ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - فجر مقدس
فجر مقدس
حوادث آخرين ماههاى پيش از ظهور
مجتبىالسادة
ترجمه: محمود مطهرىنيا
بخش پايانى
اشاره:
در بخشهاى قبلى، حوادثى را كه از ماه جمادىالثانى سال پيش از ظهور تا ماه ذيقعده همان سال پيش مىآيد بررسى كرديم. در اين قسمت به بررسى رويدادهايى مىپردازيم كه در ماه محرم رخ مىدهند.
ب- فرو رفتن در بيابان (از علايم حتمى)
سفيانى كه از ظهور حضرت مهدى (ع) خبردار شده است، سپاهى را به سوى حجاز گسيل مىدارد، آنها روز دوازدهم محرم به مدينه مىرسند. فرمانده اين سپاه از قبيله «كَلَب» است كه به او «خزيمه» مىگويند. چشم چپش نابيناست و روى مردمك چشمش پرده ضخيمى وجود دارد. در مدينه به خانه «ابىالحسناموى» ساكن مىشود. سپاه اموى در مدينه سه روز مىمانند و آن شهر را غارت مىكنند و كشتارگاههايى را برپا مىكنند و خون اهالى آنجا را بر زمين مىريزند و مردان را كشته و زنان و دختران را اسير مىكنند، منبر رسولاللّه (ص) را خردكرده و قبر شريفشان را منهدم مىكنند. حيوانات و مركبهاى آنها در مسجد مبارك پيامبر (ص) مدفوع مىكنند. پس از آن سپاه سفيانى از مدينه به قصد جنگيدن با تازهواردان مكه و [به گمان خود] به هم آوردن سر و ته جريان نوظهور حضرت مهدى (ع) خارج مىشود. به خاطر شدت و نحوه تخريب اين سپاه احاديث ما آن را به سيل تشبيه كردهاند[١]. اين سپاه در ميانه راه به بيابان بيداء كه بين مكه و مدينه واقع شده است مىرسند[٢]. لشكريان شب پانزدهم محرم به اين منطقه مىرسند و شب را در آنجا بيتوته مىكنند. خداوند متعال به جبرئيل (ع) فرمان داده و او هم فريادى از سر خشم و غضب بر آنها مىكشد كه: اى بيداء (بيابان)! اين جمعيت ستمگر در خود فرو بر. زمين هم آنها را با تمام سلاحهايشان مىبلعد كه تنها دو نفر كه از قبيله جهينه هستند و ملقب به بشير و نذير مىشوند نجات مىيابند كه بر صورت آنها چنان سيلى زده مىشود كه چهره هر دو به عقب برمىگردد.
بشير به دستور جبرئيل به خدمت حضرت مهدى (ع)