ١- ٥.
[٣٤]. تاريخ طبرى: ج ٣ ص ١٠٥.