ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - مدينه آرمانى دينى
١. مدينه آرمانى يهود
آيين «موسى» كليماللّه در زمره يكى از بزرگترين اديان آسمانى بود كه به صورتى گسترده- پس از موسى (ع)- بخش عظيمى از جهان را فرا گرفت.
تاريخ اين آيين به زمانى نزديك به ١٢٢٥ سال پيش از ميلاد مىرسد. اما درباره سالهاى پيش از بعثت موسى (ع) و حتى چند قرن بعد از آن منابع و نوشتهها در هالهاى از ابهام، افسانه و داستان فرو رفته است.
حكايات و گفتههاى كتاب مقدس حاوى اتفاقات و پيشامدهايى است كه در بين راه بنىاسراييل با آنها روبرو شدند تا به سرزمين اصلى كنعان رسيدند» ٢ وقايع بعدى و حوادث مهم تاريخى ديگر را ناگزير بايد در كتابهاى شيوخ بنىاسراييل و ديگر آثار تاريخى جستوجو كرد.
بنا به قول مورخان، چندى بعد از دريافت تورات ٣ موسى (ع) آن را به «يوشع» سپرد و «يوشع» نيز آن را به شيوخ يا داورانى سپرد كه تعداد آنها پانزده نفر بود.
«شيوخ همانهايند كه به داوران معروفاند و عصرشان بعد از يوشع آغاز مىشود و تا تأسيس پادشاهى در قرن يازدهم ق. م ادامه مىيابد. داوران پانزده نفر بودند كه نخستين آنها «شائول» بود و آخرينشان «صموئيل» بنيانگذار پادشاهى يهود». ٤ موسى (ع) همه هم خويش را مصروف گسترش فرامين الهى كرد ليكن، بدرفتاريهاى بنىاسراييل و نافرمانى آنها از موسى (ع) زمينههاى انحراف از مسير حقيقى دين الهى را فراهم ساخت تا آنجا كه مورد عتاب و سرزنش خداوند قرار گرفتند و درهاى رحمت خداوندگارى بر آنها بسته شد. ٥
اگر چه اصول نظرى دين موسى و همچنين سيره و سنت او در ميان اعمال و اقوال پيروان واقعىاش استمرار يافت ليكن، هيچگاه اين آيين در قالب مدنيتى سترگ (منطبق با فرامين اصيل دينى) نمايان نشد و آرزوى دستيابى به سرزمين بهشتى در دلهاى مؤمنان به اين آيين باقى ماند.
دوران پيامبران تا حدود پنج قرن (روزگار اسارت بابلى) ادامه يافت اما از آن پس منابع دين يهود به دست رجال كنيسه افتاد و تا زمان بعثت حضرت عيسى (ع)، فرق مختلفى بر يهوديان نفوذ يافتند و اداره امور آنان را عهدهدار شدند. قدرت تأثير اين فرقهها كه بعد از ظهور پيامبر بزرگ مسيحيت نيز ادامه يافت علاوه بر التقاط و تحريف در ميان فرهنگ و ادب قوم يهود، اعمال آنان را نيز فاسد ساخت.
«بر اثر فتوحات اسكندر و نظام يونانىگرايى، تجددخواهى در بين آنها راه يافت و راه و رسم يونانيان رواج گرفت. بسيارى از يهوديان در عصر «حكومت با مداراى بطلميوسيان» بر آيين ديرين خود خرده گرفتند و آن را محدود و بىنتيجه دانستند.
در عصر حكومت سختگير «سلوكيان» فرهنگ يونانى بيش از پيش در بين يهود رخنه كرد و حزبى كه به يونانيان تمايل داشت نيرو يافت و يكى از رهبران آن ياسن، كاهن اعظم يهود گرديد و به آيين يونانيان ورزشگاه ساخت و بر خلاف معتقدات يهود، جوانان را نيمه عريان كرد و به ورزش واداشت.» ٦
مقصود ما در اينجا آن نيست كه به صورت مشروح حوادث رفته بر دين و آيين موسى (ع) را بيان كنيم بلكه منظور اشارهاى اجمالى به جريانى است كه موجب شد اين آيين، چنان كه شايسته بود بر عرصه زمين تحقق نيابد و مدينه مطلوب دينى را ايجاد نكند.
فرقههايى كه يكى پس از ديگرى در ميان يهوديان صاحب نفوذ شدند، هر كدام به سهم خود وجهى از آيين حقه موسى كليماللّه را از بين بردند. سختگيرى برخى پادشاهان اگر چه واكنشهايى را از سوى بعضى از مؤمنان به آيين موسى (ع) در پىداشت اما نتيجه نهايى چيزى جز سلطه يونانيان و يونانىگرايى در اعمال و اقوال يهوديان نبود. يونانگرايان به صورت «صدوقيان» و يهودگرايان (وفاداران سنن يهودى) به اصحاب «فريسه» معروف شدند. اما در هر صورت نهضت يهود ادامه نيافت و نفوذ يونانى به استقلال فكرى و فرهنگى يهود نيز خاتمه داد. «صدوقيان هيچ يك از گفتههاى مشايخ و كاتبان را كه خارج از وحى مدون در اسفار تورات بود قبول نداشتند ... و به رستاخيز و قيامت نيز اعتقاد نداشتند و زندگى را منحصر به همين حيات دنيوى مىدانستند. جاودانگى روح در نظر آنان يك عقيده بىاساس بود و به وجود فرشتگان اعتقادى نداشتند.» ٧
در مقابل اين فرقه «فريسيان» شديدا پيرو اجراى فرامين تورات بودند ليكن دريافتهاى آنان از آيين موسى كليماللّه نيز در خور تأمل بود. آنان «مدعى