ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - مسيح يهودى و فرجام جهان
امتحان و آزمايش شيطان قرار گرفت، امتحان او با رد تسليم شدن مقابل شيطان و هوى و هوسهايى از قبيل عيش و نوش و خودنمايى و تكبر و جاهطلبى (به عنوان اينكه پادشاه يهوديان باشد) پايان يافت. خود يسوع مىگويد كه آموزههايش، تكميل كننده تعاليم موسى (ع) است.
يسوع وصاياى دهگانه را همانگونه كه در تورات ذكر شده بود، گرفت، اما به آنها معنايى روحانى و معنوى بخشيد كه بر روح و روان تمركز داشت.
او ملاحظه كرد، ظاهرگرايى (فرماليسم) و توجه به ظاهر معانى بهويژه در «فريسيان» آشكار است.[١] آنها در فهم و درك شريعت و آيين پيامبران به ظاهر تعاليم توجه مىكردند و گمان مىبردند، برتر از ديگران هستند و نجات و رهايى فقط براى ايشان است.
به همين دليل، يسوع گفت: براى تكميل كردن آمده، نه نجات دادن و محبت و عشق تكميل كننده شريعت است. آموزهها و تعاليم او كه در «موعظه كوه» (موعظهانجيل) نمود پيدا مىكند، انقلابى عليه صورتگرايى به شمار مىآمد:
هر كس عمل كند و به عمل خويش آگاه باشد، او در ملكوت آسمانها بزرگ خوانده مىشود. من به شما مىگويم، اگر بر نيكى و احسان خويش نسبت به نويسندگان و فريسيان نيفزاييد، وارد ملكوت آسمانها نمىشويد. شنيدهايد كه به پيشينيان گفتهاند، نكشيد ... اما من به شما مىگويم، هر كس بيهوده بر برادر خويش خشمگين شود، مستوجب عقوبت (مرگ) است ... اگر قربانى خود را براى ذبح به قربانگاه بردى و ناگاه به ياد آوردى كه برادرت حقى برگردن تو دارد، قربانىات را در آستانه قربانگاه رها كن و نزد برادرت برو، با او آشتى كن و پس از آن بيا و قربانىات را تقديم كن ... شنيدهايد كه به پيشينيان گفته شده كه زنا نكنيد ... اما من به شما مىگويم، هر كس به زنى نگاه كند و او را هوس نمايد، در قلب خويش با او زنا كرده است ... همچنين شنيدهايد كه به پيشينيان گفتهاند: سوگند و پيمان خود را نشكنيد، بلكه پيمانهاى خويش را براى خداوند ادا كنيد ... اما من به شما مىگويم، البته كه نبايد قسم بخوريد، نه به نامهاى خداوند كه آنها كرسى خداوند هستند و نه به زمين چون قدمگاه اوست ... به سر خود نيز قسم مخور، چون تو توانايى خلق يك تار موى سفيد يا سياه را ندارى ... بلكه سخنت بايد فقط، بله، بله و نه، نه باشد، هر كس بر آن چيزى بيفزايد، شرور و بدنهاد است ... شنيدهايد كه گفته شده، نزديكانت را دوست مىدارى و بر دشمن خويش كينه مىورزى ... اما من به شما مىگويم، دشمنان خويش را دوست بداريد، براى لعنت كنندگان خويش طلب رحمت و بركت و به دشمنان خويش نيكى كنيد و براى كسانى كه به شما گزند مىرسانند و بدى مىكنند و شما را طرد مىنمايند، نماز بخوانيد تا فرزندان پدرانتان باشيد، پدرى كه در آسمانهاست ...؛ چرا كه، اگر به كسانى كه شما را دوست دارند، محبت كنيد، چه پاداشى براى شما وجود دارد؟[٢].
يسوع در انقلاب خويش عليه صورتگرايى يهود ادامه مىدهد:
هر چيزى كه از خارج وارد بدن انسان شود، انسان نمىتواند آن را نجس و ناپاك نمايد، چون وارد قلب او نمىشود، بلكه به شكم او سرازير مىشود و سپس از بدن دفع مىشود ... آنچه كه از انسان خارج مىشود، آن است كه انسان را ناپاك و آلوده مىنمايد، چون از درون، از قلب انسانهاست كه افكار ناپسند سرچشمه مىگيرد: زنا، فسق، قتل، سرقت، آز، شرارت، مكر، بىعفتى، چشم ناپاك، كفران، خودپسندى، نادانى ... تمام اين ناپاكىها از درون خارج مىشود و انسان را آلوده مىنمايد[٣].
انقلاب يسوع به شدت با دروغها و فريبكاريها برخورد كرد و هنگامى كه او وارد هيكل شد، به دانشآموزانش گفت كه خانه پدرش، خانه نماز بوده است، در حالى كه اين قوم آن را پناهگاه و مأمن دزدان كردهاند و براى اينكه تأكيد كند، او «مسيح سياسى» براى يهود نيست، آنها را به ملكوت خداوند دعوت كرد. احبار از او پرسيدند:
آيا مىتوان به سزار (امپراتور رم) جزيه داد يا خير؟»، او از آنها خواست، فقط (يك دينار) به او به عنوان جزيه بدهند. به آنها گفت: اين فهرست و نوشتار را براى چه كسى تهيه مىكنيد؟ پاسخ دادند: براى سزار. يسوع به آنها گفت: هر آنچه مال سزار است به او بدهيد و هر آنچه از آن خداست به خدا بدهيد.[٤].
و اعلام كرد: سرزمين و مملكت خداوند براى همه است.
و به رؤساى كاهنان و شيوخ گفت:
«باجگيران و زناكاران براى رسيدن به ملكوت خداوند از شما سبقت مىگيرند»[٥].
نشو و نماى مسيح (يسوع) و نشو و نماى مسيحيت، دو حقيقت زير را براى ما آشكار مىكند:
- اصل و تبار يهودى يسوع مسيح؛
- ريشه يهودى دين و آئين مسيحيت.
بهنظر مىرسد، شكلگيرى و تأسيس مسيحيت به عنوان يك آيين جديد، در زمان حيات يسوع صورت نگرفته است، بلكه اين مسئله نياز به گذر بيش از يك قرن دارد. از لحظهاى كه حضرت مسيح اين زمين را ترك گفت تا نيمه قرن دوم ميلادى كه تأسيس و شكلگيرى